محتوای نشریات
بسم الله الرحمن الرحيم
متن كامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ 15/09/87
  

«خطبه اول»

قال الله العظيم في كتابه الكريم: «وَ الارْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحها. اَخْرَجَ مِنْها ماءها و مَرْعها. و الجِبالَ اَرْسها. مَتاعاً لَكُمْ وَ لاَنْعامِكُم. فَاِذا جاءَتِ الطامَةُ الْكُبْري. يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الانْسانُ ما سَعي»1

«و زمين را پس از آن (براي انتفاع بشر و ساير خلق) بگسترانيد. در آن آب و گياه پديد آورد. كوهها را عماد آن ساخت براي بهره­گيري شما و چهارپايان. پس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظيم قيامت) پديد آيد. روزيست كه آدمي هر چه كرده بياد آرد»

روز دحو الارض و استفاده اخلاقي از آن

قرآن كريم فرموده است: «و الارض بعد ذلك دحها» «وقتي ما آسمان را خلق كرديم، زمين را آفريديم سپس زمين را گسترده كرديم « دحها» يعني پهن و گسترده كرديم. «اخرج منها ماءها و مرعها» نهرها و آبها جاري شد، آبشارها بوجود آمدند، سبزه­ها، درختان و نباتات همه سراسر زمين را فرا گرفت. حيوانها و جنبنده­ها و انسان بوجود آمدند. اين بدنبال گسترش زمين بنام «دحوالارض» بود. «و الجبال ارسها» تپه­ها و كوهها را با ارتفاعي بلند قرار داديم كه خود رتد و ميخ زميند و خواص زيادي دارند. خواستيم شما انسانها زندگي كنيد، لذت ببريد تا موجودات از زمين استفاده كنند. حالا اين دحوالارض و پهن شدن زمين بي­حساب نيست. با برنامه الهي است و آن اين است كه انسان زندگيش تا ابد ادامه پيدا مي­كند، زمين پايان مي­پذيرد و عمر آن سپري مي­شود ولي انسان باقي است. به چه صورت باقي است؟ «فاذا جاءت الطامة الكبري» وحشت و اضطراب و نگراني كه در قيامت رخ مي­دهد بالاترين اضطرابها و وحشتهاست. « يوم يتذكر الانسان ما سعي»[1] آن وقت انسان مي­فهمد روي زمين چگونه عمل كرده است.

اما نكته اين است كه اين دحوالارض براي چيست؟

من چند كـلمه­اي در رابطه با دحوالارض بيان كـنم و اجـمال آن اين است كـه عـلماي زمين­شناسي درباره اينكه زمين دوره­هاي متنوع داشته بسيار سخن گفته­اند. زمين 7 دوره داشته است. دوره اولش مذاب بوده و قطعه­اي مثل فلز گداخته بوده است. و «و الارض بعد ذلك دحها» نقطه آخر است يعني زمين از زير كعبه گسترده شد كه اين به­معناي خلقت زمين نيست. در آيات قبل خلقت زمين را بيان كرده بود. اين زميني است كه آماده زندگي مي­شود و اين زمين از زير خانه خدا كشيده مي­شود يعني خانه خدا آنچنان عظمت دارد و قطب، مركز، محور و اساس است كه اصل زمين و اساس زندگي انسان از زير آن كشيده شده است. حالا چگونه كشيده شده، چگونه باز شده. در احاديث شريفه يك مطالبي است و در علوم مطالبي ديگر در رابطه با آن است.

ولي نكته اجمال همين است كه گسترش زمين از كعبه شروع مي­شود يعني اساس خانه خداست. حالا حديث شريفي را نقل مي­كنم كه محمد بن يعقوب كليني در كتاب «كافي» بيان كرده است. شيخ صدوق هم در «من لايحضره الفقيه» آورده است. حديث با سندي تمييز و معتبر از حضرت رضا (ع) بيان شده است. شيخ صدوق نيز اين حديث را در «من لايحضره الفقيه» نقل كرده است.

