اخبار اخبار

متن كامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در 19 خرداد 91

 

 

خطبه اول

 

بسم الله الرحمن الرحيم

«وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلين»

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي کنم. ماه شريف رجب است. برادر بزرگوارمان قبل از خطبه ها، درباره رجب و عبادت در اين ماه سخن به ميان آوردند. اين رجب از ابتکارات عبدالمطلب جد پيغمبر اکرم ص  است. ماه هاي رجب، ذي القعده و ذي الحجه و محرم از ماه‌هاي حرامند و احترام به اين ماه‌ها بسيار تأکيد شده و قتال در اين چهار ماه حرام است. در قرآن کريم هم به تعظيم اين ماه‌ها با لفظ «اشهر الحرم» اشاره شده است ولي اين از يادگارهاي عبدالمطلب است. عبدالمطلب جد پيامبر اکرم رئيس قريش 50 سال در مکه و کعبه رياست داشت بسياري از سنن را مطرح کرده است. يعقوبي از مورخين بزرگ اهل سنت درباره شخصيت عبدالمطلب جد پيغمبر اکرم مي نويسد او کسي بود که وجوب وفاي به نذور، ديه 100 شتر، عدم جواز نکاح محرم، قطع يد سارق، نهي از قتل کودکان و زنده به گور کردن دختران، مباهله، تحريم خمر و تحريم زنا و تبعيد زنان بدکاره، تعظيم اشهر حرم از يادگارهاي اوست.

عبدالمطلب شخصيتي بسيار با عظمت است که قرآن کريم سنن او را اينچنين به وسيله پيامبر اکرم تأييد و تحکيم مي کند. اين جد پيامبر و جد اميرالمؤمنين و جد امام عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است در اينجا اين نکته بجاست که در زيارت امام حسين عاست: «أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا»  کلمه «لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا» از کلماتي است که بار بسيار مثبتي دارد. چون در مسئله ژن و ژنتيک تا چند سال پيش عقيده داشتند که همه مسائل مولد و کودک در ژن است زشتي، زيبايي، انواع بيماري‌ها، جهات طغيان شهوت، طغيان غضب، حالات انسان  همه در ژن است. در سال‌هاي اخير اين بحث به سراغ اپي ژنتيک آمد يعني نه تنها در ژن است بلکه در حاشيه ژن هم هست در جوانب ژن هم هست يعني حاشيه هايي ژن دارد که علاوه بر اينکه در ژن کودک همه اين آثار است از طرق حواشي هم اين آثار منتشر مي شود در هواي گرم ما کولر مي زنيم ولي اين کولر که باد خنک دارد و ذاتاً هم بايد خنک کند، گرما بر کولر خنک کننده اثر مي گذارد و ديگر باد آن کولر خنک نيست چه بسا باد گرم هم داشته باشد آن از بيرون و از حاشيه کولر است در محيط جامعه هم اينچنين است يک بحث مربوط به ذات انسان‌هاست از نظر صلب پدر و رحم مادر است يک بحث مربوط به حواشي آن است که ما از آن تعبير به غذاي حرام، محيط گناه و ارتباطات گناه و حرام مي‌کنيم و اين‌ها روي فرزند اثر مي گذارد. بنده در اينجا خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي کنم خودمان را بايد با تقوا و ورع  کنترل کنيم چه بسا پدران و مادران ما ارحام و اصلابشان پاکيزه بوده است ولي اين فرزندان در شرايطي زندگي کردند که چشمشان آلوده شده است اين چشم آلوده نه از ژن ارحام و اصلاب است اين در حاشيه ژن پدر است و اين هم بر فرزند اثر مي گذارد اينکه مي گويند که زن و شوهر در مقامات و مواطن توجهشان به بيگانه نباشدبراي اينست که تمام اين‌ها روي فرزند اثر مي گذارد اينچنين نيست که جبر باشد اگر پدر و مادر چنين بودند فرزند اينچنين شد بگوييم جبر است گاهي فرزند پدر و مادرش خوب است ولي:

پسر نوح با بدان بنشست                   خاندان نبوتش گم شد

گاهي محيط و شرايط و معلم کلاس رفيق همه و همه در انسان اثر مي گذارد. البته ذات هم به جاي خودش هست. ولي محيط هم اثر گذار است. بنابراين بايد به اين نکته توجه کرد و بسيار مهم است.

«وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا» «مدلهمات» يعني ظلمات آشفته. عبدالمطلب در آن شرايط که تمام فضا آلوده به گناه بود گناه را عقب مي زد با فساد مبارزه مي کرد در برابر فساد مبارزه مي کرد سخن مي گفت و مي ايستاد. اين‌ها اجداد اميرالمؤمنين هستند اينست ابوطالب فرزند عبدالمطلب و خود شخصيت عبدالله اينچنين هستند بنابراين مسئله توجه به گناه و فضاي گناه دنيا را آلوده مي کند دنيا که چنين آلوده است همين است بايد در برابرگناه ايستاد بايد طراحي کرد تا جلوي گناه را گرفت. حالا چند دقيقه هم درباره خود ماه رجب عرض کنم. ماه رجب بسيار ارزش دارد و داراي ثواب است به قول عرفا بالاتر از اميد به خداست از اميد به خدا بالاتر حب به خداست از حب به خدا بالتر انس با خداست. انس با خدا يعني زمزمه با خدا. اين آيه کريمه اي که از سوره مبارکه اعراف تلاوت کردم: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلين» يعني خدا را در دل بخوان يک خواندن خدا در دل است يک خواندن با زبان است مهم اينست که انسان در صبح و شام به ياد خدا باشد. از امام باقر و امام صادق حديثي است که در روز قيامت وقتي محشر به پا شد منادي ندا مي دهد: «اين الرجبيون» کجا هستند آن‌ها که به ماه رجب احترام کردند انسان‌هايي بلند مي شوند که آنچنان چهره نوراني دارند که محشر را روشن مي کند مي گويند ما به ماه رجب احترام کرديم از جمله اين احترام‌ها روزه بود. من در اينجا در برابر همه عزيزاني که در اين مساجد کشور اعتکاف کردند عرض ادب مي کنم و براي همه آن‌ها در پيشگاه خدا استجابت دعوات آن‌ها و غفران ذنوبمان را مسئلت مي کنم. بنابراين اهميت به ماه رجب بسيار ارزش دارد عرض کردند يا بن رسول الله ما اگر نتوانستيم روزه مستحب بگيريم چه کنيم؟ حضرت فرمود: به مدي از طعام که فرد يک چهارک از غذا را به فقير مي دهد به فقير بدهيد.

 در حديث ديگر دارد يک درهم به فقير بدهد بعد جمع مي کنند و مي گويند اين مربوط به کسي است که دارد بدهد. در روايات ديگر است که آخر ماه رجب در برابر 30 روز ماه رجب اگر روزه نگرفته اي 30 مد طعام به فقير بده صدقه بده تا ثواب روزه را داشته باشي. از اينجا هم بحث صدقه مطرح مي شود که چقدر صدقه اهميت دارد آن‌هايي که پول و قدرت دارند صدقه بدهند جامعه بستگان و آشنايان را کمک کنند مشکلات را حل کنند اين پول‌ها را خرج کنيم که براي آخرتمان ارزش دارد. اين يک نکته بود.

نکته ديگر در رابطه با دعاهاي ماه رجب است. من نگاه مي کردم ديدم بعضي از اين دعاها از حضرت ولي‌عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است از توقيع مبارک حضرت است از امام زمان ارواحنا له الفداء به محمد عثمان و عثمان بن سعيد و ابوالقاسم حسين بن روح است از جمله اين دعاها به محمد بن عثمان بن سعيد است که عرض مي کنيم:«وَ بَارِكْ لَنَا فِيمَا كَتَبْتَهُ لَنَا مِنْ أَعْمَارِنَا وَ أَصْلِحْ لَنَا خَبِيئَةَ أَسْرَارِنَا»  خدايا عمر ما را پربرکت کن و خبيئه اسرار يعني آن ضميرهاي پيچيده آدمي، آن ضمائر تو در توي انساني که خيلي هم پيچيده است را اصلاح کن. بنده احساس مي کنم رجب ماه ولايت است لذا در دعا به ياد ولي مطلق خدا و صاحب ولايت کليه الهيه وجود اقدس حجت بن الحسن ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ مي افتد و اين معناي واقعي راز و نياز است «خاب الوافدون علي غيرک»

هر که شد محرم دل از حرم يار بماند    آنکه اين کار ندانست در انکار بماند.

