اخبار اخبار

برگزاری دوره آموزش نرم افزار اتوماسیون کتابخانه

به همت معاونت پژوهشی دانشگاه و در راستای ارتقاء خدمت رسانی در حوزه کتابخانه های دانشگاه، یک دوره آموزش نرم افزار اتوماسیون کتابخانه از تاریخ 91/10/03 لغایت 91/10/07 در محل کتابخانه مرکزی دانشگاه در حال برگزاری می باشد.

متن کامل خطبه های نماز جمعه تهران به امامت آیت الله امامی کاشانی در تاریخ اول دیماه 1391

خطبة نماز جمعة آیت الله امامی کاشانی

مورخ 1 دیماه 1391

خطبة اول:

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنين»[1]

سالروز ولادت با سعادت هفتمين امام شيعيان و نهمين معصوم اسلام حضرت موسي بن جعفر(ع) را تبريک عرض مي­کنم. گرچه در ماه صفر حوادث تلخ همچون اربعين سيد الشهداء، شهادت امام مجتبي در 28 صفر، رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت حضرت رضا در آخر ماه صفر واقع شده است ولي مورخين هفتم ماه صفر سال 128 هجري قمري را مصادف با ولادت حضرت موسي بن کاظم(ع) نوشته­اند که از دامان بانويي گرانقدر بنام حميده پا به عرصه وجود گذاشتند.

آيه­اي که تلاوت کردم درباره صفات متقين است. متقين چه کساني هستند؟

متقين آنانند که در داشتن و نداشتن، در خوشي وناخوشي دست از انفاق برنمي­دارند. متقين غيظ را مهار مي­کنند و غيظ را در وجود خود از بين مي­برند که هرگز عصبانيت را نشان نمي­دهند و مردم را عفو مي­کنند علاوه بر کظم غيظ و عفو احسان هم مي­کنند.

يکي از القاب موسي بن جعفر(ع) کاظم است. غيظ به معناي فوران غضب و هيجان در غضب است که به خاطر اين هيجان، سخنان و حرکات تندي را انجام مي­دهند. غضب اراده خشم است، اما غيظ هيجان است، غيظ آتشي است که شعله مي­کشد و لذاست که غضب را به خداي متعال نسبت مي­دهند ولي نمي­گويند که خداوند احتياج به غيظ دارد چون هيجان و فوران حق درباره حق تعالي باطل است ولي انسان غيظ مي­کند و در امور زندگي و امور دنيا يک سري ناملايماتي دارد همچون دانه ماشي که روي آتش بيندازند و آن دانه ماش صدا مي­کند و در ظرف بالا و پايين مي­رود. صفت «غيظ» هم موجب مي­شود شخص آرام و قرار نداشته باشد، فرياد بکشد، متعرض شخص مقابل شود، کتک بزند اينها همه غيظ است. کظم غيظ به معناي فرو بردن غيظ است.

از سخنان حضرت اميرالمؤمنين(ع) است: «يَا هَمَّامُ الْمُؤْمِنُ هُو... كَظَّامٌ بَسَّام...»[2] حضرت به همام يکي از صفات مؤمن را «کظام بسام» معرفي مي­کند «کظّام» يعني غيظ را فرو­ بردن، «بسّام» يعني با تبسم و شاد بودن. البته اين حديث به اين شکل در کتاب «کافي» آمده است در نسخه «نهج البلاغه» هم آمده «مکظوم الغيض» به هرحال با تعبيرهاي مختلف آمده است. 

