متن كامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 04/11/87
بسم الله الرحمن الرحيم
متن كامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 04/11/87
  

«خطبه اول»

 خلاصه­اي­ از مباحث خطبه اول:

1ـ صحيفه سجاديه (زبور آل محمد) و مقايسه آن با زبور حضرت داوود

2ـ نگاهي به نخستين مناجات صحيفه سجاديه

3ـ اشاره آثار حمد خداوند بر زندگي

 

بسم الله الرحمن الرحيم

«اينما تولوا فثم وجه الله» (بقره/115)

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي­کنم که گناه بالاترين مانع پيشرفت ترقي انسان در حيات و زندگي انسان است. روزي که بر ما گذشت طبق تاريخ بعضي از مورخان بزرگ شيعه و بعضي از اهل سنت 25 محرم سالروز شهادت امام سجاد (ع) بود. به نظرم آمد چند خطبه­اي پيرامون صحيفه سجاديه آن حضرت صحبت کنم و اينکه اين کتاب چه کتاب بزرگي است. صحيفه سجاديه از نظر سند بسيار محکم است که در حوصله نماز جمعه نيست. متن هم آنچنان عالي است که بين بزرگان دين به «زبور آل محمد» مشهور است. خواستم ببينم که آيا کلمات علما و بزرگان دين که درباره صحيفه آمده سندي به عنوان حديث دارد يا خير، چيزي پيدا نکردم. البته يکي از شارحين صحيفه معروف به سيد علي خان که مردي محقق و بزرگ بوده مي­نويسد «لقد اشتهرت...» به اينکه صحيفه کتاب زبور آل محمد است.

نکاتي را در اين باره عرض مي­کنم:

[1ـ] چرا زبور؟ زبور کتابي بسيار عالي است که بر قلب مبارک حضرت داوود نازل شده است. آيات متعدد در اين زمينه وجود دارد. به­عنوان نمونه: «و لقد فضلنا بعض النّبيين علي بعض و آتينا داود زبوراً» (الاسراء/55)

مفسرين از جمله استاد علامه طباطبائي اعلي الله مقامه در ذيل آيه مبارکه در الميزان مي­نويسد: اين امتيازي است که به خاطر زبور خداوند به داوود مي­دهد. زبور کتابي است که همه آن تقديس است و در آن احکام و قوانيني است. در کتاب­هاي آسماني حتي تورات و انجيل گرچه بدون شک تحريف شده است اما باز در آن احکام و حلال و حرام را مي­بينيم ولي در زبور مباحث عقلي و راز و نياز و تقديس است و يک سلسله مباحث سير انسان به سوي خداست.

[2ـ] داوود پيامبر خوش لحني بوده است، زبور را مي­خوانده و همه موجودات حتي پرندگان هم مجذوب او مي­شدند. درباره حضرت سجاد روايات متعددي است. از جمله اين حديث از موسي بن جعفر (ع) است: «ذکرتُ الصوت عنده فقال لنّ علي بن الحسين (ع) کان يقرأ فربّما مرّ به المار فصعق من حسن صوته ...» (وسائل الشيعه/ج 6/ ص211؛ بحار الانوار/ج 16/ ص 187؛ کافي/ج2/ 615)

به ايشان عرض کردند: شما خيلي زيبا قرآن مي­خوانيد. حضرت موسي بن جعفر فرمودند: امام سجاد وقتي قرآن مي­خواندند چه بسا کساني که عبور مي­کردند و صداي ايشان را مي­شنيدند آنچنان مي­ايستادند و لذت مي­بردند که دادشان بلند شده و از صداي نيکوي ايشان ناله مي­کردند.

حضرت سجاد (ع) که اين مناجات­ها را هم دارد. متن مناجات­ها هم عالي است. خودش هم بسيار زيبا مي­خوانده و همه معصومان و ائمه هدي اينطور بودند ولي يک قضايايي درباره حضرت سجاد مي­نويسند که با بقيه ائمه تفاوت دارد.

