قال الله العظيم في كتابه الكريم: «وَ الارْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحها. اَخْرَجَ مِنْها ماءها و مَرْعها. و الجِبالَ اَرْسها. مَتاعاً لَكُمْ وَ لاَنْعامِكُم. فَاِذا جاءَتِ الطامَةُ الْكُبْري. يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الانْسانُ ما سَعي»1
«و زمين را پس از آن (براي انتفاع بشر و ساير خلق) بگسترانيد. در آن آب و گياه پديد آورد. كوهها را عماد آن ساخت براي بهرهگيري شما و چهارپايان. پس چون آن واقعه بزرگ (و حادثه عظيم قيامت) پديد آيد. روزيست كه آدمي هر چه كرده بياد آرد»
روز دحو الارض و استفاده اخلاقي از آن
قرآن كريم فرموده است: «و الارض بعد ذلك دحها» «وقتي ما آسمان را خلق كرديم، زمين را آفريديم سپس زمين را گسترده كرديم « دحها» يعني پهن و گسترده كرديم. «اخرج منها ماءها و مرعها» نهرها و آبها جاري شد، آبشارها بوجود آمدند، سبزهها، درختان و نباتات همه سراسر زمين را فرا گرفت. حيوانها و جنبندهها و انسان بوجود آمدند. اين بدنبال گسترش زمين بنام «دحوالارض» بود. «و الجبال ارسها» تپهها و كوهها را با ارتفاعي بلند قرار داديم كه خود رتد و ميخ زميند و خواص زيادي دارند. خواستيم شما انسانها زندگي كنيد، لذت ببريد تا موجودات از زمين استفاده كنند. حالا اين دحوالارض و پهن شدن زمين بيحساب نيست. با برنامه الهي است و آن اين است كه انسان زندگيش تا ابد ادامه پيدا ميكند، زمين پايان ميپذيرد و عمر آن سپري ميشود ولي انسان باقي است. به چه صورت باقي است؟ «فاذا جاءت الطامة الكبري» وحشت و اضطراب و نگراني كه در قيامت رخ ميدهد بالاترين اضطرابها و وحشتهاست. « يوم يتذكر الانسان ما سعي» آن وقت انسان ميفهمد روي زمين چگونه عمل كرده است.
اما نكته اين است كه اين دحوالارض براي چيست؟
من چند كـلمهاي در رابطه با دحوالارض بيان كـنم و اجـمال آن اين است كـه عـلماي زمينشناسي درباره اينكه زمين دورههاي متنوع داشته بسيار سخن گفتهاند. زمين 7 دوره داشته است. دوره اولش مذاب بوده و قطعهاي مثل فلز گداخته بوده است. و «و الارض بعد ذلك دحها» نقطه آخر است يعني زمين از زير كعبه گسترده شد كه اين بهمعناي خلقت زمين نيست. در آيات قبل خلقت زمين را بيان كرده بود. اين زميني است كه آماده زندگي ميشود و اين زمين از زير خانه خدا كشيده ميشود يعني خانه خدا آنچنان عظمت دارد و قطب، مركز، محور و اساس است كه اصل زمين و اساس زندگي انسان از زير آن كشيده شده است. حالا چگونه كشيده شده، چگونه باز شده. در احاديث شريفه يك مطالبي است و در علوم مطالبي ديگر در رابطه با آن است.
ولي نكته اجمال همين است كه گسترش زمين از كعبه شروع ميشود يعني اساس خانه خداست. حالا حديث شريفي را نقل ميكنم كه محمد بن يعقوب كليني در كتاب «كافي» بيان كرده است. شيخ صدوق هم در «من لايحضره الفقيه» آورده است. حديث با سندي تمييز و معتبر از حضرت رضا (ع) بيان شده است. شيخ صدوق نيز اين حديث را در «من لايحضره الفقيه» نقل كرده است.