از صداي سخن عشق ندارم خوشتر      يادگاريست که در گنبد دوار بماند.

واقعاً اين عشق و انس و بالاتر از همه حب و رجاء و عشق به خداست که آدم با خدا زمزمه کند و در آيه شريفه هم همين است که انسان استغفار کند.

 

 

خطبه دوم

 

خودم و عزيزان را به ورع وتقوا توصيه مي کنم و بحثم در خطبه دوم در چند نکته است:

نکته اول که از اول سال شروع کردم در رابطه با نامگذاري امسال به نام سال توليد ملي و مسئله اقتصاد و سرمايه گذاري است به دنبال آيه شريفه اي که در آن خطبه قبل عرض کردم اين حديث شريف از اميرالمؤمنين در نهج البلاغه است که مي فرمايد: «فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِمِ»  ‏

بحث درباره عمران کشوراست «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها»  که عرض کردم در آن خطبه قبلي که زمين را به نفع خودمان بهره برداري کنيم بنابراين موضوع توليد و بهره برداري از وظايف ماست اين جمله اي که در اين خطبه عرض مي کنم بيان اميرالمؤمنين است مي فرمايد شما درباره بقاع مسئوليد يعني شما درباره زمين، ساختمان مسئوليد. شارحان نهج البلاغه وقتي «فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ» را شرح مي دهند مي گويند که شما در تمام امورتان در هر مکان و زمان مسئوليد، در رابطه خانه مسئوليد، دررابطه زمين داده مسئوليد، پول داريد مسئول پول هستيد يعني از تمام اين‌ها از انسان سؤال مي شود که اين را چگونه مصرف کرده-ايد از همين خانه و کارخانه سؤال مي شود که چرا اين کارخانه را رها کردي آن کسانيکه وسيله شدند اين کارخانه رها شود از آن‌ها هم سؤال خواهد شد که چرا اين کار را کرديد کارگراني که خوب در کارخانه کار نمي کنند از آن‌ها نيز سؤال مي شود يکدفعه مي بينيد يک دستگاه اقتصادي که خاموش و تعطيل شده گريبان گروه‌هاي زيادي را مي گيرد که شما چرا چنين کرديد اين بيان اميرالمؤمنين است از بهائم هم مي پرسند که با اين شتر چه کرديد، چه کاري با اين شتر کرديد، زمان اميرالمؤمنين که ماشين نبود وسائل کشاورزي نبود توليد به آن صورت بود نه به اين صورت حالا از اين ماشين‌ها و ثروت‌هايي که در اختيار ماست سؤال مي شود که چه کرديد کارخانه را در کشور ديگر ايجاد کرديد پول را به جيب ديگران رسانديد به جاي اينکه شکم خود را سير کنيد همه به هم رزق بدهد همه به هم نان و آب و زندگي بدهند چرا نکنيم چرا خراب کار بکنيم. من اين جملات را در بيان فرمايشات رهبر عزيز و معظم انقلاب عرض کردم.

در همين بيان اميرالمؤمنين، شعاع آنرا وسيع‌تر بدانيد رياست محترم محيط زيست بحثي داشتند که مشمول بيان اميرالمؤمنين است که از اين درخت سؤال مي شود که چرا چنين شدي از اين هوا و جنگل سؤال مي‌شود در روايت دارد که کمترين ايمان اينست که در راه اگر ديدي چيزي جلوي کسي افتاده شما اين را برداريد. «اماطة الاذي» يعني از بين بردن چيزي که مزاحم راه کسي است. مفهوم اين حديث اينست که آب دهان در کوچه و خيابان نينداز، آن ميوه اي که مي خوري در خيابان نينداز. الآن دنيای ما دنيای ماشيني است که ما با آن روبه‌رو شده ايم که از معنويات خالي است وظيفه همه ما حفظ محيط زيست است.

نکته ديگر اجلاس 5 + 1 است رسانه  ها مکرر گفته اند و همه هم مي دانيم که غربي‌ها حاضر نبودند 20 درصد اورانيوم غني شده را هم ما داشته باشيم که کار براي پزشکي انجام بدهيم. اما جوانان ما فعاليت کردند و اورانيوم را به 20 درصد رساندند و در دنيا اين انعکاس پيدا کرد. بعد آمدند ديدند يک حقيقتي را رهبر معظم انقلاب در سالروز امام بزرگوارمان در مرقد امام راحلمان عرض کردند اينست که واقعاً استکبار غرب و صهيونيسم از ايران هسته اي نمي ترسد از اسلام مي ترسد و اگر فرض کنيم که ايران هيچ سلاحي نداشته باشد باز هم دنيا از جمهوري اسلامي مي ترسد براي اينکه آن چيزي که مصر، يمن و کشورهاي ديگر را بيدار کرد کشورهاي غير اسلامي را بيدار کرد سلاح بود، قدرت اسلحه بود، ابداً آن چيزي که اثر داشت دو نکته بود: يک نکته مثبت از ايران و يک نکته منفي از دنياي استکبار. آن نکته مثبت از جمهوري اسلامي ايران اين بودکه ايران اسلام را مطرح کرد و به دنبال اسلام رفت و قانون اساسي را بر همان اساس مطرح کرد و جوان‌ها و دانشگاه ‌ها به همان روال رفتند لذا مملکت از نظر استقلال مستقل شد خودشان را يافتند عزت ملي، اقتدارملي، شخصيت ايراني اينکه در منطقه حرف اول را بزند منطقه ايراني که در زمان شاه هيچ حرفي نمي توانست بزند و مي گفتند که شما برادر اسرائيل هستيد ولي الآن ايران به اين نقطه رسيده است مي بينند اسلام اينست آيات و روايات ما اينست انجيل و تورات که حرفي ندارد تا به عظمت و عزت برسانند اسلام است که دنيا را عزت مي رساند لذا دنبال اسلام رفتند، بحث اسلام است، بحث سلاح نيست، اين بيداري به سرعت جلو مي رود. نکته منفي که از جانب دنيای استکبار است اينست که خونريزي‌ها و شکنجه ‌ها و غارتگري‌هاي شما در کل دنيا مخصوصاً کشورهاي اسلامي روز به روز دنيا را از شما متنفر مي‌سازد. دنيا از شما دارد نااميد مي شود. الآن همين تحريم‌هايي که نسبت به ايران شده است اين تحريم‌ها فرصتي شد براي ايران که ايران به اينجا برسد و شما فکر مي کنيد که اين تحريم‌ها بر ملت ايران اثر منفي گذاشت و ملت ايران را ترساند؟ ملت ايران محکم ايستادند و عقب نشيني هم نمي کنند. ولي ما باز نااميد نيستيم و از خداي متعال مي خواهيم به اين دنياي استکبار عقل بدهد از اين ظلم و استکبار دست بردارند که در کتاب‌هايمان از قديم نوشته اند خدايا آنکه را که عقل دادي چه ندادي و آنکه را که عقل ندادي چه دادي؟

نکته ديگر سالگرد مرحوم آقاي مشکيني است شخصيتي است که درحوزه ها بسيار مشخص است و حوزه ها ايشان را به عنوان استاد فقه و اصول و اخلاق و عاشق به امام و علاقمند به امام و انقلاب و خدمتگزار نظام مي شناسد. بسياري از فضلاي قم و شهرستان‌ها از شاگردان مکتب درس و اخلاق ايشان بودند خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي کنم.          

 

دریافت فایل متن...

متن کامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در 16 تیرماه 91

 

خطبه اول

 

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ»[1]

سالروز ميلاد پربرکت امام عصر ارواحنا له الفداء را به همه انسانهاي عدالت‌جو و مظلوم و امت اسلام و ملت بزرگ ايران و شما نمازگزاران عزيز و رهبر معظم انقلاب دام ظله تبريک عرض مي­ کنم.

