| جمعه آخر شعبان پيامبر اكرم (ص) درباره ماه مبارك رمضان توصيههايي فرمودند. بنده به چند جمله از متن فرمايش پيامبر اكرم (ص) اشاره ميكنم. بعضي بيان اين خطبه را در جمعه آخر شعبان و بعضي آن را در روزهاي آخر ماه شعبان روايت كردهاند. حديثي را كه شيخ صدوق بيان كرده به سند سه نفر از افرادي كه درست هستند آورده است. «حدثنا محمد بن بكر بن النقاش و احمد بن الحسن القطان و محمد بن احمد بن ابراهيم المعاذي و محمد بن ابراهيم بن اسحاق قالوا حدثنا ابوالعباس احمد بن محمد بن سعيد الهمداني قال حدثنا علي بن بن الحسن بن علي بن فضال عن ابيه عن ابي الحسن علي بن موسي الرضا عن ابيه موسي بن جعفر عن ابيه الصادق عن ابيه الباقر عن ابيه زينالعابدين عن ابيه سيدالشهداء عن ابيه اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب قال ان رسول الله (ص) خطبنا ذات يوم فقال ايها الناس انه اقبل إليكم شهر الله بالبركه و الرحمه و المغفره شهر هو عند الله افضل الشهور و ايامه افضل الايام و لياليه افضل ليالي و ساعاته افضل الساعات ... انفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عباده و عملكم فيه مقبول و دعاؤكم فيه مستجاب فاسألوا الله ربكم بنيّات صادقه و قلوب طاهره ان يوفقكم لصيامه و تلاوه كتابه فإن الشقي من حرم غفران الله فى هذا الشهر و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيامه و عطشه و تصدقوا علي فقرائكم و مساكينكم... احفظوا السنتكم و غضوا عما لا يحل الاستماع إليه استماعكم... ايها الناس ان ابواب الجنان في هذا الشهر مفتحه فاسألوا ربكم ان لا يغلقها عليكم... قال أميرالمؤمنين (ع) فقمت فقلت: يا رسول الله ما أفضل الأعمال في هذا الشهر؟ فقال: يا أبا الحسن أفضل الأعمال في هذا الشهر الورع عن محارم الله عزّوجلّ ثم بكي فقلت يا رسول الله ما يبكيك؟ فقال يا علي ابكي لما يستحل منك في هذا الشهر كاني بك و انت تصلي لربك و قد انبعث اشقي الأولين و الآخرين شقيق عاقر ناقه ثمود فضربك ضربه علي قرنك فخضب منها لحيتك قال أميرالمؤمنين: فقلت: يا رسول الله و ذلك في سلامه من ديني؟ فقال (ص) في سلامه من دينك ثم قال يا علي من قتلك فقد قتلي و من ابغضك فقد ابغضني و من سبك فقد سبي لانك مني كنفسي روحك من روحي....» (عيون الاخبار الرضا، ج2، ص 266 و 267) پيامبر فرمودند: ماه خدا نزديك شد ماه مبارك رمضان شهر الله است و در روايت هم هست نگوييد رمضان بگوييد ماه رمضان. احترام اين ماه را نگهداريد ولو در نام بردن اسم آن «رمضان» باشد. ماه رمضان ماه خداست يعني چه؟ بيان رسول اكرم در اين زمينه اين است كه در اين ماه نفسها تسبيح است. نفس كشيدن حركت حيواني و مادي براي بقاي زندگي حيواني است. سعدي (ره) در گلستانش چنين آورده است: «هر نفسي كه فرو ميرود ممد حيات است و چون بر ميآيد مفرح ذات پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب» از دست و زبان كه برآيد از عهده شكرش بدر آيد دم و بازدم به اصطلاح علماي طبيعي چنين است كه نفس كه فرو ميرود اكسيژن را پايين ميبرد و اين اكسيژن با خون تركيب ميشود چون اكسيژن با خون تركيب ميشود زندگي را تازه ميكند و لذاست كه چـون آدمي نفس را فرو ميبرد زندگيبخش است و در عمل بازدم وقتي نفس برميآيد دياكسيد كربن كه با خون تركيب شده خارج ميشود لذا مفرح ذات است. نفس كشيدن عملي 100% مادي و حيواني است. اين نقش نفس است. سعدي بر اين نفس اين آثار را مترتب كرده است. آثار توحيدي كه بسيار هم زيبا گفته است: «در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب» و بعد ميگويد كه آدمي نميتواند چنين شكري را بجا آورد تنها انسان ميتواند عذر تقصير به پيشگاه خداوند آورد. شكر اين نعمت موجب توجه انسان به خدا ميشود. اين چهره الهي دادن به نفس دم و بازدم آدمي است. ولي بيان پيامبر چيز ديگري است. «انفاسكم فيه تسبيح» يعني چه؟ داخل شدن اكسيژن و خارج شدن دي اكسيد كربن به هنگام تنفس تسبيح نيست. تسبيح يعني تنزيه خدا، يعني بيان اين است كه خدايا تو از هر عيب و نقص منزهي، تو كمال محض هستي و ما نقص صرفيم. معناي اين نفس انقلاب ماهوي است. انقلاب ماهوي نكتهاي است كه در مباحث فلسفي مطرح شده است كه آيا ماهيت قابل انقلاب است. ميگويند خير انقلاب ماهوي محال است. انقلاب در عوارض است ولي اينجا منظور تكامل يك حركـت است. نفس نفس است. نفس عوض نميشود. در تسبيح دم و بازدم دگـرگـون نميشود بلكه هويت معنوي دگرگون ميشود و آن به معناي اين نيست كه ماهيت عوض ميشود . تعبير نفس و تسبيح بدين معناست كه انسان حقيقتاً ذكر خدا شده است. «نومكم فيه عباده» خواب 100% حركت حيواني است. خواب آدمي را آرام ميكند، موجب دفع مواد مسموم شده و باعث آرامش اعصاب است. ولي ركوع و سجود و قنوت نيست، راز و نياز نيست خواب است ولي در حقيقت در اين ماه ذات خواب عوض شده است. پس معناي شهر الله «ماه» است ولي چهرهاش الهي شده، زمان الهي شده است. رسول اكرم (ص) مطلب فلسفي را مطرح نموده است ولي به دنبال آن سفارش ميفرمايد كه نيتهاي خود را پاكيزه كنيد و دلهايتان را صاف كنيد، از خدا توفيق روزه و تلاوت قرآن بخواهيد. در اين ماه گوشها و چشمهاي خودتان را از گناه بازداريد. زبانهايتان را از گناه حفظ كنيد. به چيزي كه گناه است نگاه نكنيد. «من حسن منكم في هذا الشهر خلقه كان له جواز علي الصراط يوم تنزل الأقدام» (عيون الاخبار الرضا، ج2، ص 266) كسي كه در اين ماه خلقش را نيكو كند از صراط به خوبي عبور خواهد كرد. با خوشرفتاري در خانه، در محل كار، با مراقبت چشم و گوش دعاي شما مستجاب است. در اين ماه دعا محتمل اجابت نميشود بلكه مسلم به اجابت ميرسد. ممكن است اجابتش دور يا نزديك باشد ولي مسلماً به اجابت ميرسد. شقي كسي است كه از رحمت مغفرت خدا در اين ماه دور مانده باشد. «بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيامه و عطشه» با گرسنگي و تشنگي به ياد گرسنگي و تشنگي قيامت بيفتيد. به نظر من مقصود از قيامت آخرت است نه بعد از برزخ چون اوضاع و احوال نشان ميدهد در برزخ هم تشنگي و گرسنگي است. بسياري از افراد درخواست آب و غذا ميكنند.در عالم برزخ هم گرسنگي و تشنگي بسيار است چون در قيامت شفاعت هست ولي در برزخ شفاعت وجود ندارد. كارهايتان را درست كنيد تا تشنه نباشيد، گرسنه نباشيد، بيمنزل نباشيد. ماه رمضان ماه تمرين است، اگر خودمان را آماده كنيم به اين جمله پيامبر عمل كردهايم. به فقرا و فقيران صدقه دهيد. «ايها الناس ان ابواب الجنان في هذا الشهر مفتحه فاسألوا ربكم ان لا يغلقها عليكم» درهاي بهشت در اين ماه باز است، از خداوند بخواهيد كه اين درها بر شما بسته نشود. به نظر من منظور پيامبر بعد از ماه رمضان است كه درهاي اين باب بر شما بسته نشود. اين ليالي و روزهاي ماه مبارك به چه كسي تعلق دارد؟ خالق آنها خداوند است ولي اين روزها و شبها به چه كسي تعلق دارد؟ متعلق به صاحبالزمان است. صاحب سحرها و صاحب لحظات افطار و سحر امام زمان (عج) است و به قول بعضي از حكما مثل مولاهادي سبزواري كه ميگويد يا صاحب الوقت اي صاحب وقت. چرا اين اصطلاح را به كار ميبرد؟ چون آفرينش براي كمال است و خلقت براي اوست. در سحر به ياد صاحبالزمان باشيم، بدون توجه به او به جايي نرسيدهايم. حافظ هرآنكه عشق نورزيده وصل خواست احرام طوف كعبه دل بيوضو ببست اين ارتباط را پيامبر (ص) در خطبه آخر شعبان بيان ميفرمايد و آن اين است كه بعد از بيان ايشان از فضائل ماه رمضان امير المؤمنين برخاست و عرض كرد يا رسول الله بهترين عمل در اين ماه چيست؟ پيامبر فرمود: ورع. ورع چيست؟ ورع عبارت است از اجتناب از گناه و شبهه. ورع بدين معناست كه انسان از گناه روشن و آشكار و گناه محتمل اجتناب كند. انسان بايد هم از گناه واضح و روشن اجتناب كند و هم از گناه محتمل. وقتي اميرالمؤمنين (ع) چنين گفت اشك در چشمان پيامبر جمع شد. اميرالمؤمنين فرمود كه چرا گريه ميكنيد. ايشان در جواب فرمود كه در اين ماه تو را كه صاحب عصر و زماني شقيترين افراد به هنگام نماز با ضربه شمشيري كه از آن محاسن تو غرق خون ميشود به شهادت ميرساند. علت گريه پيامبر اكرم چيست؟ اين گريه به خاطر نسبت دامادي اميرالمؤمنين (ع) با پيامبر و شهادت ايشان نيست بلكه به دليل اين است كه ريختن خون حضرت علي (ع) كه صاحب عصر و زمان بودند و سحر و روز و شب و طلوع فجر همه از بركت وجود حضرت علي (ع) بوده حلال ميشود و اين بدين معناست كـه انديشهها و افكـار در آن زمان بعد از 30 سال نبوت پيامبر آنچـنان دگرگون ميشود كه ريختن خون حضرت علي را كاري حلال و لازم ميدانند و به عنوان اينكه علي دشمن خداوند و ضد دين است او را به شهادت ميرسانند. اين موضوع موجب تأثر پيامبر اكرم شده بود. حضرت علي (ع) با اين سخـن كه (يا رسول الله و ذلك في سلامه من ديني؟) جلوي اين انحراف را ميگيرد. پيامبر هم در جواب ميفرمايند تو در سلامت دين خود هستي.(في سلامه من دينك) اميد است كه ما به موعظههاي پيامبر (ص) عمل كنيم. |