محتوای نشریات
بسم الله الرحمن الرحيم
متن كامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 28/01/88
  

«خطبه اول»

قال الله العظيم: «قل هو الله احد الله الصمد لم يلد و لم يولد و لم يکن له کفواً احد»

بحثي تحت عنوان اسماء الحسني (اسماء مقدس پروردگار) و صفات الهيه و درسي که مي­شود از اسماءالحسني گرفت را آغاز کردم. بخشي از اين بحث را در رابطه الله الصمد عرض کردم.

از اين بحث به مناسبتهايي در دو خطبه منصرف شدم. بحث اول در صفت صمد بود: «الله صمد» بخشي از آن را عرض کردم و بخش ديگر باقي ماند و آن اين است :

بگو: «هو» او در برابر بت پرستان که مي­گفتند «هذا الهتنا» قرآن تمام مغزها را از طبيعت به ماوراي طبيعت بازگرداند. زمين نه، آسمان نه، طبيعت نه، عقل و فکر و لذات نه، فقط او، انسان اگر به اين نقطه «هو» دل ببندد تمام ارزشها را ابراز خواهد کرد و تمام بدبختي­هاي بشر همين جاست که از او منصرف شده و به طبيعت و «هذا» و «هولاء» و «هذه» و «تلک» و به همه اين مخاطبان چه انسان و غير انسان پرداخته است. اصالتها و بدبختيها همه اينجاست، سقوطها همه اينجاست، و لذا [اين كه] قرآن فرمود: «قل هو الله احد» به معناي حيرت بشر در پيشگاه خداست و يا به معناي توجه انسان به خداست که يا تحير است يا دل دادن به اوست که دلها همه به او مطمئن است.

در «صمد» دو بيان را عرض کردم و الان بيان سوم را عرض مي­کنم که اين دو بيان هم در دل همين بيان سوم است و آن حديثي از حضرت امام حسين (ع) است که مي­فرمايد : صمد را قرآن معنا کرده است و آن «لم يلد و لم يولد» است.

    خدا صمد است. «لم يلد» والد نيست و «لم يولد» مولود نيست. خدا والد و مولود نيست ولي عالم گياهان والد و مولود هستند، بذر والد و مولود است، والد و مولود در امور جرم که به اصطلاح امور کثيفه است وجود دارد، والد و مولود در امور لطيفه که جرم نيست هم وجود دارد.

عرق انسان جرم است و مولود انسان است، سخن و نشاط و سرور و فکر مولود و نشأت گرفته از آدمي است ولي بخشي جرم هستند و سِخَن دارند يعني حجم دارند (طول و عرض و عمق دارند) و بخشي جرم نيستند و لطيفند.

 آنچه از انسان بوجود مي­آيد و آنچه انسان بوجود مي­آورد همه والد و مولودند. زبان والد سخن است و سخن مولود زبان است. گوش ما والد شنوايي است پس شنوايي ما مولود است و همه چيزها همين است اين غذايي که مي­خوريم تمام عالم والد و مولود است.

امام حسين (ع) فرمود: معناي «صمد» همين «لم يلد و لم يولد» است چون عالم طبيعت نيست ولي «لم يکن له کفواً احد» چطور؟ آيا نقشي در معنا و مفهوم صمد دارد؟

فرشتگان ـ که مجردات عالم­اند ـ زيادند. آنها نه والد و نه مولودند؛ مخلوقند، ولي در ظرف آفرينش که نگاه مي­کنيم اين چنين نيست که اين مَلِک آن مَلک را بزايد. پس ما مجردات در عالم داريم. آية «و لم يکن له کفواً احد» اختصاص به خدا دارد يعني خداوند شريک ندارد. امّا فرشتگان همه مخلوق خدا هستند. حرکتي که عالم دارد و همه و همه در جهت خداوند در حرکتند، همه مبهوت و دلداده خدايند همه با توجه به پروردگار مطمئن مي­شوند.

در حديث ديگري از امام باقر (ع) است که اينجا به نظر من امام باقر خواسته به لطيفه­هايي حول و اطراف اين موضوع اشاره کند.

امام باقر (ع) فرمودند: وقتي مي­گوييم «الله صمد» صمد کلمة­ «دليل» در فرمايش حضرت امام باقر است، دليل است بر صدق خدا. «صاد» نشانة صدق خداست؛ صدق عالم است، صدق قول خداست؛ يعني با اداي «صاد» صمد بايد به سوي صدق و راستي رفت. کذبها وقتي است که از «صاد» صمد دور مي­شويم، دروغ وقتي است که انسان از صاد صمد مي­بُرد وقتي بريد و جدا شد درغگو مي­شويم. «ميم» دليل بر مالکيت و ملک خداست پس کسي که ميم صمد را در نماز مي­گويد مي­گويد مالک من تويي، مالک عزت و آخرت و دنياي من تويي پس چرا من خلاف بکنم و کار زشت انجام دهم چرا خودخواهي کنم؟! چرا ستم کنم؟! چرا آبروي اين و آن را ببرم که آبرودار شوم؟! «دال» اشاره است بر دوام ملک. ملک خدا دائم است. ما در نماز الله صمد مي­گوييم ولي بين صمدي که ما معنا کنيم و امام باقر (ع) مي­گويد چقدر فرق است.