محمد بن علي بن الحسين باسناده و روي عن الحسن بن علي الوشاء قال: «كنت مع ابي و أنا غلام فتغشينا عند الرضا (ع) ليلة خمسة و عشرين من ذي­القعده فقال له ليلة خمسة و عشرين من ذي­القعده ولد فيها ابراهيم (ع) و ولد فيها عيسي بن مريم (ع) و فيها دحبت الارض من تحت الكعبة فمن صام ذلك اليوم كان كمن صام ستين شهراً»2

صدوق در جلد دوم کتاب خود از حسن بن علي الوشاء نقل مي­كند كه مي­گويد من جواني نورس بودم كه با پدرم خدمت امام رضا (ع) رفتيم. پاسي از شب را گذرانديم حتي گويا شام را با امام رضا (ع) خورديم. شب 25 ذيعقده بود. امام هشتم به پدرم فرمود امشب كه شب 25 ذيعقده است شب بزرگي است. ابراهيم خليل در شب 25 ذيعقده تولد يافت، عيسي بن مريم در چنين شب و روزي تولد يافت. (اين بيان حضرت با بيان مسيحيت كه تولد حضرت عيسي را چند روز بعد مي­دانند تفاوت دارد و آن تفاوت در سال هجري قمري و ميلادي است. ما بر اساس سال هجري قمري كه 25 ذيعقده بوده بحث مي­كنيم.) بعد حضرت مي­فرمايد: در چنين شبي و در چنين ساعاتي زمين از زير كعبه باز شده يعني نقطه­اي از زير كعبه باز شد (حالا نقطه چيست و به چه صورت بوده، آبها چگونه بوده، بعد ضخيم و گسترده شده بحث ديگري است.) پس كسي كه در چنين روزي روزه بگيرد مثل اين است كه 60 ماه روزه گرفته است. دعاها و عباداتي براي اين روز آمده است.

نكته ديگري كه به نظرم رسيد و مي­خواستم عرض كنم اين است كه ولو در فرمايش حضرت رضا (ع) نيست ولي به نظر من ايشان مي­خواستند بين آخرت و دنيا، دين ابراهيم و اسلام و مسيح بن مريم هماهنگي ايجاد كنند. مي­خواستند همه را به يك شكل ببينند يعني همه اينها با هم هستند و پيامشان يكي است يعني ابراهيم خليل ولادتش تصادفي در 25 ذيعقده نيست، حضرت مسيح ولادتش تصادفي در 25 ذيعقده نيست بلكه زمين و دين خدا براي هدايت انسان هستند. لذا آيات شريفه­اي كه عرض كردم همين محتوا را در بر دارد. زمين براي لذت و استفاده درست ماست. در سوره نازعات مي­فرمايد: « يوم يتذكر الانسان ما سعي» اين آيه شريفه به دنبال دحوالارض پيام دارد يعني هدف روزه گرفتن و عبادت در جهت همين گسترده شدن زمين است، خاك امين است و هرچه كه براي زمين حساب كنيم امانت خدايند و اين امانت خداست كه در دست ماست. ما بايد از آن درست استفاده كنيم. ببينيم رضاي خدا در چيست. خدا از ما چه مي­خواهد. از جواني، عمر، پول درست استفاده كنيم. در راه درست قدم برداريم. از آب، خاك، و زمين صحيح بهره­برداري كنيم نه اينكه انسان لذتهايي مثل لذات جنسي، لذت پول، منيتها و خوديتها را داشته باشد. اينها از خلقت زمين دور است.

       عقل جزوي عقل را بدنام كرد                         كام دنيا مرد را بي­كام كرد

واقعاً همينطور است. عقل من مي­گويد چنين كنم، اينطور حركت كنم، تسليم خدا بايد بود. بايد واقعيت اين عالم را فهميد، زمين براي شرافت و مردانگي است، براي بزرگي و تربيت و اخلاق است. آنچنان امام رضا (ع) مطرح مي­كند كه ولادت مسيح و ابراهيم را با چنين روزي هماهنگ مي­كند يعني براي استفاده درست از دنيا آمده­اند.

بايد از دنيا درست كام گرفت. لذت درست در رضاي خداست. دروغ، خيانت، كلاهبرداري، استفاده غلط جنسي ناكامي است. استفاده از منيتها و خودخواهي­ها همه ناكامي است. اينها انسان را از انسانيت مي­اندازد. دحوالارض براي اين است كه ما به زمين توجه كنيم. اينقدر با غرور بر روي زمين راه نرويم. زمين براي انسان شدن و سعادت ما پهن شده است. انسان طامة كبري دارد.

پيغمبر (ص) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

«در روز قيامت بهشت شب ندارد همه­اش روشني و روز است. و جهنم ليل دارد و نهار ندارد.» يعني تاريكي در جهنم است، كفر، عصيان و گناه تاريكي مي­آورد. از تاريكي گناه بترسيم. ايمان، راستگويي، نماز، باصفا و باوفا بودن به انسان نورانيت مي­دهد. اين خطاب به همه ماست. باز هم خودم و همه شما عزيزان را به تقوا و ورع دعوت مي­كنم.

