قال الله العظيم: «جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ»1
خودم و همه عزيزان و نمازگزاران و شنوندگان را به ورع و تقوا و دوري از گناه سفارش ميکنم. بحث امروزم به مناسبت سالروز ولادت علي بن موسي الرضا (ع) است. امام علي بن موسي در سال 148 هجري قمري به گفته عدهاي از مورخان 11 ذي القعده تولد يافت و در دامان مادرش نجمه طلوع کرد و در سال 203 هجرت هم شهيد شد و بر اين اساس از تاريخ، 55 سال عمر مبارک ايشان بوده است. از آن روزي هم که حضرت تولد يافت امام هفتم نام او را «رضا» گذاشت. کلمه رضا از زبان مقدس امام هفتم از همان ساعات اول صادر شد. از حضرت جواد ميپرسند: چرا پدر شما را رضا ميگويند؟ آن شاعر ميگويد شنيدهام ميگويند چون از مأمون راضي بود و مأمون هم از او راضي بود. امام نهم فرمود: نه چنين نيست. اينکه پدر مرا رضا ميگويند براي اينکه در آسمانها مورد رضايت است خدا و انبياء و فرشتگان از او راضي اند و در زمين هم زمينيان از او راضي هستند. بعد اين فرد ميگويد که پدران شما هم که چنين بودند آسمانيان از آنها راضي بودند. فرمود بلي ولي در زمين چنين نبود ولي زمينيان با پدرم حضرت رضا (ع) توافق کردند.
کلمه رضا» يک کلمه بسيار پرباري است. روز عيد روز ولادت انسان کامل زمان جلوه ميکند تجلي زمان در طول تاريخ در مواقع خاص بوده است و به زمان رنگ زيبايي داده است و جمال و جلال خدا در قطعهاي از زمان نمايان شده است حضرت رضا (ع) در مثل امروزي که به دنيا آمد يک جلوه خاصي به زمان داد و لذا رضا گفته ميشود. رضا نسبت به خود حضرت چيست؟ نسبت به خدا و انبياء چيست و نسبت به اهل زمين چيست؟ امّا رضا نسبت به خود حضرت اين است که جهان را به عين رضا ديد يعني همه عالم را با چشم رضا نگاه کرد و اين نقطه رفيعي در تکامل انسان است که انسان نسبت به جهان آنچنان که هست و به حوادث آنچنان که رخ داده راضي و خشنود باشد «لا يري متقدماً و لا متأخراً و لا تقديماً» نه بخواهد چيزي جلو بيفتد نه بخواهد دگرگون شود ميگويد آنچه خدا ميخواهد. آنچه خدا ميخواهد بر او راضي است و بر آن شاد است، عالم را آنچنان میبيند که خدا عالم را اينچنين ديده و دوست دارد اين نقطهاي بلند براي يک انسان است. از سوي ديگر خدا هم از او راضي است. نکته سوم اينست که اين عين رضا در ياوران و شيعيان و محبان او منعکس شود يعني محبان او هم چنين باشند.
حديثي است از پيغمبر اکرم (ص) است که مردم را چند دسته ميکند؛ دسته اول آناني که سريع الغضب و سريع الرضايند، دسته دوم آناني هستند که بطئ الغضب اند و بطئ الرضايند، دسته سوم آنانند که سريع الغضب اند و بطئ الرضايند، دسته چهارم سريع الغضبند و بطئ الرضايند.
يعني انسانهايي هستند که زود عصباني ميشوند و زود هم راضي ميشوند. دسته ديگر آنانند که دير عصباني ميشوند و اگر عصباني شدند به اين زوديها آرام نميشوند و ترشرويي و اخمشان را زود از دست نميدهند. دسته ديگر دير عصباني ميشوند ولي زود آرام ميگيرند. دسته چهارم مقابل آن دستهاند زود غضب ميکنند و براحتي آرام نميگيرند. رسول اکرم (ص) ميفرمايد شر دستهاي که زود عصباني ميشوند و براحتي هم آرام نميگيرند بيشتر است. عصباني ميشوند در اموري که نبايد در نظام آفرينش در حوادث عالم و رخدادها عصباني شوند يا غضب ميکنند، دنبال غضب هم چه بسا حرفهاي نادرستي ميزنند و چه بسا کلماتي را بر زبان ميآورند که نبايد بگويند. گاهي انسان ميبيند افرادي در اثر حوادث و ناراحتي حتي نسبت به نماز کوتاهي ميکنند ميگويند چرا براي من چنين است پس به نماز هم اهميت نميدهند. اين روحيه ناراضي بودن بسيار روحيه بدي است روحيه ناراضي بودن آدمي را مأيوس ميکند نسبت به آينده مخصوصاً اگر جوان باشد که او را خرد ميکند اين افسردگي و آن نااميدي و آنکه آدم خودش را عقب ببيند بسيار بد است. لذا خيلي نکته بلندي است. خشنود بودن در سر تا پاي آدم خيلي آدم را رشد ميدهد، نميگذارد انسان زمين بخورد در علم و تأثير علم انسان زمين نميخورد در حرکتها و جنبشهاي اجتماعي سقوط نميکند اين حالتي است که حالت رضا دارد و اين حال رضا بسيار خوب است. پيامبر اکرم (ص) ميفرمايد بهترين اين دستهها آدمهايی هستند که وقتي غضب ميکنند سريع آرام شوند يعني در امور عالم همين طور تند تند عصباني نميشوند فرياد نميزنند و کسي را خوار نميکنند در بيرون خانه نسبت به افراد عصباني نيستند در خانه صدا را بلند نميکنند آدمهايي خوبند که اينها راضي هستند و به زودي عصباني نشده و اگر هم عصباني شدند به سرعت عوض شوند به سرعت راضي شوند. اين يک حديثي است که خواستم عرض کنم حال رضا و غضب چيست.