         صلاح  کار   کجا   و   من   خراب  کجا       ببين تفاوت ره از کجاست تا به کجا

         چه نسبت است به رندي صلاح و تقوا را       سماع  وعظ  کجا،  نغمه  رباب کجا(1)

اينکه در روايات آمده اگر يک سوره قل هو الله احد را بخواني يک سوم قرآن و اگر سه بار بخواني يک ختم قرآن را انجام داده­اي وقتي است که فرو برويم در اين سوره [و خوض در معناي آن كنيم] ولي وقتي کنار درياي صمد قرار گرفتيم و در اين دريا جامه­مان تر نشد و خشک در نماز رفتيم و خشک برگشتيم از صمد چيزي نگرفته­ايم.

 عزيزان من! دانش­آموزان! دانشجويان! جواني خيلي مي­ارزد، پير که شدي نمي­تواني راحت نماز بخواني، نمي­تواني درست مطالعه کني، از اين جواني استفاده کن! خوب درس بخوان! توجه در نماز داشته باش و با حال نماز بخوان! البته اين شرط دارد و شرط اين است که انسان در گناه نباشد چشمهاي ما و گوشهاي ما چقدر گناه مي­کند.

جوان! وقتي به سوي الله صمد بگردي ديگر نااميد نمي­شوي، ديگر سست در درس خواندن و کارهاي عبادي و خدمت کردن نمي­شوی بلکه روز به روز مستحکمتري. اگر انسان بداند که چگونه وصل به خدا شود اين ارزش و بزرگي انسان است.  

          باده اندر خنب مي جوشد نهان            زشتياق  روي  تو  جوشد   چنان

          آفتاب از ذره اي شد  وام­خواه            زهره­اي از خمره اي شد جام­خواه(2)

انسان مي­تواند مثل آفتاب و زهره خيلي بزرگ و باارزش باشد.

انسان با خواندن حمد و سوره يک اوج و عظمتي مي­يابد. دختران و پسران  عزيز! به نماز اهميت بدهيد و خداپرست باشيد تا در آينده عزيز و بزرگوار باشيد.

 

 

«خطبه دوم»

خودم و عزيزان را به تقوا و ورع توصيه می­کنم. لباس تقوا عزت دنيا و آخرت است، فجور و گناه راهي به جايي نمي­برد هيچکس با گناه به جايي نمي­رسد. سه بحث در اين خطبه دارم:

 1ـ روز ارتش و گراميداشت روز نيروي زميني. نکته مهمي که رهبر عزيز انقلاب دام ظله در نطق اخيرشان براي افسران فرمودند و امام بزرگوار هم نظير اين جملات را مکرر داشتند و می­فرمودند اين بود که بايد سلاح بدست نااهلان قرار نگيرد که فساد بوجود مي­آيد. بحث تکنولوژي و علم با بحث عالِم و صاحب تکنولوژي فرق مي­کند. آن چيزي که مهم است وجود عالِم و صاحب صنعت است چون عالم است که مي­تواند علم را در جاي خودش قرار دهد و براي جامعه مفيد باشد. ما هر چه جنايت در جهان مي­بينيم به خاطر دارندگان قدرتمندان مال و سلاح است، مفاهيم و واژه­ها را عوض کردند و تفسير کردند. اين تجربه­ايست که ما در انقلاب اسلامي داريم که دشمن چگونه پيامبر را ترسيم مي­کند، چطور اسلام را بيان مي­کند، دشمن چطور فداکاريها را به عنوان تروريسم معنا مي­کند و انرژي هسته­اي که کار علمي است و بحمدلله به نقطه جديدي هم رسيديم چطور بيان مي­کند.

در اينجا لازم مي­دانم از مسئولان و مديران و دانشمندان و دانشجويان که صنعت انرژي هسته­اي و ماهواره اميد که دو نمونه برجسته حرکت علمي کشور است قدرداني مي­کنم و ان شاء الله عزت کشور ما روز به روز زياد شود و خداوند عزت و شکوتش را بر جهان اسلام و کشور ما بيش از بيش بباراند.

خوشبختانه نظام جمهوري اسلامي با نفسهاي گرم امام راحل و دلهاي پذيراي جوانان ما که امام گاهي مي­فرمودند اين چهره­هاي نوراني که من مي­بينم واقعاً افتخار به اين کشور و ملت داد، واقعاً همينطوراست. البته دو رکن اساسي براي هر عزتي که جامعه دارد وجود دارد: يک رکن ملت و يک رکن رهبري است، رهبري عدل، عقل و تقوا که اين دو رکن نعمتي است که خدا به اين ملت عطا کرده است.