در خطبه اول بحثم پيرامون اين نکته است که حکومت عدل جهاني تنها يک آرزو و اميد و رجاء متعارفي نيست بلکه موضوعي قطعي است و براساس استدلالهاي علمي و سنت الهي است ولي نکته اي که نه تنها بيگانگان از اسلام مناقشه مي­کنند در ميان مسلمانان هم اين مناقشه ديده مي ­شود حتي در بحثهايي که با بعضي از علماي اهل سنت داشته­ام اين مطالب را شنيده ­ام و يک مقداري هم در نوشته ­هاي خودم در کتاب خط امان آورده ­ام و آن مطلب اينست که اين حکومت عدل جهاني قابل اجرا هست يا خير و چگونه مي ‌تواند دنياي بسيار عظيمي که شامل اديان و نژادهاي مختلف است در زير سايه يک خيمه جمع شوند؟ اين را بعضي از فلاسفه غرب که عقيده به نزول عيسي داشتند و مي­ گفتند عيسي براي حکومت عدل خواهد آمد اين ايراد را داشتند. من به آنها پاسخ مي­ دادم اين اشکالي که شما وارد مي ­کنيد براساس نژاد و آداب و رسومها آن حضرت نه به نژادها و نه به آدابها و نه به تمدنها کار ندارد اينکه مي­ گوييم تمدنها با هم فرق دارند اين به اصل قضيه آسيب وارد نمي­ کند و با آن حضرت سازگار است و اينها همه براساس عدل اسلامي است بعضي از متفکرين اهل سنت در ذيل آيه شريفه ان «هذه امتکم امه واحده» که در دو جاي قرآن کريم آمده يک جا با «إِيَّايَ فَاتَّقُون‏»[2] است و جاي ديگر با «فَإِيَّايَ فَاعْبُدُون‏»[3] آمده است از اينکه همه انبياء يک امت داشته باشند اين بحث را مطرح کرده ­اند که در حکومت مهدي آخر الزمان خواهد بود. ولي اين مناقشه را وارد کردند که چطور مي ­شود که همه ملتها يکي شوند؟ براي فرار از اين مشکل گفته ­اند حضرت مهدي با اديان و هويت اديان کار نخواهد داشت و اديان را الهي خواهد کرد و اديان بشري را حذف خواهد کرد و همه در کلمه توحيد به سر خواهند برد و کلمه «فاياي فاعبدون» را در يک جاي قرآن و «فاياي فاتقون» را در جاي ديگر قرآن استنباط کرده ­اند ولي همان علماي بزرگ اهل سنت در کتابهاي ديگرشان گفته ­اند که همه زير لواي اسلام مي ­آيند و اينکه همه زير لواي اسلام بيايند با اين تئوري که اديان به جاي خود خواهند ماند سازگار نيست. از روايات اسلامي چگونه مي ­شود فهميد که حکومت آن حضرت مي ­تواند جهاني باشد و جهاني شدنش هم تعقل دارد و اجرايي مي ­تواند باشد؟ مسائلش که هست مختلف است، بنده به سه اصل مسلم اشاره مي ­کنم که اين سه اصل در حاکميت حضرت مؤثر است.

اصل اول: مشکلات اجتماعي:

جامعه بشري به مسائلي گرفتار خواهد شد که به دنبال منجي خواهد گشت حتي در روايات ماست که به قبرستانها که بروند بر سر قبر پدرها و مادرها که مي ­روند مي­ گويند خوشا به حال شما که زندگي شما زندگي پاکيزه ­اي است شما راحت زندگي کرديد و ما چنين گرفتاريم خوشا به حال شما کاش ما جاي شما بوديم يعني اينقدر خون و خونريزي زياد شده در خونريزي هم روايت زيادي است که مردم با هم مي ‌جنگند و در ورود در جنگ با اراده وارد مي ­شوند ولي در وسط کار مي ­فهمند مشکل است و مي ­خواهند نجات پيدا کنند و به دنبال راه نجات هستند تا از حادثه جنگ بيرون بيايند اين هم باز در مشکلات جامعه آخرالزمان است.

بنده در اينجا حديثي از امام حسين عرض مي ­کنم در اين خطبه اولم بنده 5 حديث دارم که سه حديث در خطبه اول و دو حديث در خطبه دوم عرض مي­ کنم.

اما آن سه حديث در خطبه اول:

حديث اول از حضرت اباعبدالله (ع) است که به بشر بن غالب کوفي مي ­فرمايد مي ­فرمايد: «مَنْ أَحَبَّنَا لَا يُحِبُّنَا إِلَّا لِلَّهِ جِئْنَا نَحْنُ وَ هُوَ كَهَاتَيْنِ وَ قَدَّرَ بَيْنَ سَبَّابَتَيْهِ وَ مَنْ أَحَبَّنَا لَا يُحِبُّنَا إِلَّا لِلدُّنْيَا فَإِنَّهُ إِذَا قَامَ قَائِمُ الْعَدْلِ وَسِعَ عَدْلُهُ الْبَرَّ وَ الْفَاجِر»[4] هر کس ما را دوست داشته باشد دوست ندارد ما را مگر براي خدا، ما با دوستانمان روز قيامت محشور شويم در حاليکه دو تا انگشت سبابه را کنار هم بگذارد و دوشادوش يکديگر وارد مي ­شويم براي اينکه آنها ما را دوست ندارند مگر براي خدا. اما در دوستي امام عصر چنين نيست. روزگاري برسد که ما را براي دنيا دوست داشته باشند و نه براي خدا. وقتي امام عصر ظهور فرمايد عدل حضرت برّ و فاجر را فرا مي ­گيرد يعني برّش خوبان و بدان و بدکاران و مطيعان را مي­ گيرد و لذا آنچنان همه گرفتارند که مي ­گويند بيا تا ما را نجات دهي. اين نکته مهمي است کسي که حسين را دوست دارد براي دنيايش او را دوست ندارد دوستي با حسين بن علي و دوستي با امام صادق جز زحمت چيزي ديگري ندارد دوستي با ائمه جز غُصه بيشتر نيست ولي دوستي با امام عصر چه؟ اما در رابطه با دوستي امام عصر مردم براي دنيايشان او را دوست دارند تا بيايد و عدل و داد را برقرار کند و لذا از پيامبر اکرم(ص) است که مي ­فرمايد «بنا استنقذ الله الناس في أول الزمان ، وبنا يكون العدل في آخر الزمان»[5] يعني به وسيله ما انسانها در اول زمان اسلام نجات پيدا کردند ولي عدالت در آخرالزمان خواهد بود. بنابراين مسئله عدل در آخر الزمان آنچنان مشکل خواهد بود و آنچنان ظلم فراگير خواهد شد که همه چه خوب و چه بد به انتظار خواهند بود. البته آنهايي که منتظر امام زمان هستند و عشق به آن حضرت دارند ثواب اين انتظار را دارند. منظور حضرت از اين حديث اينست که حرکت جامعه بشري در آخر الزمان براي نجات از گرفتاريهاست.

اين يک نکته است. حديث ديگر از اميرالمؤمنين(ع) است که حتي از روات اهل سنت هم نقل کرده ­اند که وقتي امام عصر ظهور مي ­کند دنيا حرفش را مي ­شنود و از او اطاعت مي­ کند و زمان براي او صاف شده جهان برايش آماده شده و اصلاً با مشکلي هم روبرو نمي ­شود. البته حضرت مشکلی با ملتها ندارد اما مشکل با قدرتها و حکومتها دارد، شمشير و جنگش هم با قدرتهاست نه ملتها. ملتها در برابر او خضوع مي ­کنند چون آماده ­اند. يک جمله ­اي مناوي از علماي اهل سنت هست به نظرم مناوي است. ايشان از شخصيتهاي بزرگ اهل سنت است از شاگردانش به او مي ­گويند چطور مهدي دنيا را خواهد گرفت؟ دنياي امروز دنيايي است که آماده مي ­شود و چنان از امام استقبال مي­ کنند مثل اينکه از عروس استقبال مي ­کنند. يعني جهان با شوق و عشق به طرف ايشان مي ­رود.