حالت غيظ موجب مي­شود که انسان به آتش دوزخ دچار شود و آدمي را به راههاي مختلف مي­کشاند. صفت «کظم غيظ» که به امام هفتم(ع) نسبت مي­دهند نه اينکه بقية ائمه اطهار کظم غيظ نداشته باشند و فقط ايشان کظم غيظ داشته باشند بلکه منظور اينست که در هر عصري از زمان ائمه يک صفتي جلوه مي­کند و جلوه خاصي مي­يابد در عصر امام باقر(ع) «باقر العلوم» (شکافندة علوم) جلوه مي­کند در عصر امام صادق «تبيين مذهب» جلوه مي­کند. در عصر موسي بن جعفر(ع) که با حکومت چهار ديکتاتور روبرو است که به ترتيب عبارتند از: منصور(اواخر حکومتش)، مهدي، هادي، هارون الرشيد. در آن زمان شرايط بسيار سختی وجود داشت به طور مثال هارون برخلاف مأمون بود. مأمون يک فرد دانشمندي بود گرچه حبّ دنيا او را به شهادت کشاندن امام رضا کشاند وليکن هارون دانش نداشت و انسان بي­مايه و بدون کمالات بود هارون تعصب خاصي بر روي مسئله خلافت داشت و عناد و دشمني خود را نسبت به اهل بيت نشان داده است. فضا فضايي است عليه اهل بيت و امام هفتم با کظم غيظ وظيفه­اش را انجام مي­دهد.

البته حضرت سجاد(ع) هم چنين بود. در تاريخ آورده­اند که غلامي که در خانه حضرت بود حرکتي کرد ولي به امام گفت «و الکاظمين الغيظ» حضرت فرمود: بله، من به تو متعرض نمي­شوم غلام گفت «العافين عن الناس» حضرت فرمود بله من تو را عفو کردم به قول ما يعني به دل هم نمي­گيرم، حرفي که ناسزاست، عمل خلافي که کسي کرد انسان به بدي پاسخ نمي­گويد، به دل هم نمي­گيرد. بعد غلام گفت «و الله يحب المحسنين» حضرت فرمود بله من تو را آزاد کردم که همين احسان بود بنابراين سه مسئله است:

در برابر بدي اشخاص، اول اينکه انسان نبايد بدي کند، دوم اينکه به دل نگيرد و سوم اينکه به او خوبي و نيکي کند. در اين آيه کريمه آمده است که از القاب انسانهاي متّقي کظم غيظ است. البته اينکه امام کاظم(ع) ملقب به کظم غيظ مي­شود به خاطر اين است که در تمام حرکاتش در زندان و بيرون زندان از خود کظم غيظ نشان مي­داد و با آن اسلام را تبيين مي­کرد. حضرت کاظم(ع) صفتي دارد که شخصيت او را در کاظم بودن نمي­توان خلاصه کرد. شخصيت انسانهاي بزرگ در وجودشان است. اينکه شخصيت را در رفتار و کردار و گفتار خلاصه کرده­اند و به تجربه محدود کرده­اند اشتباه روانشناساني چون فرويد و امثال او مي­باشد خوشبختانه در برابر آنها روانشناسان ديگري چون جيمز مقابل او ايستادند و گفته­اند شخصيت انسان تنها به کردار نيست، اخلاق و کردار جلوه­اي از شخصيت است بعد هم به فرويد گفته­اند که بايد با نظام هستي و عالم آشتي کند و به تعبير جيمز امضا کني که تو با تمام نظام آفرينش هستي چون نظام هستي پشتوانه­اي به نام توحيد دارد بنابراين وقتي در مورد شخصيت انسان صحبت از «الکاظمين الغيظ» مي­شود اين تنها نمودي از شخصيت موسي بن جعفر(ع) است.

