محتوای نشریات
بسم الله الرحمن الرحيم
متن كامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 08/08/88
  

«خطبه اول»

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتي‏ كُنْتَ عَلَيْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلي‏ عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبيرَةً إِلاَّ عَلَي الَّذينَ هَدَي اللَّهُ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ».1

شب ولادت امام حسن (ع) سبط اکبر حضرت محمد (ص) است که به شما عزيزان نمازگزار تبريک عرض مي­کنم و جمله­اي درس اخلاق از اين امام بزرگوار نقل مي­کنم. اولاً روز ولادت ايشان را روز نيمه ماه مبارک رمضان نوشته­اند. در لحظه ولادت پيامبر در مسجد تشريف داشتند وقتي شنيدند آمدند به خانه حضرت فاطمه (س) و به صديقه کبري تبريک گفتند و عزيزشان را بغل کردند و به گوش راست اذان و به گوش چپ اقامه گفتند. ايشان را در قنداقه زرد پيچيده بودند. پيامبر فرمود امام حسن را در پارچه سفيد بپيچيد. ظاهر امر اين است براي اينکه پارچه سفيد چرک را نشان مي­دهد و نظافت براي کودک بسيار مهم است.

اين حديث در کتاب احتجاج است. تمام راويان حديث که در سند حديثند افرادي معتبر و موجه­اند.

«محمد بن قيس عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر ع قال بينا أمير المؤمنين في الرحبة و الناس عليه متراكمون فمن بين مستفت و من بين مستعد إذ قام إليه رجل فقال السلام عليك يا أمير المؤمنين و رحمة الله و بركاته‏. فقال و عليك السلام و رحمة الله و بركاته من أنت قال أنا رجل من رعيتك و أهل بلادك فقال له ما أنت برعيتي و أهل بلادي و لو سلمت علي يوما واحدا ما خفيت علي فقال الأمان يا أمير المؤمنين فقال هل أحدثت منذ دخلت مصري هذا قال لا قال فلعلك من رجال الحرب قال نعم قال إذا وضعت الحرب أوزارها فلا بأس قال أنا رجل بعثني إليك معاوية متغفلا لك أسألك عن شي‏ء بعث به ابن الأصفر إليه و قال له إن كنت أحق بهذا الأمر و الخليفة بعد محمد فأجبني عما أسألك فإنك إن فعلت ذلك اتبعتك و بعثت إليك بالجائزة فلم يكن عنده جواب و قد أقلقه فبعثني إليك لأسألك عنها فقال أمير المؤمنين ع قاتل الله ابن آكلة الأكباد و ما أضله و أعماه و من معه حكم الله بيني و بين هذه الأمة قطعوا رحمي و أضاعوا أيامي و دفعوا حقي و صغروا عظيم منزلتي و أجمعوا علي منازعتي يا قنبر علي بالحسن و الحسين و محمد فأحضروا فقال يا شامي هذان ابنا رسول الله و هذا ابني فاسأل أيهم أحببت فقال أسأل ذا الوفرة يعني الحسن ع فقال له الحسن ع سلني عما بدا لك فقال الشامي كم بين الحق و الباطل و كم بين السماء و الأرض و كم بين المشرق و المغرب ...فقال الحسن ع بين الحق و الباطل أربع أصابع فما رأيته بعينك فهو الحق و قد تسمع بأذنك باطلا كثيرا فقال الشامي صدقت قال و بين السماء و الأرض دعوة المظلوم و مد البصر فمن قال لك غير هذا فكذبه قال صدقت يا ابن رسول الله...»2