[3ـ] بنده حدس مي­زنم حضرت سجاد (ع) که بعد از حادثه عاشورا 35 سال زنده بود و زندگي پر از غصه و رنجي داشتند، در عصري که پر از خفقان بود مي­خواستند رسالت خود را ادا کنند آن رسالت را به عنوان تربيت جامعه ادا مي­کنند. اين را در کتابي ننوشته­اند اما من استنباط مي­کنم که در اين کتاب ملاحظه مي­کنم که بسياري از دعاها با صلوات شروع شده است، البته صلوات براي استجابت دعا بسيار مهم است. ائمه ديگر و پيامبر اکرم (ص) هم دعاهايشان را با صلوات شروع مي­کنند ولي در صحيفه مي­بينيم غالباً فراز به فراز دعا، صلوات آمده است و اين بيانگر اين مطلب است گرچه معنوي است و بُعدش 100% روحاني است ولي در عين حال سير آن خالي از سياست هم نيست زيرا خط بطلان بر حکومتهاي فاسد زمان است که ادعاي خلافت مي­کردند.

بنده چند سطري از دعاي اول عرض مي­کنم: «الحمدلله الذي لو حبس عن عباده معرفة حمده ... فلم يحمدوه و تصرفوا في مننه»

اگر خداوند بندگانش را حبس مي­کرد از شناخت و حمدش و در نعمتهاي خداوند وارد مي­شدند و تصرف مي­کردند و حمد او را نمي­کردند «لخرجوا من حدود الانسانية إلي درجة البهيمية» سقوط و نزول از انسانيت به بهيميت مي­کردند همانطور که در آيه شريفه آمده «اولئک کالأنعام بل هم اضل».

«الحمدلله الذي رکب فينا آلات البسط» خدا را شکر مي­کنم که ادوات قبض و بسط را به ما داد. البته مفسرين صحيفه بعضي مثل محقق عارف سيد علي خان، قبض و بسط را به آلات و ادوات به همان رگ­ها و جوارح تطبيق مي­کنند که درست است که خدا به انسان پيکري داد که قبض و بسط مي­شود و باز و بسته مي­شود آنجا که به حيات مربوط است و ادامه حيات بايد باشد جايي که نياز به بسته شدن رگ­ها و باز شدن رگ­ها دارد. ولي اينکه ما خود را به قبض و بسط اعضا محدود کنيم درست نيست زيرا منظور تنها قبض و بسط اعصاب و شريانها و وريدها نیست بلکه قبض و بسط  روح را هم شامل مي­شود آنجا که روح باز مي­شود آنجا که بسته مي­شود.

توضيحي راجع به اين جمله عرض کنم و آن اين است که اگر انسان حمد خدا را نکند سقوط کرده و حيوان مي­شود. چرا؟ سرّش اين است که انسان در نعمت­ها غرق است و اگر حمد خدا را نکند نعمت­ها طبيعي مي­شود و ديگر براي انسان مسکن و آب و نان اصل مي­شود، مقام و همسر و شهوات اصالت پيدا مي­کند و ديگر بيرون از طبيعت را نمي­بيند.  لذا تصرف در نعمت­ها مي­کند مثل حيواني که تصرف کرده است. تمام نکته اين است که حمد به اين شکل است مثلاً در نماز خداوند فرموده که مرا اينطور حمد کنيد: «الحمدلله رب العالمين الرحمن الرحيم مالک يوم الدين...» يعني در تمام حرکات و نعمتها رب العالمين را ببينيد. لذا انسان بايد خودش را بنده خدا ببيند و راه را از او بگيرد آن وقت انسان رشد مي­کند. ولي اگر انسان در نعمتها فرو رفت و لذت برد و شهواتش را پياده کرد ولي خدا را نديد  قامت او مي­شود به اندازه طبيعت، قيافه­اش در چارچوب طبيعت مي­ماند، ديگر آسمان و جهان را نمي­بيند، ماوراء خودش را نمي­بيند حتي جهان را نمي­بيند، فقط خود و لذات خودش را مي­بيند و از لذات معنوي بي­بهره مي­شود چون انسان وقتي ارزش پيدا مي­کند که با جهان است اگرچه جزء جهان باشد وقتي ارزش پيدا مي­کند که با هستي است گرچه جزء هستي است. ولي انسان وقتي قيمت پيدا مي­کند که با هستي است يعني هستي را می­فهمد، جواني را مي­فهمد، پاکدامني را مي­فهمد که چقدر پاکدامني براي او و جامعه مفيد است.