در اينجا نکته­اي را به مختصر عرض مي­کنم: يکي از نويسندگان معروف صاحب کتاب «صوت العدالة الانسانية» شخصي به نام جرج جرداق است و شخصي ديگر به نام سليمان کتاني درباره حضرت فاطمه زهرا(س) کتابي نوشته است. بنده چند سال پيش با هر دو ديداري در لبنان داشتم. در آن جلسه­ای که داشتيم سليمان کتاني گفت که يکي از اساتيد ما در دانشگاه بيروت به من مي­گويد تو و جرج جرداق اينقدر دنبال خاندان پيغمبر اسلام رفته­ايد عيسي مسيح را با اين عظمت نگاه نمي­کنيد و رفته­ايد براي حضرت علي و حضرت فاطمه کتاب نوشته­ايد. من تحقيقي درباره حضرت موسي کاظم(ع) که حدود 150 صفحه بود به همراه داشتم، به او دادم و گفتم مطالعه کن و به من بعد از خواندن نظرت را اعلام کن. يک هفته مطالعه کرد. بعد از يک هفته، تحقيق را به من داد گفت اينها چه انسانهاي بزرگي بودند من اصلاً متعجبم! موسي بن جعفر کجا! عيسي مسيح کجا! اينها خيلي جلوتر از عيسي مسيح هستند. حق با شماست که درباره ايشان صحبت مي­کنيد. من به اوگفتم موسي بن جعفر(ع) جلوه­اي از حضرت علي و فاطمه است. بعد از آن مسائلي که در اين تحقيق او را جذب کرده بود همچون «مسئله برخورد هارون با حضرت کاظم» که داستان از اين قرار است: هارون براي اينکه نشان بدهد موسي بن جعفر(ع) آنچنان زاهد و عابد نيست کنيزي در دربار داشت و آن کنيز را به زندان فرستاد آن کنيز هم خوب مي­خواند و هم خوب مي­رقصيد دربار را از نظر عياشي و شراب­نوشي بسيار خوب اداره مي­کرد. هارون اين خانم را به زندان فرستاد به زندان­بان هم گفت ممکن است موسي بن کاظم به او بگويد برو ولي او نبايد خارج از زندان شود و بايد اينجا بماند تا اينکه در بيرون گفته شود فلان زني که در دربار مي­خواند الآن در مصاحبت موسي بن کاظم(ع) در زندان است. اين زن به زندان مي­رود، مقابل موسي بن جعفر(ع) مي­ايستد. مي­گويد مرا براي خدمت به شما فرستادند حضرت اعتنا نمي­کند، مشغول نماز و دعاست. کم کم اين زن، مقابل سجاده امام کاظم(ع) مي‌نشيند و نگاه مي­کند حضرت در سجده اشک مي­ريزد و راز و نياز مي­کند اين زن منقلب مي­شود حضرت که سر از سجده برداشت خانم مي­گويد من آمده­ام خدمت به شما بکنم. حضرت اشاره­اي به حوريان و غلمانها کرد و گفت اينها به من خدمت مي­کنند آن زن از خود بي‌خود شد بلند شد گفت نمي‌مانم بلند شد و مستقيم به خانه­اش رفت هارون او را احضار کرد گفت چرا بيرون رفتي؟ زن مي­لرزيد و مي‌گريست و خطاب به هارون گفت هارون تو رقصيدن مرا ديگر نمي­بيني و صداي مرا نمي­شنوي من ديگر به دربار تو نمي­آيم و رفت. وقتي آن زن به خانه­اش رفت، دوستانش به اوگفتند به دربار نمي­آيي؟ گفت من در خانه نشسته­ام از خدا مي­خواهم که مرگم را برساند. بعد مي­گفت دلم مي­خواهد بر سر قبر حسين بروم و مرگ مرا از خدا بخواهم و اين زن قبل از شهادت موسي بن جعفر(ع) در خانه­اش از دنيا رفت.

سليمان کتاني بعد از بيان اين داستان گفت من چنين داستانهايي را مي­خوانم که عالم چگونه در دست اهل بيت است. چه برخوردي با قدرتهاي زمان دارند. موسي بن جعفر کجا! عيسي بن مسيح کجا! اين حقيقتي است که دنياي اسلام بايد به وجود اهل بيت به خود ببالد. منظور عرضم شخصيت موسي بن جعفر(ع) بود شخصيت در کاظم بودن خلاصه نمي­شود در صابر بودن هم خلاصه نمي­شود شخصيت در درون اوست که در ظل نامحدود خداست. در هر حال ما بايد از اخلاق موسي بن جعفر(ع) درس بگيريم والّا ما درون آنها را نمي­فهميم و انتظاري هم از ما نمي­رود که درون آنها را بفهميم زيرا در سايه قدرت کليه الهيه هستند.

