قال الله العظيم في کتابه الکريم: «كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتي كُنْتَ عَلَيْها إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلي عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبيرَةً إِلاَّ عَلَي الَّذينَ هَدَي اللَّهُ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ».1
شب ولادت امام حسن (ع) سبط اکبر حضرت محمد (ص) است که به شما عزيزان نمازگزار تبريک عرض ميکنم و جملهاي درس اخلاق از اين امام بزرگوار نقل ميکنم. اولاً روز ولادت ايشان را روز نيمه ماه مبارک رمضان نوشتهاند. در لحظه ولادت پيامبر در مسجد تشريف داشتند وقتي شنيدند آمدند به خانه حضرت فاطمه (س) و به صديقه کبري تبريک گفتند و عزيزشان را بغل کردند و به گوش راست اذان و به گوش چپ اقامه گفتند. ايشان را در قنداقه زرد پيچيده بودند. پيامبر فرمود امام حسن را در پارچه سفيد بپيچيد. ظاهر امر اين است براي اينکه پارچه سفيد چرک را نشان ميدهد و نظافت براي کودک بسيار مهم است.
اين حديث در کتاب احتجاج است. تمام راويان حديث که در سند حديثند افرادي معتبر و موجهاند.
«محمد بن قيس عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر ع قال بينا أمير المؤمنين في الرحبة و الناس عليه متراكمون فمن بين مستفت و من بين مستعد إذ قام إليه رجل فقال السلام عليك يا أمير المؤمنين و رحمة الله و بركاته. فقال و عليك السلام و رحمة الله و بركاته من أنت قال أنا رجل من رعيتك و أهل بلادك فقال له ما أنت برعيتي و أهل بلادي و لو سلمت علي يوما واحدا ما خفيت علي فقال الأمان يا أمير المؤمنين فقال هل أحدثت منذ دخلت مصري هذا قال لا قال فلعلك من رجال الحرب قال نعم قال إذا وضعت الحرب أوزارها فلا بأس قال أنا رجل بعثني إليك معاوية متغفلا لك أسألك عن شيء بعث به ابن الأصفر إليه و قال له إن كنت أحق بهذا الأمر و الخليفة بعد محمد فأجبني عما أسألك فإنك إن فعلت ذلك اتبعتك و بعثت إليك بالجائزة فلم يكن عنده جواب و قد أقلقه فبعثني إليك لأسألك عنها فقال أمير المؤمنين ع قاتل الله ابن آكلة الأكباد و ما أضله و أعماه و من معه حكم الله بيني و بين هذه الأمة قطعوا رحمي و أضاعوا أيامي و دفعوا حقي و صغروا عظيم منزلتي و أجمعوا علي منازعتي يا قنبر علي بالحسن و الحسين و محمد فأحضروا فقال يا شامي هذان ابنا رسول الله و هذا ابني فاسأل أيهم أحببت فقال أسأل ذا الوفرة يعني الحسن ع فقال له الحسن ع سلني عما بدا لك فقال الشامي كم بين الحق و الباطل و كم بين السماء و الأرض و كم بين المشرق و المغرب ...فقال الحسن ع بين الحق و الباطل أربع أصابع فما رأيته بعينك فهو الحق و قد تسمع بأذنك باطلا كثيرا فقال الشامي صدقت قال و بين السماء و الأرض دعوة المظلوم و مد البصر فمن قال لك غير هذا فكذبه قال صدقت يا ابن رسول الله...»2
«مردي ناشناس از شام به کوفه آمد و به محضر حضرت علي (ع) آمد و گفت من سؤالي دارم. حضرت فرمود: تو کيستي؟ گفت من عراقيم و از رعيت شمايم. حضرت فرمود: تو عراقي نيستي او اعتراف کرد که من شامي هستم. سلطان روم نامهاي به معاويه نوشته سؤالاتي کرده که معاويه نتوانسته پاسخ دهد. معاويه گفت اين سؤالات را اميرالؤمنين ميتواند به تو جواب دهد. سؤالات مفصل است. سه نفر خدمتشان بودند حضرت مجتبي، حضرت حسين و محمد بن حنفيه. حضرت فرمود اين دو فرزندان پيامبرند و ديگري فرزند من است از هر کدام ميخواهي سؤالات را بپرس. او نگاه به امام مجتبي کرد. سؤالاتش طولاني است ولي اولين سؤالش اين است «کم بين الحق و الباطل؟» بين حق و باطل چه تفاوتي است. سؤال ديگر اين است که «کم بين سماء و الأرض» بين آسمان و زمين چقدر فاصله است بعد از کهکشان، قوس و قدر پرسيده منظور من سؤال اول است حضرت مجتبي فرمود آن چيزي که ميبيني حق است و باطل چيزي است که ميشنوي و اکثر چيزهايي که ميشنوي باطل است. و فاصله بين زمين و آسمان ناله مظلوم است. «دعوة المظلوم» اشاره به نکته اخلاقي دارد و «مد البصر» اشاره به نکته فيزيکي آن دارد که بحث طولاني است. حق و باطل هم بحث اخلاقي است. امام مجتبي (ع) در بيان حق و باطل فرمود: آنچه ميبيني حق است و آنچه ميشنوي اکثراً باطل است. امام مجتبي به حق و باطل معناي گسترده داده حق در لغت يعني مطابق با واقع بودن و باطل يعني خلاف واقع بودن. توحيد حق است کفر باطل است کذب باطل است. امام مجتبي در بيان حق و باطل به ديدنيها و شنيدنيها اشاره به فساد اجتماعي آن روز دارد يعني آن روز جامعه بيمار شده بود.