وزير محترم آموزش و پرورش مي­گويد که اولياء، آموزش و پرورش را کمک کنند. و اين بدین معناست که اولياء در خانه با راهنمايي و نصيحت پسران و دختران کوچک را راهنمايي کنند. دختران و پسران کوچک نماز بخوانيد! نماز خواندن به شما شخصيت مي­دهد، شما را مي­سازد، شما را بزرگ مي­کند اگر انسان چنين نکند از مرحله انسانيت خارج مي­شود و وارد بهميت مي­شود.  

 

 

«خطبه دوم»

   

خلاصه­اي از مباحث خطبه دوم:

1ـ کارنامه سياه دوران رياست جمهوري بوش

2ـ جنايات صهيونيست در غزه

3ـ انسان بر بستر تاريخ و بازگشت زمان

4ـ ذکر مصايب خاندان حضرت ابا عبدالله (ع)

خطبه دوم:

   باز هم خودم و دوستانم را به ورع و دوري از حلال و حرام و اطاعت از خداوند توصيه مي­کنم. در خطبه دوم چند نکته است که آن را با حديثي از پيامبر اکرم (ص) آغاز مي­کنم. ايشان فرمودند: «يا ايها الناس انّ الزمان قد استدار فهو اليوم کهيئة يوم خلق الله السماوات و الارضين... ايها الناس انّ الشيطان قد يئس ان يعبد في بلادکم آخر الابد و رضي منکم بمحقرات الاعمال...» (بحار الانوار/ج21، ص 38، باب ـ الحجة الوداع و ما جري ...)

اي مردم زمان دور مي­زند و سير مي­کند و بازگشت مي­کند امروز هم برگشته  مثل زماني که آسمان و زمين را خلق کرده يک سلسله مسائل را رسول اکرم (ص) بيان مي­کند که جاي بحثش اينجا نيست ولي اشاره­اي به آن مي­کنم.

[نكته اول:] تغييري که در جاهليت نسبت به ماههاي حرام دادند ولی پيامبر (ص) مي­فرمايد رجب، ذي القعده، ذي الحجه و محرم.

[نكته دوم:] وارد مباحثي چون ربا و رد امانت و حرمت زنا و سلسله احکام مي­شود.

[نكته سوم:] اين حديث شريف که در چند جا و چند مورد به آن استدلال شده که (زمان باز مي­گردد) چه مطلبي را مي­خواهد برساند؟ بازگشت زمان از سه منظر بررسی می­شود:

[1ـ] از نظر تکوين. [2ـ] از نظر تشريع. [3ـ] اوضاع مردم و حالات مردم دگرگون مي­شود.

در بحار آمده است «انّ الشيطان قد يئس ان يعبد في بلادکم آخر الابد و رضي منکم بمحقرات الاعمال...» (بحار الانوار/21، ص 38، باب ـ الحجة الوداع و ما جري ...)

شيطان مأيوس شد او فکر مي­کرد تا ابد معبود خواهد ماند ولي اينطور نشد شيطان آرزويش بر اين است که در گفتار و کردار و رفتار انسانها وارد شود اين بيان نشان مي­دهد که حضرت مي­خواهد بفرمايد که زمان قابل تغيير است. زمان داراي ارزش فراوان است بايد از تاريخ استفاده کرد. حالا وارد بحث خود مي­شوم.