و اما مطلب دوم ايسنت که قدرت غير عادي به کمک حضرت مي ­آيد و آن حضرت مسيح(ع) است. اين موضوع را نبايد دست کم گرفت. عيسي مسيح وقتي از آسمان نزول مي­ کند درحاليکه قطرات وضو بر محاسن مبارکش جاري است از آسمان نزول کرده مي­ خواهد به حضرت اقتدا کند. حضرت عقب مي­ رود، مي­ فرمايد بايست جلو، حضرت عيسی دستش را بر شانه حضرت گذاشته و مي ­فرمايد تو بايست. امام عصر مقتدا قرار مي ­گيرد حضرت عيسي که رهبر مسيحيان جهان است به امام عصر اقتدا مي ­کند شما ببينيد اگر عيسي به حضرت اقتدا کند در دنياي مسيحيت چه خواهد شد! من کاري به قدرتهاي نظامي دنياي مسيحيت ندارم که همه پوچند، آن چيزي که از ملتها در برابرش خضوع خواهند کرد عامل دوم پيشرفت حضرت مهدي است.

عامل سوم پيشرفت که در روايات ماست و سندش هم صحيح است حرکت علمي است که امام عصر(عج) دارد تمام دنيا را قبضه خواهد کرد. در اين حرکت علمي يک زمينه ايجاد خواهد شد خداوند دست رحمتش را بر سرها مي­ گذارد و ملتها رشد پيدا مي­ کنند. اين عامل به عنوان عامل ديگري است که در پيشرفت حضرت مهدي مؤثر است. يعني جهان در جهل باقي نخواهد ماند، عقلها بالغ خواهند شد و ديده­ها باز خواهند شد. بنابراين عقلها و بينشها روشن خواهند شد. بنابراين اصل سوم اصلي مهم است و آن اينست که طبق فرمايش حضرت صادق(ع) که دو حرف از علوم بشر در دست بشر است وقتي حضرت مهدي(عج) بيايد اين دو حرف به 27 حرف خواهد رسيد؛ يعني 25 حرف مطرح خواهد شد. با آن دو تا 27 حرف مي ­شود که در تمام دنيا اين 27 حرف از علوم را پخش خواهد کرد. اين 27 حرف نه تنها شامل علوم الهي است بلکه شامل تکنيک است. بسياري از مسائل علمي، خلاقيتها و ابداعها خواهد بود که دنيا را به خودش جلب خواهد کرد. بنابراين اينها عواملي است که حضرت را موفق خواهد کرد که علاوه بر دستهاي غيبي که پشت سر حضرت است و حضرت را امداد غيبي مي ­کند. اين بحث مفصلي است که در اينجا نمي ‌گنجد.

بهر حال در اين خطبه خواستم به اين شبهه که چگونه امکان دارد اين اتفاق در جهان اتفاق بيفتد را پاسخ بدهم. اين مسائل البته با سنت الهي و روايات اسلامي بايد طرح و پاسخ داده شود جوانهاي ما پژوهشگران ما دانشگاهيان ما توجه کنند که دنيا را بايد درست فهميد به قول مولاي رومي:

دو  سر  انگشت  بر  دو  چشم نه          هيچ  بيني  اين جهان  انصاف ده

گر نبيني اين جهان معدوم نيست          عيب جز ز انگشت نفس شوم نيست

آدمي ديد است و باقي پوست است        ديد آن است آن که ديد دوست است[6]

انسان بايد خودش را درست کند، انسان بايد انسان واقعي باشد به پول و شهوتها ننگرد اين فردکه انسان نيست انسان بايد حقيقت را ببيند.

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي ­کنم.

 

خطبه دوم

 

در خطبه دوم به بيان چند نکته مي ­پردازم. نکته اول اينست که دنياي استکبار بايد بر اين حرکت و اين هيجان و شور و خروش کشور ايران حساب کند يعني ببيند مردم ايران چه مردمي هستند چگونه به عنوان موعود جهاني به اميد ايشان هستند يعني براي بهبود وضعيت جهان بشريت به انتظار اويند و دوست دارند وضعيت جهان بهبود پيدا کند. اين حرکت و اين هيجاني که در کشور ايران است و کم کم دارد در کشورهاي ديگر اسلامي هم ايجاد مي ­شود بايد ملت ايران را باور کنند که ايران ملتي است که براي بهبود وضعيت خود و دنياي بشريت فکر مي ­کند بنابراين اين جمعيت و ملت ملتي نيستند که تن به ذلت و خواري دهند. من خطاب به دنيا عرض مي ­کنم که آن روزگار وابستگي که در زمان شاه بود سپري شده و شما بايد در مذاکراتتان با ايران راه اعتدال را پيش گرفته راه عقل را پيش گرفته نه خودتان را زحمت بدهيد و نه ما را اذيت کنيد و نه دنيا را با اين همه تحريمها دچار ضرر و خسارت کنيد اميدوارم خداوند به دنياي قدرت عقل بدهد و بفهمد که خير ملتهاي جهان و ملت خودشان در چيست اميدواريم به لطف حضرت ولي عصر(عج) و دست مبارک ايشان که بر سر اين کشور است و رهبري رهبر معظم انقلاب دام ظله که همواره در زير سايه آن حضرت آنچنان جامعه اسلامي را رهبري و امامت مي ­کنند و همه اينها نشانه امدادها و کمک حضرت ولي عصر(عج) است اميدوارم خداوند اين دست را بر سر ما مستدام بدارد. خداوند ما را مشمول دعاي خير آن بزرگوار قرار دهد.

يک نکته هم در رابطه با مسئله اطلاعات و وزارت اطلاعات و عزيزاني که در اين زمينه در کشور در حال فعاليت هستند عرض کنم. اميدوارم خداوند آنها را مدد و کمک کند. مسئله مسئله حساسي است. دنيا هرچه بيشتر پيش مي ­رود مسئله اطلاعات حساستر مي­شود، مسائل ضد جاسوسي داراي اهميت بيشتر مي ­شود، بسيار بسيار مهم است، اميدواريم دست خداي متعال بر سر شما باشد. و آن طوري که عزت کشور است بتوانيد فتنه­ها را از بين ببريد و حرکتهاي جاسوسي را بشناسيد و ان شاء الله موفق باشيد.

نکته ديگري که در ادامه خطبه­هاي قبلي راجع به نامگذاري رهبر معظم انقلاب براي امسال به عنوان سال توليد و سرمايه ملي عرض مي­ کنم. من از همين بحث خودم استفاده مي­ کنم و آن بيان حديثي است سيد بن طاووس مي ­گويد در سال 638 براي زيارت سرداب حضرت ولي عصر(عج) و محل ولادت حضرت به سامراء مشرف شدم. وقتي وارد شدم ديدم وجود اقدس امام عصر مشغول نماز است و در قنوت نماز اين دعا را مي­خواندند : «اللهم تفضل علي فقراء المؤمنين و المؤمنات بالغناء و الثروه و علي مرض المؤمنين و المؤمنات بشفاء و الصحه» سيد بن طاووس مي­گويد من اين دعا را مي ­شنيدم بنده وقتي تشرف سيد بن طاووس را نگاه مي ­کردم اين به ذهنم آمد که حضرت از خدا مي­ خواهد که فقراي امت به غنا و ثروت برسند من اين سؤال را مي ­پرسم که چطور مي ­شود که فقراء به غناء و ثروت مي ­رسند؟ چطور مي ­شود بيکارها کار پيدا مي ‌کنند؟ چطور مي ­شود که افرادي که دچار مشکل هستند مشکلاتشان حل مي­شود؟ با صدقه که نمي­شود. اين برنامه­ريزي مي­خواهد برنامه­ريزي آن هم سرمايه­گذاري و توليد در کشور و همه را به کار گرفتن است اين وظيفه ماست که اگر کسي پول داشت و با سرمايه­گذاري در کشور به خدمت به کشور و توليد نجات کشور از فقر کمک نکرد اين منتظر امام زمان نباشد اگر بنا شد که اشکال‌تراشي کند منتظر امام زمان نباشد اگر به ايجاد و وضع قوانيني که کشور را از فقر نجات مي ­دهد نپرداخت منتظر امام زمان نيست کارگر و مردمي که بايد خوب کار بکنند و کالا را خوب توليد کنند با کالاي خارجي مقابله کند اگر تقلب کنند و تنبلي کنند اينها منتظر امام زمان نيستند پس عزيزم انتظار اينست که انسان در سرمايه و توليد قرار بگيرد در خدمت ملت قرار بگيرد در اجرا، قوانين را طوري اجرا کند که مشکل توليد را رفع کند انسان مسئولانه کار کند نه براي خودش وقتي کارگر کار کند براي کشور کار کند سرمايه­دار براي کشور سرمايه­گذاري کند دستگاههاي اجرايي به ملت و کشور فکر کنند.