بيماري جامعه گفتهها با حدسها و خيالها و پندارها بود. جامعه را تکه تکه ميکرد و جامعه اسلامي از آن استوار بودن و اتقان خودش افتاده بود در صورتيکه قرآن کريم ميفرمايد ما شما را امت وسط و معتدل قرار داديم آنها که ميدوند بايد به شما برگردند آنهايي که ماندهاند بايد به سوي شما بيايند.
نه افراط درست است نه تفريط نه تندي درست است نه کندي. جامعه اسلامي و امت اسلامي بايد در حد وسط باشد. اعتدال مسئله بسيار مهمي است که نقش امت اسلام را مشخص ميکند البته در ذيل اين آيه کريمه مفسرين به امت در طول تاريخ و جنايات و ظلمهاي وارده به آن پرداختهاند ولي پاسخ آنها دو کلمه است. 1ـ «كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً» يعني خداوند امت اسلام را معتدل قرار داد. رسيدگي به روح و بدنشان اعتدال است، برنامه پيغمبر اکرم(ص) اعتدال است. در هر عصري هم امتي هستند که داراي چنين اعتدالي هستند ولي همه بايد به آنها بپيوندند لذا در روايات است که در هر عصري گروهي معتدلند و مرکز ثقل و قطبشان امامانند در رواياتي آمده که امام صادق (ع) فرمود مرکز ثقل ماييم انسانها هر چه نزديکتر به اين ثقل باشند به اعتدال نزديکترند. امروز هم وجود اقدس حجة بن الحسن (عج) امام زمان نقطه ثقل و اعتدالند و همه بايد به اين سو حرکت کنند. درس امام حسن مجتبي (ع) درس مهمي است و براي جامعه ماست. وقتي حق را در کتابهاي لغت نگاه ميکنيم تعريفي دارد و ميگويد حق اين است که در دامن عقل قرار ميگيرد و باطل اين است که در دامن جهل قرار ميگيرد. اگر باطل در دامن جهل قرار گرفت قشون خود را راه مياندازد همانطورکه حق در دامن عقل سربازاني دارد و ارتش خود را راه مياندازد هرکدام از آنها 75 سرباز دارند درست در مقابل هم. اگر جامعهاي متوجه عقل بود و به عقل توجه داشت موفق ميشود و به جاي يأس اميد ايجاد ميشود.
وقتي جامعه جامعه عقل بود روي کشور حساب ميشود و ميگويد اين انقلاب انقلاب اسلامي است اين انقلاب با اين عظمت و زيبايي بيشتر بايد خودش را در جهان نشان دهد توجه به اين انقلاب میکند، حرفهاي بياساس مأيوسش نکند اگر مأيوس شدي و گفتي اين چه وضعي است و اين چه زندگي است اينها همه جهل است بايد به طرف حق رفت عقل ميگويد اين انقلاب اسلامي دشمن زياد دارد سرمايه عظيمي دارد. بهترين سرمايهاش جوانهاي کشورند درسخوانده و باکمالاتند. اين جامعه مملکتي نيست که در آن کسي بگويند من چه کار کنم يا حرفهايي در روحيه او اثر بگذارد. از جنود عقل، رحمت و از جنود جهل، قساوت است. اين معناي امت وسط است ميخواهيم به دنيا بگوييم شما بياييد وسط ما آنهايي که جلو رفتهايد برگرديد حرف ما به دنيا اين است. اگر بخواهيم در نوشتههايمان آبرو کسي را ببريم، اين فضايي که در آن نشستهايم به عنوان کشور و امت اسلامي به آن نگاه نکنيم، دود چشم همه را ميگيرد. بنابراين اين بحثها براي صدور انقلاب خسارت دارد. الان وقت صدور انقلاب اسلامي است با اين همه افکار بيدار و روشن. ما نبايد سخنها و نوشتهها و برخوردهايمان طوري باشد که اين گروه به آن گروه فشار بياورند و آن گروه اين گروه را زمين بزنند اينها با آيه «كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً» جور نيست رهبر معظم انقلاب دام ظله در دانشگاه که براي دانشگاهيان صحبت ميکردند که در خطبه دوم خواهم گفت در آنجا بعضيها گفتند چرا چنين و چنان نميشود ايشان فرمود اين مطالب بايد ثابت شود. اين همان بيان حضرت مجتبي است آنچه علم داريد روي آن بايستيد آنچه يقين داريد بر آن تکيه کنيد. آنچه هم علم است بايد ديد به چه صورت بايد باشد اين يک سلسله مباحثي است که ما امروز گريبانگيرش هستيم.