نيروي زميني، نيروي هوايي، ارتش جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران و کل نيروهاي مسلح ما داراي جوانان غيور و محکم و استوار است. اينجاست که مي­بينيم دشمن مي­گويد ما مأيوسيم از اينکه حمله نظامي به ايران بکنيم. اينکه دشمن مي­گويد ما مأيوسيم از اينکه حمله نظامي به ايران بکنيم، اينکه دشمن حمله نظامي را از خودش سلب مي­کند براي اين است که با هوشياري رهبري ايران اسلامي و اين سلحشوران و استواران نظام جمهوري اسلامي مي­بيند نمي­تواند به جايي برسد. لذا با تحريم و تهديد به تحريم فضا را آلوده مي­کند و گاهي هم به دروغ مي­گويد ايران مي­خواهد سلاح اتمي بسازد ايران را تهديد مي­کند ولي شما تهديد هستيد و ايران با همه کشورهاي همسايه برادر است.

آن چيزي که مهم است و دل به آن بسته­ايم آيه شريفه 69 سوره عنکبوت است: «و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين» کسي که راه خدا را رفت خدا او را کمک مي­کند اين «مع» «مع» وجودي نيست بلکه «مع» رحمت و هدايت الهي است. جمله آخرم پيام باارزش رهبر انقلاب اسلامي است که نام امسال را سال اصلاح الگوي مصرف گذاشته­اند. يک حديثي در اين رابطه عرض کنم و آن اين است که اين روايت را مسند احمد حنبل، ابن ماجه و در طرق شيعه محقق اردبيلي در زبدة البيان نقل کرده­اند که پيامبر بر سعد که يکي از اصحابشان بودند مي­گذشتند و ديدند سعد وضو مي­گيرد پيامبر به او فرمودند: «لا تسرف» اسراف نکن. فقال: «يا رسول الله في الماء اسراف؟» در بعضي از روايات دارد «في الوضوء اسراف؟» پيغمبر اکرم (ص) فرمود: «نعم و ان کنت علي نهر جار» فرمود: بله حتی بر نهر جاري يعني حتي بر آبي که جريان دارد اگر وضو بگيري و آب زياد بريزی اسراف است.(3)

اينجا نکته­اي است چه بسا انسان مي­شنود اصلاح الگوي مصرف، فکر کند اين فقط جنبة اقتصادي دارد، ولي وقتي ما به روايات مراجعه مي­کنيم مي­بينيم اين فرهنگ است و فقط جنبه اقتصادي ندارد. پيامبر اکرم (ص) منظورش اين است که چقدر آب به صورتت مي­ريزي، چقدر آب به دستانت مي­ريزي اين اسراف است آب ريختن براي وضو حد دارد. سعد مي­گويد مگر در وضوء اسراف است؟ پيامبر مي­گويد بله «ولو علي نهر جار»  اين «ولو علي نهر جار» بحث را از اقتصاد بيرون آورده و بحث را به صورت فرهنگ درمي­آورد. اين نهر آب جاري است بنده اگر پنج مشت آب به صورتم ريختم مي­ريزد داخل نهر و روي زمين نمي­ريزد اين چرا اسراف و گناه است؟! از اينجا مي­فهميم که پيامبر مي­خواهد اين را به صورت فرهنگ و الگو دربياورد فکر مهم است فرهنگ قبل از عمل است، فکر قبل از عمل و فعل است. بايد فکر اينطور باشد اگر ما بخواهيم جامعه را به جاي نهر آب بگذاريم بگوييم جامعه­اي غني و سرمايه­دار و ملتي از هر جهت برخوردار كه در آن يک فقير نيست. اگر يک لقمه نان يا پولي بخواهيم به يک فقير بدهيم کسي را پيدا نمي­کنيم اگر روي زمين چنين شد كه اگر بخواهيم چيزي به يک نيازمند بدهيم نيازمندي پيدا نشود آيا باز هم ما مي­توانيم زياد بريزيم و بخــوريم؟ پيامبر اکـرم  (ص) مي­فرمايند نه اين مربوط به برخورداري مردم و نياز جامعه نيست بلکه بايد فرهنگ شود فکر بايد شود. پيامبر اکرم (ص) مي­خواهد اين به عنوان فرهنگ شود. باز هم خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي­كنم.

 

 

 منابع و مراجع:

1. ديوان حافظ شيرازي

2. مثنوي معنوي

3. مسند احمد، ج 2، ص 221 و سنن ابن ماجه، محمد بن يزيد القزويني، ج 1، ص 146 – 147، و زبدة البيان، المحقق الأردبيلي، ص 488 – 489 ، و الشرح الكبير، عبد الرحمن بن قدامه، ج 1، ص 145.

 

 

02/12/87