نکته دوم اينست که گاهي انسان به سايتها رفته خبرهايي را مي ­بيند که اين خبرها را نقل کرده بعد آن را به هم مي­ گويند و انسان ببيند درست در مي ­آيد يا نه؟ ممکن است اين خبرها اصل مهدويت را لطمه بزند. اين خبرهايي که در اين روزهاست حديثي است درباره مرگ عبدالله ولي نبايد اين عبدالله را در آخر الزمان به يکجا تطبيق کرد. اين حديث هست ولی اين درست نيست که عبدالله را به يکجا تطبيق کنند بعد بگويند مربوط به اين است. البته حديث هست و حديثي درست هم هست و متن آن را هم مي ­خوانم. روايت هم بايد داراي سند درست و هم دلالت درست باشد البته سند حديث درست است ولي تطبيق نبايد کرد حديث از فضل از عثمان بن عيسي است که از شخصيتهاي برجسته است از عماره بن مروان و از ابي بصير است که از موثقين هستند حديث سر تا پا تميز است مي ­گويد:

«عنه عن عثمان بن عيسى عن درست بن أبي منصور عن عمار بن مروان عن أبي بصير قال سمعت أبا عبد الله ع يقول من يضمن لي موت عبد الله أضمن له القائم ثم قال إذا مات عبد الله لم يجتمع الناس بعده على أحد و لم يتناه هذا الأمر دون صاحبكم إن شاء الله و يذهب ملك السنين و يصير ملك الشهور و الأيام فقلت يطول ذلك قال كلا»[7]

من شنيدم که حضرت صادق(ع) فرمود هر کس ضامن شود براي من مرگ عبدالله را من ضامن مي ­شوم براي او ظهور حضرت را. بعد مي ­فرمايد: ان شاءالله. «يضمن» در اينجا يعني هر کسي بشارت دهد مرگ عبدالله را، من بشارت ظهور حضرت را مي­دهم. اينکه اين عبدالله کيست معلوم نيست که اين عبدالله کيست وقتي عبدالله مُرد بعد از مرگ عبدالله ديگر وحدت کلمه نخواهد بود وحدت کلمه از بين خواهد رفت و حضرت کلمه ان شاءالله را مي­ فرمايند. نکته اينجاست که حکومت طولاني و سلطنت طولاني از بين خواهد رفت روزها و ماههاي سلطنت کوتاه خواهد بود. بعد ابوبصير مي ­پرسد بعد از او سلطانها مي ­آيند آيا سلطنتشان طول خواهد کشيد؟ حضرت مي­ فرمايد: خير، طول نخواهد کشيد

حضرت کلمه «ان شاء الله» را به کار مي ­برند چون ممکن است بداء حاصل شود اين يک نکته است. بعد هم اين زمانگويي نيست. من نکته­اي را که مي­ خواستم از خواندن اين حديث نقل کنم  اينست که اين تطبيق کردن که در سايتها آمده درست نيست حديث بايد سند صحيح داشته باشد معنايش هم درست است اما اين عبدالله کيست و کجاست نمي­ دانيم. نمي­ دانيم  ظهور حضرت امسال است، صد سال ديگر است، پانصد سال ديگر است. اين نکته، نکته مهمي است نبايد چيزي را با مطلبي تطبيق کرد.

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي ­کنم.   

 

 

دانلود متن کامل خطبه...

 

 



[1]
. قصص/5.

[2].بقره/26

[3].عنكبوت/56  

[4].بحارالأنوار، ج27، ص90، باب 4- ثواب حبهم و نصرهم و ولايتهم

[5]. الملاحم والفتن، السيد ابن طاووس، ص322

[6].مثنوي معنوي، دفتراول

[7]. الغيبه للطوسي، ص447، ذكر طرف من العلامات الكائنه قبل خروج

.

قابل توجه معرفی شدگان برای شرکت در آزمون اختصاصی کارشناسی ارشد سال 91 دانشگاه شهید مطهری

    با عنایات حضرت حق جل و علی و تحت توجهات حضرت ولی‌عصر امام زمان «عج » ، دانشگاه شهید مطهری،  نظر به ضرورت تربیت نیروهای متخصص ومتعهد ،  بیست و چهارمین دوره کارشناسی ارشد رشته‌های « فقه وحقوق اسلامی » ، « فلسفه و حکمت اسلامی » و اولین دوره رشته های « فقه وحقوق خصوصی » ، « فقه وحقوق جزا »  را برگزار می نماید . ذیلاً توجه داوطلبان محترم را به برنامه آزمون و چند تذکر مفید جلب می نماید :

  1. آزمون به صورت کتبی و تشریحی برگزار می گردد .
  2. جهت دریافت کارت ورود به جلسه آزمون روز دوشنبه مورخ 19/4/91 از ساعت 8 الی 12 به یکی از آدرس‌های زیر مراجعه نمایند:

تهران –میدان بهارستان –مدرسه عالی شهید مطهری ( خواهران و برادران )

مشهد -  بلوار 17 شهریور - 17 شهریور جنوبی2 جنب پمپ بنزین - دانشگاه شهید مطهری (خواهران و برادران)

 

  1. آزمون اختصاصی روز دوشنبه مورخ 19/4/91 ساعت از 19-15 بر اساس برنامه تنظیم شده ذیل برگزار می‌گردد:

 

زمان / رشته

فلسفه و حکمت اسلامی

فقه وحقوق اسلامی

فقه وحقوق جزا

فقه وحقوق خصوصی

 

دوشنبه

19/4/91

ساعت 17-15

1- فلسفه 2- منطق

ساعت 17-15

1- اصول فقه 2- فقه

ساعت 17-15

1- اصول فقه 2- فقه

ساعت 17-15

1- اصول فقه 2- فقه

ساعت 19-17

3-عربی  4- کلام

ساعت 19-17

3- عربی  4- حقوق مدنی

ساعت 19-17

3- حقوق جزای عمومی و اختصاصی  4- عربی

ساعت 19-17

3- حقوق مدنی 4- عربی

 

 

  1. با توجه به اینکه زمان آزمون در هر چهار رشته امتحانی یک زمان واحد است هر داوطلب تنها می‌تواند در رشته امتحان که در اولین اولویت انتخاب نموده‌اند شرکت نمایند.
  2. مواد آزمون:

 

رشته فقه و حقوق اسلامی

  

ردیف

ماده امتحانی

منبع مورد نظر

1

فقه

شرح لمعه شهید ثانی

2

اصول فقه

اصول الفقه مرحوم مظفر

3

ادبیات عرب

شرح ابن عقیل

4

حقوق مدنی (تعهدات)

-

 

 

رشته فقه و حقوق خصوصی

  

ردیف

ماده امتحانی

منبع مورد نظر

ملاحظات

1

فقه

شرح لمعه شهید ثانی

غير از عباديات

2

اصول فقه

اصول الفقه مرحوم مظفر

-

3

ادبیات عرب

شرح ابن عقیل

-

4

حقوق مدنی

-

حقوق تعهدات،مسئوليت مدني و عقود معين

 

 

رشته فقه و حقوق جزا

  

ردیف

ماده امتحانی

منبع مورد نظر

ملاحظات

1

فقه

شرح لمعه شهید ثانی

غير از عباديات

2

اصول فقه

اصول الفقه مرحوم مظفر

-

3

ادبیات عرب

شرح ابن عقیل

-

4

حقوق جزاي عمومي

-

-

5

حقوق جزاي اختصاصي

-

-

 

 

رشته فلسفه و حکمت اسلامی

 

ردیف

ماده امتحانی

منبع مورد نظر

ملاحظات

1

کلام

شرح تجرید

غیراز امور عامه

2

منطق

المنطق مرحوم مظفر

-

3

فلسفه

شرح منظومه سبزواری

بخش الهیات

4

ادبیات عرب

شرح ابن عقیل

-

 

 

  1. مدارک لازم :

1- اصل شناسنامه و یکسری رونوشت از تمامی صفحات

2- اصل کارت ملی و یک برگ کپی

3- سه قطعه عکس  4×3 تهیه شده در سال جاری

4- گواهی عکسدار مبنی بر پایان  تحصیل دوره کارشناسی ( برای فارغ التحصیلان ) یا گواهی اشتغال به تحصیل در آخرین ترم با ذکر تاریخ فراغت حداکثر تا 31/6/91 ( ذکر میانگین کل در هر دو مورد ضروری است .)