اين درس درس اخلاق است که امام مجتبي به ما ميدهد. انسان بايد در ماه مبارک رمضان از ظلم نااميدي حرص خيانت و غيبت و تهمت خودش را دور کند خودش را به ليلة القدر نزديک کند ماه مبارک رمضان ماه بزرگي است محيي الدين ميگويد روزه را خدا در ماه رمضان انتخاب کرد که ماه قمري است نه ماه شمسي براي اينکه روزه در تمام سال بگردد تا تمام روزها متبرک به روزه شوند ليلة القدر در تمام سال و فصلها بگردد تا تمام زمان متبرک به ليلة القدر شوند. [فتوحات، ج1، ص659] بعد روايت دارد که تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم همه در شب ماه مبارک رمضان نازل شدند. صحف ابراهيم شب اول، تورات ششم ماه مبارک، انجيل سيزدهم ماه مبارک، زبور هجدهم ماه مبارک نازل شدند، قرآن نيز در شب بيست و سوم ماه مبارک نازل شد.[ منلايحضرهالفقيه، ج2، ص159 و تهذيبالأحكام، ج4، ص193 و وسائلالشيعة، ج10، ص311 و المقنعة، ص309 ]
همه اينها در شب نازل شدهاند. شب هم براي اين انتخاب شده چون حال دعا و عشق به خدا بهتر است
حافظ هر آن که عشق نورزيد و وصل خواست احرام طوف کعبه دل بي وضو ببست
حالات شب حالات معاشقه و وصل است. من اين قسمت از دعاي افتتاح و ابوحمزه ثمالي را براي جواناني که علاقه به نماز و روزه ندارند نقل ميکنم، ببينيد خدا با شما جوانان چطور صحبت ميکند.
«يَا رَبِّ إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْكَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَيَّ فَلَا أَقْبَلُ مِنْكَ كَأَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ ثُمَّ لَمْ يَمْنَعْكَ ذَلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لِي»
تو مرا ميخواني من پشت به تو ميکنم
وَ تَتَحَبَّبُ إِلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْكَ
تو ميآيي به من نزديک شوي و به من عشق بورزي و محبت کني، من به تو دشمني ميکنم من خدايي نکرده اصلاً نماز هم نميخوانم ولي با همه بديهايي که دارم تو به من نزديک ميشوي
وَ الْإِحْسَانِ إِلَيَّ وَ التَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ
تو با من طرح دوستي ميريزي ولي من فرار ميکنم و از تو نميپذيرم. انگار من ناز ميکنم و منت ميگذارم ولي تو ناز مرا ميکشي. اين حالات من تو را از رحمانيت و احسانت باز نميدارد.
ماه مبارک رمضان اين طور است خدا نميخواهد کسي از رحمتش دور شود.
عزيزان من اگر مسجد نميرويد حداقل شبهاي قدر برويد. تجلي خداوند در شب قدر است. تجلي و رحمت خداوند در شب قدر است و بعد در سال فقط در عصر روز عرفه در عرفات است.
امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه ثمالي نقل ميکند که: «حُجَّتِي يَا اللَّهُ فِي جُرْأَتِي عَلَي مَسْأَلَتِكَ مَعَ إِتْيَانِي مَا تَكْرَهُ جُودُكَ وَ كَرَمُكَ» خدايا با همه گناهاني که کردم اين رحمت توست. «وَ عُدَّتِي فِي شِدَّتِي مَعَ قِلَّةِ حَيَائِي مِنْكَ رَأْفَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ» خدايا اينکه من از تو ميخواهم روزهاي گرفتم نمازي خواندم با اينکه بيحياييم در آن روز در آن شب در آن کار چقدر بيحيائي کردم چيزي که مرا آورده رأفت و رحمت توست. بياييم در اين ماه هم دلها را به خدا بدهيم هم حالمان را خوب کنيم. اينکه ميگوييم زبان بسته اين نيست که چيزي نخوريم بلکه زبان را به گناه آلوده نکنيم، دلمان را به گناه آلوده نکنيم، چشمانمان را به گناه آلوده نکينم تا بتوانيم از شبهاي قدر بهره بگيريم و براي اين همه مشکلات و گرفتاريهاي جهان اسلام و امام عصر (عج) دعا کنيم. تنها راه دعاست و تنها راه راز و نياز است. اين هم دعا در شبهاي قدر. حديثي هست که کسي در شبهاي ماه مبارک دعا ميکرد، حضرت ديد اين فرد همينطور تند تند دعا ميکند به او فرمود اين دعاست گريهات کجاست؟! «أين البکاء»
اشک بريزيد، روزها در دعاها اشک بريزيد مخصوصاً توجه به شبهاي قدر و تلاوت قرآن کريم داشته باشيد مخصوصاً براي فرج آقا امام زمان و مأيوسي و نابودي دشمنان اسلام دعا کنيم.