 

«خطبه دوم»

درقرآن كريم اين آيه شريفه در سوره انبياء آمده است: «و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما لاعبين... بل نقذف بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق و لكم الويل مما تصفون»2

«و ما آسمان و زمين و آنچه بين زمين و آسمانست را بيهوده نيافريديم... بلكه ماهيت حق را بر باطل غالب مي­گردانيم تا باطل را نابود سازد و واي بر شما كه خدا را به وصف كار باطل متصف گردانيد.»

بحثم را از اينجا شروع مي­كنم و بعد آيه مباركه را توضيح مي­دهم. در اين روزها در بسياري از رسانه­هاي دنيا بحثي مطرح است كه امريكا با آن حرفها و شگردها و تبليغات گسترده­اي كه عليه ايران داشت و مي­گفت ايران درصدد سلاح هسته­اي است اين حقيقت را كتمان مي­كرد كه ما به دنبال انرژي هسته­اي صلح­آميزيم. هرچقدر نظام اسلامي ما اصرار به اين موضوع مي­كرد آنها قبول نمي­كردند گاهي هم تهديد به حمله نظامي و تحريمهاي اقتصادي مي­كردند. اين مسائل در رسانه گروهي با دعوت سياستمداران ما مطرح شده است. بنده اينجا نكته­اي را عرض مي­كنم و آن اين است كه در اين غوغاها و هياهوها بايد دستي را ديد و آن دست خداست. در اين آيه شريفه نيز خداوند مي­فرمايد ما آسمان و زمين را بيهوده نيافريديم. سنت الهي بر اين است كه به باطل اجازه مي­دهيم جلو بيايد، حرفهايش را بزند، امتحانش را بدهد بعد يكباره وارد مي­شويم و آنچنان حق را بر سر باطل مي­كوبيم همانند شمشيري كه بر سر وارد مي­شود و مغز را متلاشي مي­كند ما هم مغز تفكر باطل را متلاشي مي­كنيم و باطل تمام مي­شود مانند دودي كه به بالا مي­رود.

روز سوم دسامبر جوزف بايدن كه كانديداي آينده رياست جمهوري آمريكاست و الان سناتور آمريكاست نطقي كرده در كتابخانه عمومي به زبان انگليسي كه آن را براي من ترجمه كرده­اند. خلاصه مطالبش اين است و من مفاد آن را بيان مي­كنم ، به بوش خطاب مي­كند: « شما نتوانستيد بفهميد ايران چيست؟ ايران را نشناختيد. شما گاهي ايران را به حمله نظامي تهديد مي­كنيد شما دلتان را خوش كرده­ايد كه به مراكز هسته­اي ايران حمله مي­كنيد. فكر مي­كنيد كه مي­خواهيد برويد كيك بخريد و بياييد. چرا واقعيتها را در نظر نمي­گيريد. واقعيت اين است كه ارتش آمريكا پراكنده است. بخشي در عراق است و بخشي در افغانستان. الان هم نمي­داند چه كار كند. ارتش نيروي مسلح آمريكا را به اين روز انداخته­ايد. از طرف ديگر شما با كشوري روبرو هستيد كه نيروي مسلح آن نيروي مسلحي است كه از يك قدرتي برخوردار است كه اگر بخواهيد مراكز هسته­اي آن را ­بزنيد با هزاران پرواز بايد بياييد و رادارهاي عميق و پيچيده ايران را از بين ببريد. آن وقت بعد از مسئله ارتش ايران و سپاه ايران كه فكر مي­كرديد اگر سپاه را با اسم تروريست بخوانيد مي­توانيد با اين نام كار بكنيد و دلتان را خوش كنيد كه تروريست خوانده­ايد ولي ايران 70 ميليون جمعيت است.» تعبير او اين است كه «اين ملت مردمي هستند به دنبال رژيم ايران و متعصب به ايران هستند. (البته اين تعصب صحيح است نه تعصب بي­جا و خشك.) شما با اين مردم و نيروي مسلح و قدرتي كه نظام دارد مواجه هستيد (از حرفهايش مي­شود فهميد كه اين قدرت مسأله ولايت و ولايت فقيه است)» ببينيد ولايت فقيه چه اثري دارد، چطور ملت را در جهان عزيز مي­كند، چه اقتداري به كشور مي­دهد كه از دل دشمن در مركز سناتورها چنين سخناني را مي­گويند. بعد مي­گويد: «شما خيال مي­كنيد با اين حرفها مي­توانيد پيش برويد.» بعد اشاره به حزب الله لبنان مي­كند كه حزب الله لبنان در برابر ارتش اسرائيل مقاومت كرد در حاليكه يك گروه بود. آن وقت شما مي­خواهيد با اين ملت 70 ميليوني روبرو شويد! شما در عراق چه كرديد! ايران را تهديد مي­كنيد!» تعبير او اين است كه حمله به مركز هسته­اي ايران مصيبتي بزرگ براي آمريكاست. اين تعابير را ما مي­كنيم ولي ببينيد اينها در بين جمع دولتمردان خود اين تعابير را مي­كنند. «آقاي بوش شما با برنامه وارد مي­شويد و بي­برنامه با جنگ و مصيبتي روبرو مي­شويد. عمداً وارد مي­شويد كه چند جا را بزنيد ولي دچار آنچنان جنگ غيرعمدي مي­شويد و آنچنان ملت ايران را دچار حادثه مي­كنيد كه سابقه ندارد. من با تمام حقوقدانان و متفكران آمريكا صحبتم را كرده­ام كه اگر چنين فكري را در مغزت بپروراني ما تو را به دادگاه احضار مي­كنيم.»