5-  کارنامه آزمون تحصیلات تکمیلی سال 91

6-کپی برگه انتخاب رشته

تبصره:داوطلبانی که حائز رتبه 1 تا 25 آزمون سراسری شده‌اند از آزمون اختصاصی معاف هستند ولی لازم است مدارک خود را برای روز آزمون ارسال نمایند.

 

 

معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلي

 

 

برگزاری طرح تابستانی پژوهشی- تربیتی

تعریف و ضرورت طرح:

منظور از طرح تابستان پژوهشی و تربیتی آن است که در فرصت تعطیلات تابستان که برای طلاب و دانشجویان مدرسه فراغتی ایجاد می شود، معاونت­های پژوهش، امورطلاب و دانشجویی با همکاری معاونت­های آموزش و اداری و مالی با برنامه ریزی مناسب پژوهشی و تربیتی این اوقات را مثمر ثمر سازند.

 

در توجیه ضرورت این طرح باید گفت:

از آنجا که طلاب و دانشجویان به دلیل حجم زیاد فعالیت­های آموزشی در طول سال تحصیلی فرصت پرداختن به برخی مسائل پژوهشی و تربیتی ندارند، تابستان بهترین فرصتی است که می شود به این مهم پرداخت و زمینه رشد علمی و تربیتی افراد را بیش از پیش فراهم ساخت.

 

اهداف:

1.      ایجاد زمینه آشنایی طلاب و دانشجویان با کار تحقیقی و پژوهشی

2.      استعدادیابی افراد برای انجام فعالیت­های پژوهشی

3.      تولید آثار علمی با هدف تبلیغ و نشر معارف اسلامی

4.      ایجاد فضای دوستی و صمیمیت و تقویت روحیه پژوهش و ایجاد نشاط روحی و معنوی در بین طلاب و دانشجویان

 

برنامه­ ها:

1.      انجام دو پروژه تحقیقاتی تحت عنوان­ های:

الف ـآرمانشهر مطهری، با هدف بازخوانی آثار استاد مطهری و ارائه آن در قالب جامعه و شهر مطلوب دینی

ب ـ عاشورا پژوهی، با هدف آشنا ساختن طلاب و دانشجویان با تاریخ، اهداف و درس­های قیام عاشورا و تولید یک مجموعه کتاب جهت استفاده مبلغین اسلامی در ماه محرم.

 

2.      برگزاری کارگاه پژوهشی با هدف آشنا ساختن طلاب و دانشجویان با روش تحقیق و پژوهش

3.      ایجاد یک کتابخانه باز تحت عنوان کتابخانه استاد مرعشی شوشتری با بهره گیری از کتب اهدایی ایشان

4.      اجرای برنامه­ های معنوی و ورزشی، از قیبل کلاس اخلاق، استخر، کوهنوردی، فوتسال و...

 

 

زمان اجرا:1/5/91 لغایت 20/6/91

مکان:مدرسه عالی شهید مطهری واحد تهران ـ برادران

مجری طرح:معاونت­­ های پژوهش و امورطلاب مدرسه عالی

 

.

متن کامل خطبه های نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی در تاریخ 3 آذر

خطبه­ های نماز جمعه تهران در تاريخ 3 آذر  1391

خطبه اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمين»[1]

خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي­کنم و از خداي متعال براي يک يک عزيزان و نمازگزاران اجتناب از گناه و توجه به خدا را خواستارم زيرا گناه زندگي انسان، دنيا و آخرت انسان را تباه مي­کند.

حادثه عاشورا حادثه­اي است که باطن و ظاهري دارد، باطن عاشورا نامحدود و ظاهر آن محدود است. ظاهر واقعه عاشورا، روز عاشورا بود که امام حسين(ع) و 72 تن از يارانش در کمتر از يک روز به شهادت رسيدند. اين حادثه که با آن مقدمات و اسارت خاندان اهل بيت همراه بود از نظر مکان و زمان محدود است اما از نظر باطن نامحدود است البته نامتناهي بودن گاهي آشکار مي­شود مثل اينکه خداي متعال روضه حضرت سيدالشهداء را براي آدم ابوالبشر مي­خواند و يا امام عصر ارواحنا له الفداء در روزي که قيام می­کند شهادت امام حسين(ع) و عاشورا را مطرح مي­کند و يا فاطمه زهرا(س) در محشر سخناني دارد که خدايا حسين را با همان وضعي که روز عاشورا بود به ما نشان بده. پس از نظر زمان امام حسين(ع) در ازل و ابد مطرح است ولي باز هم اين کم است. امروز روز هشتم ماه محرم است و اين روز اختصاص به حضرت علي اکبر دارد و سنّت بر اين شده است که نام آن حضرت در اين روز برده شود. بنده آيه شريفه­ای که از زبان امام حسين(ع) در حق حضرت علي اکبر خوانده شد را توضيح کوتاهي مي­دهم. وقتي حضرت علي اکبر به طرف ميدان حرکت کردند «فنادي رفع صوته» امام حسين(ع) با صداي بلند اين آيه کريمه را تلاوت نمودند «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمين» معنای آن اينست: خداوند برگزيد انسانهايي را بر روي زمين که مصطفاي خدا بودند برگزيده عالمند و ممتازند از اول تا آخر ممتازند با يک سري اختلافات هستند ولی در صفات مشابه­اند اما با تفاوتهاي کم و زياد. اول آدم ابوالبشر است. دوم نوح شيخ الانبياء است که سرّ انتخاب اين لقب اينست که عمرش از همه طولاني­تر بوده و 950 سال نبوت داشته است. سوم ابراهيم ابوالانبياء است براي اينکه حدود هزار پيامبر از نسل ابراهيم بودند و لذا به عنوان ابوالانبياء نام گرفته است. در آل ابراهيم برجسته­ترين شخص رسول اکرم(ص) است و آل عمران پدر مريم کبري  است.

اين آيه کريمه­اي که در روز عاشورا امام حسين(ع) در لحظه حرکت حضرت علي اکبر به ميدان تلاوت مي­کنند يعني چه؟ يعني اين همان ذريه ابراهيم است و از آنهايي است که خدا او را برگزيده است برگزيد يعني چه؟ يعني يک سيري داشت که اين سير را ما نمي­فهميم. از جمله آنها توحيد است حضرت علي اکبر در چه پايه­اي از معرفت و توحيد بوده است؟ آيا شهادت او به اسماء الحسني رسيده است يا شهادت او از اسماء الحسني عبور کرده است يا از صفات خدا هم عبور کرده و در مقام احديت و ذات رسيده است نکته اينجاست:

يک شهادت نمي­تواند عالم را فرا بگيرد ازل و ابد را بگيرد و دلها را قبضه کند مگر اينکه از آن باطن برخوردار باشد البته در روز عاشورا از حضرت علي اکبر چيزهايي ديده مي­شود و خيلي هم اوج مطلب را به انسان نشان نمي­دهد مثل اين قطعه تاريخ مکّه وقتي امام حسين آيه «انا لله و انا اليه راجعون» را در منطقه­ بنی مقاتل که از آن عبور مي­کردند عرض کرد حضرت علي اکبر فرمود چه شده؟ حضرت فرمود من کمي خوابم برد خواب ديدم که داريم مي­رويم و منادی ندا داد: «الْقَوْمُ يَسِيرُونَ وَالْمَنَايَا تَسِيرُ إِلَيْهِمْ» اين قوم می­روند درحاليکه مرگ و مصائب با آنها مي­رود. سؤالي که حضرت علي اکبر کرد اين بود مگر ما بر حق نيستيم؟ پس اگر برحقيم هيچ ابايی از مرگ نداريم «يَا أَبَتِ لَا أَرَاكَ اللَّهُ سُوءاً أَ لَسْنَا عَلَى الْحَقِّ؟ فَإِنَّنَا إِذاً مَا نُبَالِي أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّينَ» امام حسين(ع) دعايش کرد به او فرمود خدا تو را جزا دهد «جَزَاكَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ خَيْرَ مَا جَزَى وَلَداً عَنْ وَالِدِه»