آقاي بوش 8 سال پيش نطقي کرد. در نطقش دو مطلب را گفت: 1ـ مي­خواهم ارتش آمريکا را از انزوا بيرون بياورم و در دنيا به آن اقتدار بدهم. 2ـ جنگهاي صليبي را مطرح کرد و جنگ مسيحيت و مسلمين را مطرح کرد و تشويق به اين جنگ کرد. اينها نشان دهنده اهدافش بود بايد همه قدرتمندان درس بگيرند که بعد از اين 8 سال چه شد. آيا جنگ مسلمانان و مسيحيت شروع شد؟ ارتش بزرگ شد؟ آيا جز اين است که ارتش و ملت آمريکا را تحقير کرد و خودش را تحقير کرد و خودش هم آنچنان تحقير شد که در کشور ما کساني که مي­گفتند آمريکا و تمدن آن خوب است، تمدن آمريکا چنين و چنان مي­کند، اينها همه از بين رفت. در کشور ما و در دنياي عرب کساني که اين حرفها را مي­زدند همه فهميدند. آمريکا سقوط کرد و عقب افتاد بطوريکه وقتي آقاي اوگاما مي­خواهد بيايد براي ورود او جشن گرفته­اند. شخص بوش مي­گويد وقتي من خودم را در آينه نگاه مي­کنم مي­بينم بسيار زيبايم و خوبم ولي خوب آقاي بوش بايد ببيند تصوير را در کجا بايد ببيند نه اينکه آينه جلوي خودش بگذارد و خود را در تصوير ببيند. بايد ببيند دنيا چه مي­گويد، بايد ببيند دنيا درباره او چه نظري دارد! بوش از جانيان صهيونيست دفاع کرد صهيونيستي که آن بمبهاي فسفري که عمق صورت را از بين مي­برد و اصلاً چيزي باقي نمي­گذارد را بر سر زنان و کودکان انداخت. چه بسا بچه­هايي دوباره اينطور شوند و بعدها هم چه بيماريهايي به وجود بياورد! شما بايد در آينه خودتان را ببينيد، در شکنجه­گاهها و زندانهاي ابوالغريب خودتان را نگاه کنيد! آينه شما اين است.

ابقاط در موسوعه­اش جمله خوبي دارد که «السنة الخلق اقلام حق» يعني وقتي مردم مطلبي را مي­گويند بدان قلم حق است. مردم دنيا عليه شما بسيج شده­اند، خود يهوديهاي دنيا دارند به شما بد مي­گويند. بعد شما مي­گوييد خودتان را در آينه مي­بينيد بسيار راضي هستيد. آقاي بوش آن زمان آن طور فکر مي­کرد الان هم که درباره خودش اينطور مي­گويد. ولي زمان به­طور کلي چهره او را نشان مي­دهد. اسرائيل هم همينطور در جنگ 6 روزه بر سه کشور عربي مسلط شد و شعار «از نيل به فرات» داد. ولي زمان عوض شد در جنگ  33روزه لبنان، آن خفت را کشيد و در جنگ 22 روزه غزه آن خفت را کشيده و همه دارند لعنتش مي­کنند، تمام جنايات جنگي، نسل­کشي و سلاحهاي ممنوعه را مرتکب شدند، محاصره غذا و دوا، حمله بر پير و جوان و بچه­ها بعضي از کشورهاي عربي هم از اسرائيل حمايت کردند. اين بدين معناست که نشان مي­دهد تاريخ دور مي­زند. منظور پيامبر در اين حديث اين است که نه تنها ماههاي حرام عوض شد و به جاي خود برگشت بلکه ايشان به يک سلسله مسائل اجتماعي و تشريعي اشاره مي­کند که زمان دست هر کس نيست، زمان روزي از دست باطل بيرون مي­آيد. ما خوشحاليم که اوگاما به اين اشاره مي­کند که زمان تغيير کرده است و زمان عوض شده است. ولي سياست بايد سياست صبر باشد نه سياست هجوم و مداهنه. اگر مداهنه باشد شخصيت و کيان نظام اسلامي با مداهنه نمي­خواند، اگر سياست هجوم باشد مصلحت کشور هجوم نيست. اميدوارم چتر صهيونيست که مانند سايه­اي بر کاخ سفيد انداخته­ شده را کنار بگذارند.