محمد بن علي بن الحسين باسناده و روي عن الحسن بن علي الوشاء قال: «كنت مع ابي و أنا غلام فتغشينا عند الرضا (ع) ليلة خمسة و عشرين من ذيالقعده فقال له ليلة خمسة و عشرين من ذيالقعده ولد فيها ابراهيم (ع) و ولد فيها عيسي بن مريم (ع) و فيها دحبت الارض من تحت الكعبة فمن صام ذلك اليوم كان كمن صام ستين شهراً»2
صدوق در جلد دوم کتاب خود از حسن بن علي الوشاء نقل ميكند كه ميگويد من جواني نورس بودم كه با پدرم خدمت امام رضا (ع) رفتيم. پاسي از شب را گذرانديم حتي گويا شام را با امام رضا (ع) خورديم. شب 25 ذيعقده بود. امام هشتم به پدرم فرمود امشب كه شب 25 ذيعقده است شب بزرگي است. ابراهيم خليل در شب 25 ذيعقده تولد يافت، عيسي بن مريم در چنين شب و روزي تولد يافت. (اين بيان حضرت با بيان مسيحيت كه تولد حضرت عيسي را چند روز بعد ميدانند تفاوت دارد و آن تفاوت در سال هجري قمري و ميلادي است. ما بر اساس سال هجري قمري كه 25 ذيعقده بوده بحث ميكنيم.) بعد حضرت ميفرمايد: در چنين شبي و در چنين ساعاتي زمين از زير كعبه باز شده يعني نقطهاي از زير كعبه باز شد (حالا نقطه چيست و به چه صورت بوده، آبها چگونه بوده، بعد ضخيم و گسترده شده بحث ديگري است.) پس كسي كه در چنين روزي روزه بگيرد مثل اين است كه 60 ماه روزه گرفته است. دعاها و عباداتي براي اين روز آمده است.
نكته ديگري كه به نظرم رسيد و ميخواستم عرض كنم اين است كه ولو در فرمايش حضرت رضا (ع) نيست ولي به نظر من ايشان ميخواستند بين آخرت و دنيا، دين ابراهيم و اسلام و مسيح بن مريم هماهنگي ايجاد كنند. ميخواستند همه را به يك شكل ببينند يعني همه اينها با هم هستند و پيامشان يكي است يعني ابراهيم خليل ولادتش تصادفي در 25 ذيعقده نيست، حضرت مسيح ولادتش تصادفي در 25 ذيعقده نيست بلكه زمين و دين خدا براي هدايت انسان هستند. لذا آيات شريفهاي كه عرض كردم همين محتوا را در بر دارد. زمين براي لذت و استفاده درست ماست. در سوره نازعات ميفرمايد: « يوم يتذكر الانسان ما سعي» اين آيه شريفه به دنبال دحوالارض پيام دارد يعني هدف روزه گرفتن و عبادت در جهت همين گسترده شدن زمين است، خاك امين است و هرچه كه براي زمين حساب كنيم امانت خدايند و اين امانت خداست كه در دست ماست. ما بايد از آن درست استفاده كنيم. ببينيم رضاي خدا در چيست. خدا از ما چه ميخواهد. از جواني، عمر، پول درست استفاده كنيم. در راه درست قدم برداريم. از آب، خاك، و زمين صحيح بهرهبرداري كنيم نه اينكه انسان لذتهايي مثل لذات جنسي، لذت پول، منيتها و خوديتها را داشته باشد. اينها از خلقت زمين دور است.
عقل جزوي عقل را بدنام كرد كام دنيا مرد را بيكام كرد
واقعاً همينطور است. عقل من ميگويد چنين كنم، اينطور حركت كنم، تسليم خدا بايد بود. بايد واقعيت اين عالم را فهميد، زمين براي شرافت و مردانگي است، براي بزرگي و تربيت و اخلاق است. آنچنان امام رضا (ع) مطرح ميكند كه ولادت مسيح و ابراهيم را با چنين روزي هماهنگ ميكند يعني براي استفاده درست از دنيا آمدهاند.
بايد از دنيا درست كام گرفت. لذت درست در رضاي خداست. دروغ، خيانت، كلاهبرداري، استفاده غلط جنسي ناكامي است. استفاده از منيتها و خودخواهيها همه ناكامي است. اينها انسان را از انسانيت مياندازد. دحوالارض براي اين است كه ما به زمين توجه كنيم. اينقدر با غرور بر روي زمين راه نرويم. زمين براي انسان شدن و سعادت ما پهن شده است. انسان طامة كبري دارد.
پيغمبر (ص) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود:
«در روز قيامت بهشت شب ندارد همهاش روشني و روز است. و جهنم ليل دارد و نهار ندارد.» يعني تاريكي در جهنم است، كفر، عصيان و گناه تاريكي ميآورد. از تاريكي گناه بترسيم. ايمان، راستگويي، نماز، باصفا و باوفا بودن به انسان نورانيت ميدهد. اين خطاب به همه ماست. باز هم خودم و همه شما عزيزان را به تقوا و ورع دعوت ميكنم.