 بعد مي­گويد من اگر رئيس جمهور شوم از شکافهايي كه در جامعه اسلامي ايران و ملت مسلمان هست استفاده مي­كنم. به تعبير بنده از جاهاي باز استفاده مي­كنم. آن چيزي كه ما بايد عليه جمهوري اسلامي ايران ايجاد كنيم تفرقه است. عزيزان من! ملتهاي اسلامي به هوش باشيد! اين حرفي است كه از كاخ دشمن بيرون مي­آيد. دشمن مي­خواهد از اين فاصله ها و شکاف ها بين شافعي، مالكي، حنفي و شيعه استفاده كند و تفرقه ايجاد كند.

عزيزان! راه خدا را برويم. به تقوا، استغفار و ترك گناه بينديشيم تا خدا ما را كمك كند. اگر خدا را در كارهايمان ببينيم ملت عزيز و مقتدر مي­شود.

در اينجا از رئيس قوه قضائيه بخاطر اجلاس قوه قضائيه كه بيش از 40 كشور اسلامي در آن شركت داشتند تشكر مي­كنم. ان شاء الله اين در آينده دنبال شود كه حقوق اسلام در برابر دنيا مطرح شود. رهبر بزرگوار انقلاب نكات جالبي درباره اين موضوع فرمودند و آن مسأله حقوق اسلام است. ولو دنيا و كشورهاي غربي هم حقوق دارند ولي حقوق اسلام پيشرفته­ترين حقوق است. اين حقوق اسلام را دانشمندان به دنياي غرب ارائه بدهند. اسلام پيشرفته­ترين و عميق­ترين حقوق است. اين نكته مهمي است كه رهبر بزرگوارمان فرمودند. در دنياي غرب كه حقوق مطرح نيست فقط براي خودشان حقوق قائلند. زندان ابوغريب نماينده اين حقوق است. مراكز شكنجه آمريكا نماينده همين فكر است. خونريزيها و تهديدها نشانه همين تفكر است. اين حقوقي است كه آنها فقط به خودشان مي­انديشند، به منافع و قدرتهاي خود مي­انديشند. ما بايستي توجه به اسلام و اساس اسلام و حقوق و فقه عميق اسلامي داشته باشيم. فقه اسلام در برابر حقوق دنيا پيشرفته­تر است. در همين جا از شهداي دانشجوي  16 آذر تجليل مي­كنم و براي آنها طلب مغفرت مي­كنم و شهادت امام جواد (ع) كه در اواخر هفته جاري مي­باشد را تسليت و تعزيت عرض مي­كنم. اميدوارم همه مورد لطف و رحمت خاص پروردگار باشيم.   

 

 

 
 

منابع و مراجع:   

1.     سوره نازعات/ آيات 30 تا 35.

2.     من لايحضره الفقيه، ج2، ص409، باب صوم التطوع و ثوابه من الايام المتفرقه.

3.     سوره انبياء/ آيات 16 و 18.

 

 
 

15/09/87