اين نکته نکته مهمي است که بايد از زمان عبرت گرفت. مردم عوض شدند و ديگر مردم سابق نيستند اگر بفهمند اينها کليدي براي ترقي­هاست زمان از باطل به دست حق مي­افتد.

سرّ اينکه به امام عصر صاحب الزمان مي­گويند زيرا زمان را در دست مي­گيرد. ايشان حاکم بر زمان است، عدل در اختيار اوست، لغت در اختيار اوست، مفاهيم انساني در اختيار اوست. در اختيار شما نيست که بگوييد اين جنگ ارزشهاست! ويران کردن بيمارستان­ها، محاصره غذايي جنگ ارزشهاست؟! شما فکر مي­کنيد با شعارهاي شما دنيا پيش مي­رود؟! شما ذليليد و کساني که از آنها حمايت مي­کنند لباس ذلت بر خود پوشيده­اند.

اميدواريم تاريخ همينطور حرکت کند. الان هم خيلي اوضاع عوض شده است. اين بوشها که روي کار آمده­اند دنيا را آماده مي­کنند و چشمهاي مردم را باز مي­کنند. جوانها مي­فهمند که بايد به اسلام توجه کنند و به اين شعارها توجه نکنند. اين بيداري براي جهان اسلام است. اينچنين نيست که تاريخ در دست انسان باشد و بتواند با شعار و لغت همه چيز را به نفع خود بکند.

30 سال پيش امام بزرگوار در همين ماه بهمن با عظمت وارد تهران شد. زمان نشان مي­دهد که جمهوري اسلامي در قانون و کارها چه کرد؟ و الان هم ايران در سايه نظام اسلامي را با قبل از انقلاب مقايسه کنيد. اميدواريم خداوند اقتدار جمهوري اسلامي و پرچم جمهوري اسلامي را زياد کند اينچنين است که تاريخ نشان مي­دهد که اين فداکاريها و جانبازيها روشنتر مي­شود وظيفه ماست که با توجه به علم و درايت و تدبير، به فکر توحيد، دوري از شرک و وحدت همه با هم در پشت سر رهبري عادل و جامع الشرايط اين نظام را به دست صاحبش بدهيم.

مثال تاريخي است که دستگاه بني اميه تمام وسايل تبليغاتش را بکار برد و شام را تزئين کرد، دروازه ساعات در شام را تزئين کرد تا اسراء را از آن دروازه وارد کنند. دروازه ساعات معروف است به دروازه­اي که اسراء و بيگانگان کافر را از آن وارد مي­کردند و وقتي اسراء را مي­آوردند مي­گويند شعارهايي را بدهند. مجلس يزيد هم آماده شده بود. ابن عبد ربه صاحب کتاب العقد الفريد اندلسي است و کتاب او قديمي است. تولد او در اواخر قرن 3 و فوتش در قرن 4 بوده ايشان مي­نويسد: اهل بيت با تمام کارهايي که دستگاه بني اميه کرده بود وقتي به شام آمدند دختري کوچک در مجلس يزيد  بلند شد و گفت يزيد من فاطمه دختر حسينم . من کنيزم؟! صداي اين عزيز پيامبر (ص) و عزيز حسين (ع) در مجلس پيچيد. تمام به گريه افتادند و زنان اموي از پشت پرده به سينه مي­زدند و گريه مي­کردند. بايد از تاريخ عبرت گرفت.   

 

 

منابع و مراجع:

 

 

 

 

 

04/11/87