«...ثُمَّ قَامَ الْحُسَيْنُ ع مِنْ عِنْدِهِ حَتَّى دَخَلَ رَحْلَهُ وَ لَمَّا كَانَ فِي آخِرِ اللَّيْلَةِ أَمَرَ فِتْيَانَهُ بِالِاسْتِقَاءِ مِنَ الْمَاءِ ثُمَّ أَمَرَ بِالرَّحِيلِ فَارْتَحَلَ مِنْ قَصْرِ بَنِي مُقَاتِلٍ. فَقَالَ عُقْبَةُ بْنُ سِمْعَانَ فَسِرْنَا مَعَهُ سَاعَةً فَخَفَقَ ع وَ هُوَ عَلَى ظَهْرِ فَرَسِهِ خَفْقَةً ثُمَّ انْتَبَهَ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ فَفَعَلَ ذَلِكَ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثاً فَأَقْبَلَ إِلَيْهِ ابْنُهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ فَقَالَ مِمَّ حَمِدْتَ اللَّهَ وَ اسْتَرْجَعْتَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي خَفَقْتُ خَفْقَةً فَعَنَّ لِي فَارِسٌ عَلَى فَرَسٍ وَ هُوَ يَقُولُ الْقَوْمُ يَسِيرُونَ وَ الْمَنَايَا تَسِيرُ إِلَيْهِمْ فَعَلِمْتُ أَنَّهَا أَنْفُسُنَا نُعِيَتْ إِلَيْنَا فَقَالَ لَهُ يَا أَبَتِ لَا أَرَاكَ اللَّهُ سُوءاً أَ لَسْنَا عَلَى الْحَقِّ قَالَ بَلَى وَ اللَّهِ الَّذِي مَرْجِعُ الْعِبَادِ إِلَيْهِ فَقَالَ فَإِنَّنَا إِذاً مَا نُبَالِي أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّينَ فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ ع جَزَاكَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ خَيْرَ مَا جَزَى وَلَداً عَنْ وَالِدِهِ».[2]

من درباره اين جمله هم توضيحي عرض کنم

حديثي از پيامبر(ص) است:

«قَالَ النَّبِيُّ (ص) الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِينَ فَإِنْ رَضِيتَ خَلَائِقَهُ لِإِحْدَى وَ عِشْرِينَ سَنَةً وَ إِلَّا ضُرِبَ عَلَى جَنْبَيْهِ فَقَدْ أَعْذَرْتَ إِلَى اللَّه»[3]

فرزند در خانه تا 7 سال اول آقاست يعني پدر و مادر تا هفت سالگي بايد به حرفهايش گوش دهند به او حکومت نکنند، اما در هفت سال دوم برعکس مي­شود، در هفت سال اول بچه سيد است در هفت سال دوم فرزند عبد است و بايد گوش به حرف پدر و مادر بدهد و در هفت سال بعد يعني تا بيست و يک سالگي يار و کمک والدين است. اين معيار اساسي است.

 در کربلا حضرت علي اکبر هفده ساله يا هجده ساله است و وزير امام حسين(ع) است و امام حسين او را دعا مي­کند مي­فرمايد خدا به تو جزا بدهد آن جزايي که از پدر به فرزند داده مي­شود فرزندان عزيز پسران و دختران جوانان توجه کنيد يکي از چيزهايي که در سعادت شما در دنيا و آخرت نقش دارد دعاي پدر و مادر است. اينکه شما به پدر و مادر خير برسانيد، پدر و مادر را کمک کنيد و در راه درست به آن چيزي که به شما مي­گويد عمل کنيد. کاري نکنيد که دعاي خير پدر و مادر در حق شما مستجاب نشود و آنها از شما دلگير شوند.

به ادامه بحثم بپردازم. علي اکبر اين سؤال را از پدر کرد و پدر چنين جواب داد ولي اين اصلاً عمق و عظمت را نشان نمي­دهد ولي «ان الله اصطفي» را نشان مي­دهد يا در توصيف علي اکبر چند جمله شبيه به هم آمده است: حضرت سيدالشهداء می­فرمايد: من شخصي را فرستادم جواني را که «اشبه الناس خلقاً و خلقاً  و منطقاً برسول الله» چهره و قيافه­اش شبيه پيامبر است اين موضوع ارثي است و مهم نيست اما کلمه «منطقاً» يعني آهنگ علي اکبر، آهنگ پيامبر(ص) بوده است و لذا وقتي حضرت در راه براي نماز ايستاد و لشکر حر آنجا بودند و اقتدا به حضرت کردند امام حسين(ع) فرمود علي جان تو اذان بگو. شايد امام حسين(ع) مي­خواست صداي ايشان که شبيه صدای پيامبر اکرم را همه بشنوند که اين چه کسي است يا صبح روز عاشورا به نقل از کتاب سيد بن طاووس است که به دليل اينکه آب در شب عاشورا تمام شده بود در روز عاشورا با خاک تيمم کردند و به نماز جماعت ايستادند. حضرت امام حسين(ع) باز فرمودند: علي جان تو اذان بگو صداي علي اکبر در خيمه­ها پيچيد براي اصحاب خيلي جانگداز بود که در روز عاشورا صداي پيامبر را می­شنيدند. باز اين توارث است. اما اينکه از نظر خلق شبيه پيامبر است هر فرزندي چنين نيست اين يک عنايت خاصي به اوست پيامبر اکرمي که در روايت آمده که خلقش خلق قرآن بود اين مسئله خيلي عميق است و نمی­توان متوجه اين موضوع شد.

در کتابي داستانی درباره مرحوم آقاي سيد علي قاضي که خدا رحمتش کند نوشته شده است. اين استاد مرحوم علامه طباطبايي(ره) نقل مي­کند که من در تمام قسمتهاي صحن مطهر حسين(ع) خوابيده­ام هر شب در يکجا بيتوته مي­کردم هيچ جا از زمين اين صحن نبوده که جا باشد و من در آنجا نخوابيده باشم مگر آنکه چنان جمعيت زياد بوده که من نتوانسته باشم آنجا بخوابم. من روي زمين مي­خوابيدم و عبايم را روي خود و عمامه­ام زير سرم مي­گذاشتم آن وقت اين غزل حافظ را مرتب زمزمه کرده ومرتب گريه مي­کردم:

شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان              که به مُژْگان شکند قلب همه صف شکنان

منظور حافظ از «شمشادقدان» راسخون در علم هستند. خسرو شيرين دهنان کساني بودند که داراي علم لدني بودند يعني علمشان علم خاصي بود دهان شيرين بوده است انديشه و راه شيرين بوده است با يک مژه­اش همه کساني که از خود دم مي­زنند را کمرنگ مي­کند تا مي­رسد به اين بيت:

با صبا در چمن لاله سحر مي­گفتم                             که شهيدان که ­اند اين همه خونين کفنان

گفت حافظ من و تو محرم اين راز نه ايم          از مي لعل حکايت کن و شيرين دهنان

«صبا» اصطلاحي در عرفان است و منظور تجلّي خداوند است که در سحر هم معمولاً با باد سحر است آنهايي که به جايي رسيدند از سحر رسيدند. وارد اين وادی باطن مشو که نمي­تواني بفهمي. فقط از مي و لعل بگو. بگو اينها چقدر عاشق و با خدا بودند. اينها چقدر در راه خدا فداکاري کردند. بگو در روز عاشورا علي اکبر که از ميدان برگشت آمد جلوي پدر و گفت پدرجان جنگيده­ام، خيلي خسته شده­ام، مي­شود يک خرده آب به من بدهي. امام حسين فرمود علي جان زبانت را بيرون بياور زبانش را مکيد انگشتر را از دست مبارکش درآورد و گذاشت در دهان علي اکبر  و فرمود اين انگشتر من را بمک و بسوي دشمن برگرد

«قال يا بني يعز على محمد و على علي بن أبي طالب و علي أن تدعوهم فلا يجيبوك و تستغيث بهم فلا يغيثوك يا بني هات لسانك فأخذ بلسانه فمصه و دفع إليه خاتمه و قال امسكه في فيك و ارجع إلى قتال عدوك فإني أرجو أنك لا تمسي حتى يسقيك جدك بكأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا»[4]      

محتشم هم مي­گويد:

 بودند ديو و دد همه سيراب و مي­مکيد   خاتم ز قحطِ آب سليمان کربلا

اينکه علي اکبر چه عمقي از ولايت دارد را ما نمي­فهميم، اينکه در باطن عالم چه خبر است را نمي­دانيم، اينکه در عالم غيب ملائکه در فغان هستند را نمي­فهميم، اينها بستگي به اين دارد که علي اکبر در چه مرحله­اي است. به قول حافظ من و تو محرم اين راز نيستيم. شهيد در کربلا زياد است زهير و بُرير هم شهيد بودند ولي مقامات و سير و سلوکها خيلي متفاوت است. حميد بن مسلم مي­گويد علي اکبر بر روي زمين افتاد من ديدم دو نفر از خيمه­ها بيرون آمدند يکي سواره و يکي پياده. سواره، حسين بود و پياده، عمه­اش بود. من ديدم امام حسين روي زمين نشست سر علي را بر دامن گرفت و خون را از دهان علي پاک کرد يکدفعه ديد علي به مقابلش نگاه مي­کند عرض کرد: «هذا جدي رسول الله» پدر! اين پيامبر است جام آب برايم آورده است يک ناله­اي زد و روحش از بدن جدا شد. خدايا به حق علي اکبر به جوانان ما تقوا عنايت فرما.

 

خطبه دوم:

خودم و عزيزان را به دوري از گناه توصيه مي­کنم.

خطبه اول چند دقيقه بيشتر شد. سعي مي­کنم خطبه دوم را کوتاهتر کنم. امام حسين(ع) در راه که حرکت مي­کرد اين جمله را چند جا فرموده­اند. به حضرت می­فرمودند شما اين راه را نرو حضرت فرموده است: «إِنَّ رَبِّي عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»[5] خداي بر راه راست است من هم بر راه راستم. حضرت فرمود مرا دعوت مي­کنيد که با يزيد بيعت کنم مورخين ما نوشته­اند در راه کربلا امام حسين(ع) به هيچ طرف نگاه نمي­کرد و مستقيم راه خود را ادامه مي­داد.

 قيام امام حسين شفاف بود که اين خود بحث ديگريست. اما بنده اين جمله را براي بيان چند نکته از مسائل سياسي و اقتصادي بيان کردم:

اولاً خواستم عرض کنم که حرکت سيد الشهدا حرکتي شفاف و هدفمند است. هم مبدأ و هم منتهي و هم مقصد دارد. در خطبه اول مبدأ و منتهي نامحدود بود يعني معنادار بود و آن معناي ولايت کليه الهيه بود که عمق توحيد است. در خطبه دوم هم منظورم مبدأ و منتهي و حرکتي است که همان اجتماعي بودن آن حرکت است که براي چه بود و چه مي­خواست بشود و قيام حضرت به تمام اهدافش رسيد چون مبدأ و منتهاي اين حرکت برگرفته از همان مبدأ و منتها بود. شفاف حرکت کرد و لذا به نتيجه رسيد. خدا امام بزرگوار و شهداي عزيز را رحمت کند امام(ره) فرمود: جمهوري اسلامي نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد. لذا ايران به آن نقطه اوج خود رسيد. ملت همان شعار امام را داد و نفس عيسوي امام(ره) در جوانان ما اثر بخش بود بعد از رحلت امام، رهبر معظم انقلاب دام ظله همان سير و حرکت را ادامه دادند.

در دنياي امروز بيداريهايي شد اين بيداريها حرکتهايي است که مردم مي­کنند و بايد اين حرکات شفاف باشد يعني مبدأ اين حرکت اگر بنا باشد بر خون مردم  باشد ولي منتهايي نداشته باشد و مقصد شفافی نداشته باشد به نتيجه نمي­رسد و لذا کشورهايي از مسلمين که بيدار شدند و حرکت کردند و آنهايي هم که بعداً بيداري در آنها اتفاق مي­افتد بايد به اين نکته توجه کنند که اين حرکت ابتدا و انتها دارد مبدأ و منتهاي آن با توکّل و تکيه به خداست، از خدا بايد استمداد کنند و جمهوري اسلامي بايد يک نمونه­اي باشد.

در مسائلي که پيش آمد از جمله مسئله غزه و تهاجم رژيم پليد صهيونيستي به غزه و اين تهاجم8 روزه با چنين درندگي و خشونتي که صهيونيسم بر عليه مسلمانان غزه داشت تمام شد اينها از انسانيت هيچ بويي نبرده­اند و به قول معروف زمستان گذشت ولي سياهي به زغال ماند. سياهي هم به صهيونيست ماند هم به کسانيکه از اين رژيم پليد حمايت کردند و به او کمک کردند که در رأس آنها استکبار جهاني آمريکا بود. در اينجا ملتها بايد به اين نکته­ها توجه کنند:

1ـ رژيم صهيونيستي رژيمي پليد است که همه به پليدي اين رژيم پي بردند.

2ـ کشورهاي عربي و يا کشورهاي غربي از جمله استکبار جهاني آمريکا، صهيونيسم را با انواع کمکها کمک کردند و سخنشان اين بود که اين رژيم بايد از خود دفاع کند. اينها مشخص شدند و خط و مشي آنها آشکار شد که همان خط و مشی رژيم صهيونيستي است.

3ـ در اينجا مسئله سوريه هم مطرح مي­شود در اينجا همه کسانيکه براي کمک به اسرائيل حرکت کردند همانها براي تروريستهاي سوريه بر ضد سوريه سلاح فرستادند، چقدر به تروريستهاي سوريه کمک کردند و اينجا مشخص مي­شود که سوريه در چه نقطه­اي است اسرائيل در چه نقطه­اي است و چرا قصدشان از بين بردن سوريه است جنگ 8 روزه و اين حوادث شفاف شد.

بنابراين حرکتهايي که در جهت بيداري دنياست مشخص شد. جهان اسلام در اين ميدانهاي امتحان بايد پيروز شوند. خداوند اين امتحانها را پيش مي­آورد لذا ملتهاي اسلامي بايد در اين بيداريها توکل به خدا کنند.

ملتهای اسلامی! با توکل به خدا حرکت کنيد اگر جهان اسلام با توکل به خدا در برابر استکبار بايستد مگر استکبار مي­تواند اينطور بد مستي در دنيا کند! با حول و قوه خداي متعال همه ملتهاي بيدار جهان مي­توانند به آخرين نقطه حرکت برسند. از حسين بن علي درس بگيريد. حسين بن علي براي همه ملتها الگوست و حرکتش براي همه ملتها درس و عبرت است.

يک جمله هم درباره هفته بسيج عرض کنم. بسيج به گفته سخنان رهبر معظم انقلاب معجزه­اي بود که نيروهاي پاکيزه براي خدمت به انقلاب و ايثار و فداکاري انتخاب شدند. عزيزان بايد توجه داشته باشند که خط شما، خط امام حسين باشد که همان خدمت به اين نظام است که ام القراي اسلام است و مبدأ حرکت است و اين خدمت بسيار ارزش دارد.

نکته­اي هم که در اينجا هست اينست که وحدت جامعه و انسجام ملت ايران بسيار امري ضروري است گاهي مسائلي پيش مي­آيد مثلاً مي­گويند فلان چيز را بگوييم يا سؤال کنيم يا صحبتهايي بين شخصيتها و افراد پيش مي­آيد در اين مسائل اهم و مهم مطرح است نبايد مسائلي نُقل محفل بيگانگان شود. به اهم و مهم توجه کنيم به انسجام و وحدت کلمه در پناه ولايت فقيه توجه کنيم. ان شاء الله به حول و قوه خداي متعال اين انقلاب ما با اين جوانان ما به انقلاب جهاني امام عصر ارواحنا له الفداء متصل گردد آمين.  

 



[1]
. آل عمران/ 33.

[2]. بحارالأنوار، ج44، ص379، باب 37- ما جرى عليه بعد بيعة الناس.  

[3]. وسائل‏الشيعة، ج21، ص 476 ، 83- باب استحباب تعليم الصبي الكتابة.

[4]. بحارالأنوار، ج45، ص 43، الباب 37- سائر ما جرى عليه بعد

[5]. هود/56

نمایش 190 - 186 از 196 نتیجه
تعداد در هر صفحه 5
از 40