حال برميگردم به حالات و نکاتي راجع به علي بن موسي الرضا. اينکه امام رضا رضاست و نظام هستي او را راضي ميبيند خدا و فرشتگان او را راضي ميبينند چيزي قابل ميزان و حس نيست بلکه يک نقطه کمال و جمالي است نامحدود که بسيار هم بالا و عالي است. ديدن جهان به چشم رضا نقطه بلندي است. يکي از شعراي زمان آن حضرت ملقب است به أبو نواس. أبو نواس شاعر عصر امام رضاست و شاعري است که درباره مي و عشق و عشق بازي و عياشي شعر گفته، چون زمان هم زمان عياشي بوده، دستگاه مأمون هم همين بوده، جمع هم جمع ادباست، در جمع ادبا ايشان بسيار شعر ميگفته است. يک وقتي يک نفري که نام او صولي است به نظرم حسن صولي است که در تاريخ آمده در عصر امام رضا زندگي ميکرده است. آدم محترمي بود ميگويند يک روز به أبو نواس گفت تو اينقدر شعر عالي ميگويي، توجه همه را به خودت جلب ميکني چرا راجع به امام رضا، علي بن موسي، شعر نميگويي. او نگاهي کرد و في البداهه اين اشعار را گفت گفت
قيل لي أنت أشعر الناس طرا إذ تفوهت بالكلام البديهي
لك من جوهر القريض مديح يثمر الدر في يدي مجتنيه
فعلا ما تركت مدح ابن موسي و الخصال التي تجمعن فيه
قلت لا أهتدي لمدح إمام كان جبرئيل خادما لأبيه
قصرت ألسن الفصاحة عنه و لهذا القريض لا يحتويه2
تو در شعر بيبديلي، شعر گفتن تو جيّد است، همه از شعر گفتن تو تعريف ميکنند، شعرهاي تو گيراست که چون درختي بر شاخسارش دُرها به عنوان ميوههاست. چرا پس مدح پسر موسي کاظم را نميگويي با اين همه جمال و رأفت و زيباييهايش؟!
بعد اين بيت را ميگويد: قلت لا أهتدي لمدح إمام كان جبرئيل خادما لأبيه
من جواب به شما ميدهم من نميتوانم راجع به کسي شعر بگويم که جبرئيل خادم پدر او بوده است. مگر ميشود براي چنين آدمي شعر گفت؟
اين شعر را ابن خلکان از علماي اهل سنت بعد بعضي از مورخان نقل ميکنند که اهل سنت چنين ميگويند که بهترين شعري که در عرب گفته شد در وصف پيغمبر اکرم بود در جنگ بدر بود که پيامبر اکرم فرمود شما از اينجا يک قدم برداريد به بئر بدر ميرسيد که طير الأرض است آنها چنين کردند.