«مردي ناشناس از شام به کوفه آمد و به محضر حضرت علي (ع) آمد و گفت من سؤالي دارم. حضرت فرمود: تو کيستي؟ گفت من عراقيم و از رعيت شمايم. حضرت فرمود: تو عراقي نيستي او اعتراف کرد که من شامي هستم. سلطان روم نامه­اي به معاويه نوشته سؤالاتي کرده که معاويه نتوانسته پاسخ دهد. معاويه گفت اين سؤالات را اميرالؤمنين مي­تواند به تو جواب دهد. سؤالات مفصل است. سه نفر خدمتشان بودند حضرت مجتبي، حضرت حسين و محمد بن حنفيه. حضرت فرمود اين دو فرزندان پيامبرند و ديگري فرزند من است از هر کدام مي­خواهي سؤالات را بپرس. او نگاه به امام مجتبي کرد. سؤالاتش طولاني است ولي اولين سؤالش اين است «کم بين الحق و الباطل؟» بين حق و باطل چه تفاوتي است. سؤال ديگر اين است که «کم بين سماء و الأرض» بين آسمان و زمين چقدر فاصله است بعد از کهکشان، قوس و قدر پرسيده منظور من سؤال اول است حضرت مجتبي فرمود آن چيزي که مي­بيني حق است و باطل چيزي است که مي­شنوي و اکثر چيزهايي که مي­شنوي باطل است. و فاصله بين زمين و آسمان ناله مظلوم است. «دعوة المظلوم» اشاره به نکته اخلاقي دارد و «مد البصر» اشاره به نکته فيزيکي آن دارد که بحث طولاني است. حق و باطل هم بحث اخلاقي است. امام مجتبي (ع) در بيان حق و باطل فرمود: آنچه مي­بيني حق است و آنچه مي­شنوي اکثراً باطل است. امام مجتبي به حق و باطل معناي گسترده داده حق در لغت يعني مطابق با واقع بودن و باطل يعني خلاف واقع بودن. توحيد حق است کفر باطل است کذب باطل است. امام مجتبي در بيان حق و باطل به ديدنيها و شنيدنيها اشاره به فساد اجتماعي آن روز دارد يعني آن روز جامعه بيمار شده بود.

بيماري جامعه گفته­ها با حدسها و خيالها و پندارها بود. جامعه را تکه تکه مي­کرد و جامعه اسلامي از آن استوار بودن و اتقان خودش افتاده بود در صورتيکه قرآن کريم مي­فرمايد ما شما را امت وسط و معتدل قرار داديم آنها که مي­دوند بايد به شما برگردند آنهايي که مانده­اند بايد به سوي شما بيايند.

نه افراط درست است نه تفريط نه تندي درست است نه کندي. جامعه اسلامي و امت اسلامي بايد در حد وسط باشد. اعتدال مسئله بسيار مهمي است که نقش امت اسلام را مشخص مي­کند البته در ذيل اين آيه کريمه مفسرين به امت در طول تاريخ و جنايات و ظلمهاي وارده به آن پرداخته­اند ولي پاسخ آنها دو کلمه است. 1ـ «كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً» يعني خداوند امت اسلام را معتدل قرار داد. رسيدگي به روح و بدنشان اعتدال است، برنامه پيغمبر اکرم(ص) اعتدال است. در هر عصري هم امتي هستند که داراي چنين اعتدالي هستند ولي همه بايد به آنها بپيوندند لذا در روايات است که در هر عصري گروهي معتدلند و مرکز ثقل و قطبشان امامانند در رواياتي آمده که امام صادق (ع) فرمود مرکز ثقل ماييم انسانها هر چه نزديکتر به اين ثقل باشند به اعتدال نزديکترند. امروز هم وجود اقدس حجة بن الحسن (عج) امام زمان نقطه ثقل­ و اعتدالند و همه بايد به اين سو حرکت کنند. درس امام حسن مجتبي (ع) درس مهمي است و براي جامعه ماست. وقتي حق را در کتابهاي لغت نگاه مي­کنيم تعريفي دارد و مي­گويد حق اين است که در دامن عقل قرار مي­گيرد و باطل اين است که در دامن جهل قرار مي­گيرد. اگر باطل در دامن جهل قرار گرفت قشون خود را راه مي­اندازد همانطورکه حق در دامن عقل سربازاني دارد و ارتش خود را راه مي­اندازد هرکدام از آنها 75 سرباز دارند درست در مقابل هم. اگر جامعه­اي متوجه عقل بود و به عقل توجه داشت موفق مي­شود و به جاي يأس اميد ايجاد مي­شود.

وقتي جامعه جامعه عقل بود روي کشور حساب مي­شود و مي­گويد اين انقلاب انقلاب اسلامي است اين انقلاب با اين عظمت و زيبايي بيشتر بايد خودش را در جهان نشان دهد توجه به اين انقلاب می­کند، حرفهاي بي­اساس مأيوسش نکند اگر مأيوس شدي و گفتي اين چه وضعي است و اين چه زندگي است اينها همه جهل است بايد به طرف حق رفت عقل مي­گويد اين انقلاب اسلامي دشمن زياد دارد سرمايه عظيمي دارد. بهترين سرمايه­اش جوانهاي کشورند درسخوانده و باکمالاتند. اين جامعه مملکتي نيست که در آن کسي بگويند من چه کار کنم يا حرفهايي در روحيه او اثر بگذارد. از جنود عقل، رحمت و از جنود جهل، قساوت است. اين معناي امت وسط است مي­خواهيم به دنيا بگوييم شما بياييد وسط ما آنهايي که جلو رفته­ايد برگرديد حرف ما به دنيا اين است. اگر بخواهيم در نوشته­هايمان آبرو کسي را ببريم، اين فضايي که در آن نشسته­ايم به عنوان کشور و امت اسلامي به آن نگاه نکنيم، دود چشم همه را مي­گيرد. بنابراين اين بحثها براي صدور انقلاب خسارت دارد. الان وقت صدور انقلاب اسلامي است با اين همه افکار بيدار و روشن. ما نبايد سخنها و نوشته­ها و برخوردهايمان طوري باشد که اين گروه به آن گروه فشار بياورند و آن گروه اين گروه را زمين بزنند اينها با آيه «كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً» جور نيست رهبر معظم انقلاب دام ظله در دانشگاه که براي دانشگاهيان صحبت مي­کردند که در خطبه دوم خواهم گفت در آنجا بعضي­ها گفتند چرا چنين و چنان نمي­شود ايشان فرمود اين مطالب بايد ثابت شود. اين همان بيان حضرت مجتبي است آنچه علم داريد روي آن بايستيد آنچه يقين داريد بر آن تکيه کنيد. آنچه هم علم است بايد ديد به چه صورت بايد باشد اين يک سلسله مباحثي است که ما امروز گريبانگيرش هستيم.

اين درس درس اخلاق است که امام مجتبي به ما مي­دهد. انسان بايد در ماه مبارک رمضان از ظلم نااميدي حرص خيانت و غيبت و تهمت خودش را دور کند خودش را به ليلة القدر نزديک کند ماه مبارک رمضان ماه بزرگي است محيي الدين مي­گويد روزه را خدا در ماه رمضان انتخاب کرد که ماه قمري است نه ماه شمسي براي اينکه روزه در تمام سال بگردد تا تمام روزها متبرک به روزه شوند ليلة القدر در تمام سال و فصلها بگردد تا تمام زمان متبرک به ليلة القدر شوند. [فتوحات، ج1، ص659] بعد روايت دارد که تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم همه در شب ماه مبارک رمضان نازل شدند. صحف ابراهيم شب اول، تورات ششم ماه مبارک، انجيل سيزدهم ماه مبارک، زبور هجدهم ماه مبارک نازل شدند، قرآن نيز در شب بيست و سوم ماه مبارک نازل شد.[ من‏لايحضره‏الفقيه، ج2، ص159 و تهذيب‏الأحكام، ج4، ص193 و وسائل‏الشيعة، ج10، ص311 و المقنعة، ص309 ]

همه اينها در شب نازل شده­اند. شب هم براي اين انتخاب شده چون حال دعا و عشق به خدا بهتر است

حافظ هر آن که عشق نورزيد و وصل خواست         احرام طوف کعبه دل بي وضو ببست

حالات شب حالات معاشقه و وصل است. من اين قسمت از دعاي افتتاح و ابوحمزه ثمالي را براي جواناني که علاقه به نماز و روزه ندارند نقل مي­کنم، ببينيد خدا با شما جوانان چطور صحبت مي­کند.

«يَا رَبِّ إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْكَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَيَّ فَلَا أَقْبَلُ مِنْكَ كَأَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ ثُمَّ لَمْ يَمْنَعْكَ ذَلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لِي»

تو مرا مي­خواني من پشت به تو مي­کنم

وَ تَتَحَبَّبُ إِلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْكَ

تو مي­آيي به من نزديک شوي و به من عشق بورزي و محبت کني، من به تو دشمني مي­کنم من خدايي نکرده اصلاً نماز هم نمي­خوانم ولي با همه بديهايي که دارم تو به من نزديک مي­شوي

وَ الْإِحْسَانِ إِلَيَّ وَ التَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ

تو با من طرح دوستي مي­ريزي ولي من فرار مي­کنم و از تو نمي­پذيرم. انگار من ناز مي­کنم و منت مي­گذارم ولي تو ناز مرا مي­کشي. اين حالات من تو را از رحمانيت و احسانت باز نمي­دارد.

ماه مبارک رمضان اين طور است خدا نمي­خواهد کسي از رحمتش دور شود.