و ثبير بدر إذ يرد وجوههم جبريل تحت لوائنا و محمد
اينچنين بود که وقتي پيامبر اکرم چنين فرمود که حرکت کنيد اينها يک قدم برداشتند قدم دوم همان نقطهاي بودند که بئر بدر بود.شاعر اينجا شعر گفته و گفته سوگند به شعر بدر ميگويد اين شعر از اشعار عالي عرب است ولي يکي از ادبا ميگويد از اين شعر زيباتر شعري است که أبو نواس براي علي بن موسي الرضا گفت
قلت لا أهتدي لمدح إمام كان جبرئيل خادما لأبيه
من نميتوانم مدح امامي را بگويم که جبرئيل امين خادم او بوده است. جبرئيل امين اينچنين خدمتگزار بيت وحي و بيت نبوت بوده است. اين مقام علي بن موسي الرضاست که در آن عصر چنين بود و اين رضا بر زمين و آسمان منعکس شده است يعني چه؟ يعني آسمانيان براي رضاي علي بن موس الرضا حساب باز ميکنند زمينيان براي رضاي او حساب باز ميکنند اين يعني چه؟ يعني وقتي زمينيان از امام رضا چيزي را خواستند چون او مقامش رضاست کسي را ناراضي نميکند اينکه ميبينيد توسل به علي بن موسي الرضا کارگشاست گرچه توسل به اهل بيت (ع) همه کارگشاست ولي هيچ کدام به پايه حرم امام رضا نميرسد چه بسيار گرفتاران آنجا مشکلاتشان حل شد چه بسيار بيماراني که آنجا شفا گرفتند دلهاي شيعه و سني چقدر به حضرت رضا توسل پيدا کردند و از امام رضا گرفتند گويا او نميخواهد کسي ناراضي شود همه را آنچنان که به هر حال و وضعي هستند پاسخ ميدهد. در درگاه ملکوت اعلي هم مسر است اصرار دارد اينها کتابي نيست. براي بعضي چيزها لازم نيست انسان آيه و حديث بياورد. تجربهها اين است. اينها که دل دادهاند همين را يافتهاند. حضرت رضا ع در درگاه خدا اصرار ميکند کاري که از او خواستند او اصرار کرده کار را انجام دهد مگر واقعاً مصلحت نباشد يا مصلحت در تأخير آن باشد اين نکته نکتهاي است که توجه شيعيان را نسبت به امام رضا جلب کردهاند. البته نکته کلامي هم دارد نکته کلامي آن هم اين است که آدم را متوجه به مذهب اماميه و دوازده امام ميکند چون بعد از او هم به حضرت جواد پايبند ميشود و در حقيقت ديگر نميرود در جمع واقفيه که به موسي بن جعفر (ع) متوقف شدند و گفتند او مهدي آخرالزمان است و از دنيا نرفته است. بهرحال حضرت رضا (ع) يک چنين لطف و عنايتي دارد که بنده فکر ميکنم که به حضرت هم که خطاب ميشود السلام عليک ايها الامام الرئوف اين رأفتش هم بر همين پايه است. رأفتش از يک طرف نکته کلامي دارد که همين ائمه دوازده نفر و اثناعشر است و از يک طرف ارتباط با حال او و شرايط او ارتباط پيدا ميکند و اينکه در چه نقطهاي قرار گرفته است و خداوند متعال ذات اقدسش را چگونه قرار داده که وقتي دست نياز به سوي او دراز شد دست او را خالي برنميگرداند و لذا امروز روز عيد است چون روزيست که زمان تجلي کرده است. روزي است که زمان زيبايي خاصي پيدا کرده گرچه زمان عنصري از طبيعت است ولي باز به مناسبتها زيبايي و جمال خاصي مييابد و اينچنين است علي بن موسي الرضا که امروز روز عيد است بنابراين ما به تو تبريک ميگوييم البته به تمام ملت اسلام کشور ايران و شما نمازگزاران تبريک عرض ميکنيم ولي تبريکي که پاسخ داشته باشد تبريکي که عوض داشته باشد تبريک به فرزند توست وجود حضرت حجة بن الحسن المهدي ارواحنا له الفداء است.
شاعر اديب شيراز هم همين راه را رفته ميگويد:
ساقيا آمدن عيد مبارک بادت آن مواعيد که کردي نرود از يادت
همة نکته اينجاست. اي امام زمان تبريک به تو ميگوييم. تولد جدت علي بن موسي را به تو تبريک عرض ميکنيم بيش از اين هم سرمايهاي در کف دست ما نيست ولي تو همين سرمايه و تبريک ما را شامل لطف و رحمتت کن. تو چنين هستي و لذا به تو ميگوييم آن مواعيد که کردي نرود از يادت بالاخره ما را فراموش نکن ما کساني هستيم که ولادت امام رضا را به شما تبريک عرض ميکنيم بسياري از ماها در حرم امام رضا (ع) هستند بسياري دوست دارند در حرم بودند اسم تو را ميشنوند دلها شاد ميشود پس ساقيا آمدن عيد مبارک بادت. به نظر من حافظ خطاب به امام عصر ميکند.
آن اشارتها و نويدها که به شيعيانت ميدهي را فراموش نکن.
حافظ از دست نده دولت اين کشتي نوح ورنه طوفان حوادث ببرت بنيادت
پسرجان! دختر عزيزم! جوانان عزيز! پيران! پدران! مادران! خانوادهها! دولت اهل بيت، توسل به اهل بيت را از دست ندهيد توجه، اطاعت، فرمانبرداري رضاي آنها تحصيل خشنودي آنها ما را به رضاي علي بن موسي الرضا وصل ميکند.