 

عزيزان من اگر مسجد نمي­رويد حداقل شبهاي قدر برويد. تجلي خداوند در شب قدر است. تجلي و رحمت خداوند در شب قدر است و بعد در سال فقط در عصر روز عرفه در عرفات است.

امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه ثمالي نقل مي­کند که: «حُجَّتِي يَا اللَّهُ فِي جُرْأَتِي عَلَي مَسْأَلَتِكَ مَعَ إِتْيَانِي مَا تَكْرَهُ جُودُكَ وَ كَرَمُكَ» خدايا با همه گناهاني که کردم اين رحمت توست. «وَ عُدَّتِي فِي شِدَّتِي مَعَ قِلَّةِ حَيَائِي مِنْكَ رَأْفَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ» خدايا اينکه من از تو مي­خواهم روزه­اي گرفتم نمازي خواندم با اينکه بي­حياييم در آن روز در آن شب در آن کار چقدر بي­حيائي کردم چيزي که مرا آورده رأفت و رحمت توست. بياييم در اين ماه هم دلها را به خدا بدهيم هم حالمان را خوب کنيم. اينکه مي­گوييم زبان بسته اين نيست که چيزي نخوريم بلکه زبان را به گناه آلوده نکنيم، دلمان را به گناه آلوده نکنيم، چشمانمان را به گناه آلوده نکينم تا بتوانيم از شبهاي قدر بهره بگيريم و براي اين همه مشکلات و گرفتاريهاي جهان اسلام و امام عصر (عج) دعا کنيم. تنها راه دعاست و تنها راه راز و نياز است. اين هم دعا در شبهاي قدر. حديثي هست که کسي در شبهاي ماه مبارک دعا مي­کرد، حضرت ديد اين فرد همينطور تند تند دعا مي­کند به او فرمود اين دعاست گريه­ات کجاست؟! «أين البکاء»

اشک بريزيد، روزها در دعاها اشک بريزيد مخصوصاً توجه به شبهاي قدر و تلاوت قرآن کريم داشته باشيد مخصوصاً براي فرج آقا امام زمان و مأيوسي و نابودي دشمنان اسلام دعا کنيم.

 

 
 

«خطبه دوم»

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي­کنم. چند نکته است که آنها را بيان مي­کنم:  

مجلس شوراي اسلامي در اين چند روز صلاحيت کانديداهايي را که آقاي رئيس جمهور پيشنهاد کرده بودند بررسي و به اکثريتشان رأي اعتماد داد. هيئت دولت به مبارکي و موفقيت انشاءالله کارش را آغاز خواهد کرد. حديثهايي را در اين زمينه مي­خوانم. قبل از اين کلمه وزير را معنا مي­کنم. وزير از ماده وزر است. مي­گويند فلاني وزر و وبال گردنش هست يعني باري بر دوشش دارد. «وزير المحتمل ثقل اميره و شغله» وزير کسي است که بار اميرش بر دوش اوست و ثقل بار را بر دوش گرفته و کار را انجام مي­دهد. حديث اول از پيامبر اکرم (ص) است: «قَالَ ص مَا مِنْ أَحَدٍ وَلِيَ شَيْئاً مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَأَرَادَ اللَّهُ بِهِ خَيْراً إِلَّا جَعَلَ اللَّهُ لَهُ وَزِيراً صَالِحاً إِنْ نَسِيَ ذَكَّرَهُ وَ إِنْ ذَكَرَ أَعَانَهُ وَ إِنْ هَمَّ بِشَرٍّ كَفَّهُ وَ زَجَرَهُ»3

اگر کسي امير شد و خداوند خواست به آن امير لطف کند به او وزير صالح مي­دهد. کلمه صالح آمده نه عابد و زاهد و مؤمن. صالح يعني باتقوا، با ايمان، کاردان و دلسوز. صالح يعني در کارهايش مشورت کند و احساس کند وظيفه سنگيني بر گردنش است اين وزير به کار امير نگاه مي­کند اگر کار امير درست است او را کمک مي­کند اگر کار امير درست نبود او را متنبه مي­سازد و به او تذکر مي­دهد.

بنابراين کار هيئت دولت هم همين است. هيئت دولت که در زبان فرانسوي به آن کابينه گفته مي­شود وقتي مصوبه­اي دارد همه بايد فکر کنند مشورت کنند مصالح کشور را در نظر بگيرند و ببينند چگونه بايد گرفتاريها را حل کرد. هر کدام از شما وزيران در بهبود کشور چيزي به ذهنش مي­رسد مطرح کند و بعد نتايجي بگيرند. هيئت دولت يعني فکر پخته 22 نفر يعني 1 نفر رئيس جمهور و 21 نفر هيئت وزيران بنابراين وزير يک وظيفه تذکر دارد، يک وظيفه اعانت و کمک دارد.

حديث دوم: «...وَ أَدِّ الْحَقَّ إِلَي أَهْلِهِ يَخَفَّ ظَهْرُكَ وَ يَقِلَّ وِزْرُك...‏»4

من اين حديث را از سنن نسائي نقل مي­کنم. اما در کتب حديث شيعه و سني هم هست. «وزير بارش زياد است اگر بخواهد بارش کم شود يک راه دارد. راهش اين است که «...وَ أَدِّ الْحَقَّ إِلَي أَهْلِهِ يَخَفَّ ظَهْرُكَ وَ يَقِلَّ وِزْرُك...‏» وزير اگر کار را به کاردان بسپرد و حقش را به اهلش بسپرد بارش سبک مي­شود. يعني براي همه مديران، معاونان وزير مسئول­ است.

حديث سوم منحصر به وزراء نيست، براي همه کساني است که در اين کشور قدرت دارند، در دستگاههاي مختلف کساني که حکومت و امارت مي­پذيرند برايشان ندامتي خواهد بود و دو روز دارند وقتي شير مي­خورند ---- و وقتي از شير گرفته مي­شوند --- نام دارد.

بايد مراقب باشند اين شير براي حيات جامعه است، مال جامعه است، اگر کار و وظيفه­اش را براي جامعه قرار داد اجر و ثواب مي­شود، ميز اداره­اش در شب اول قبرش برايش بسيار خوب و زيبا مي­شود ولي اگر مقام داشت و هيچ کاري نکرد اينجا حسرت مي­خورد و در روز قيامت پشيمان است و روز قيامت روز حسرتشان است. انشاء الله با استمداد حق تعالي روز خوب را داشته باشيد نه روز حسرت و ندامت.

نکته مهم ديگر نکته مهمي است که رهبر معظم انقلاب دام ظله در ديدار دانشگاهيان بيان فرمودند و آن طرح جامعه علمي براي دانشگاهيان است. اين طرح علمي براي دانشگاه که مورد تأکيد رهبر معظم انقلاب بود، در مجمع تشخيص مصلحت نظام بعنوان چشم­انداز 20 ساله بيان شده است. اين کار فقط مربوط به دانشگاهيان نيست مربوط به شوراي عالي انقلاب فرهنگي و حتي دبيرستانهاست.

دانشجويان در علوم اسلامي بسيارند در حاليکه استادها به اين اندازه نيستند تدريس و تربيت در علوم انساني بسيار اهميت دارد نبايد با شيوه غربي تدريس شود مثلاً مي­بينيم استادي دکترا دارد ولي از علوم و معارف اسلامي و عرفان خبري ندارد. اصلاً در اين واديها نيست. بايستي برنامه برنامه­اي باشد که شاگردان و دانشجويان در علوم انساني، تجربي مشخص باشند، نيازها معلوم باشد، استادها معلوم باشد.

رهبر عزيزمان خيلي احترام به دانشگاهيان و دانشجويان و استادان دارند چون کشور ما بزرگترين سرمايه را دارد که نسل جوان است. دانشجويان و دانشگاهيان بايد توجه به بسيج دانشگاهيان به تحصيل و تدريس و برنامه جامعي براي تدريس و کمال نهايي داشته باشند نه با شعار بلکه با علم و عمل در اين راه چهره برجسته­تر از امروز در دنيا داشته باشيم.

و عرض آخرم هم اين است که امشب که شب ولادت امام حسن مجتبي (ع) است و شب اکرام و اطعام است ان­شاءالله به اطعام و اکرام و رأفت نسبت به ايتام که در دعاهاي امروز است توجه داشته باشيم.

 

 

 منابع و مراجع:

1.                    سوره بقره/143.

2.                    الاحتجاج، ج1، ص 268.

3.                    بحارالأنوار،ج74، ص175، باب 7- ما جمع من مفردات كلمات الرسول؛ اعلام الدين، ص 295.

4.                    بحارالأنوار، ج28، ص 175، باب 4.

 

 

02/12/87