من و شما هم بايد در خانه، در محل کار کاظم باشيم، مقام عفو داشته باشيم، محسن باشيم، با همسايه، دوستان، خانواده محسن باشيم. تقوا را در زندگيمان پياده کنيم.

خطبة دوم:

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي­کنم و از اينکه عالم عاليقدر آيت الله موحدي کرماني در جمع ائمه جمعه هستند و به عنوان يکی از ائمه جمعه تهران به اطراد خطابه می­پردازند بسيار خوشحاليم و اميدوارم من و همه مردم ما از وجود اين عالم بزرگوار بهره کافي ببريم.

نکته دوم در رابطه با بيداري اسلامي است. اين بيداري اسلامي دو پشتوانه نياز دارد هر حرکتي براي به نتيجه رسيدن نياز به پشتوانه دارد يک پشتوانه معنوي يک پشتوانه مادي. پشتوانه معنوي توجه به خدا و مکارم اخلاق است که انسان بايد با توجه به خدا حرکتش را ادامه دهد و نبايد غير از اين باشد و به حول و قوه خدا حرکتش را ادامه دهد تا اين بيداريها به نتيجه برسد.

جهان اسلام يک مکتبي به نام مکتب اسلام دارد که جامع همه مسائل اخلاقي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي است. اين جامعيت نه در دين مسيح است و نه در يهوديت و نه در آيينهاي بشري است. هر خبری است در اسلام و قرآن است اگر جامعه درست حرکت کند و اين حقايق را دريابد و حرکتها انحراف پيدا نکنند به نتيجه خواهند رسيد البته حرکتهايي که در ظل جهان اسلام است به نتيجه خواهد رسيد ولي حقيقت اينست که دنياي استکبار آنچنان ظلم و ستم کرده که دنيا را به حرکت وادار کرده است و اين يک حرکتي است که بايد پيش برود که سنّت خداست از امام ششم(ع) پرسيدند که چرا ظهور فرزند شما مهدي عقب خواهد افتاده؟ فرمود براي اينکه بر تمام دنيا معلوم شود مصلح کسي نيست کسي نه مي­تواند مصلح باشد و  کسانيکه ادعاي مصلح بودن مي­کنند دروغگويند بر دنيا بايد ثابت شود که مدعيان اصلاح جهان دروغ مي‌گويند دنيا بايد بفهمد و اين نياز به وجود مصلح جهاني را احساس کنند.

الآن ما اين نياز را در دنياي امروز مي­بينيم و لذا حرکت بر اساس سنت الهي ادامه پيدا خواهد کرد و اميدواريم اين بيداريها در سطح جهان بيشتر شود و زمينه ظهور حضرت وليعصر را فراهم آورد. نکته مهم در اينجا اينست که اين پشتوانه معنوي و مادي در دنياي اسلام و کشور ما چگونه است. دنياي غرب از نظر پشتوانه مادي با صنعت و تکنولوژي که به خود اختصاص داده خودش را مجهز کرده است اين صنعت و تکنولوژي مانند يک لباس زيبايي است که بر اندام گرگ بپوشانند باطن گرگ که انسان نيست ولي با اين لباس ظاهري در دنيا جولان مي­دهد چه بسا جوانهاي فريفته غرب با همان لباس ظاهري فريب بخورند و از آنها تبعيت کنند. بايد اين لباس را از غرب گرفت همانطور که نظام جمهوري اسلامي اين توفيق را پيدا کرده دانشگاهها و مراکز آموزشي ما خيلي پيشرفت کرده­اند و بايد در صنعت آنچنان ادامه پيدا کند که در کشور و در دنيا ممتاز گردد همانطور که رهبر معظم انقلاب بسيار توصيه به پيشرفت علم و اقتصاد سالم مي­کنند اين دو اصل بايد مورد توجه دانشمندان و استادان و همه  مردم باشد و همه ما بايد به فکر آن باشيم. البته مسئله اخلاق، ايمان پشتوانه معنوي است ولي صنعت و تکنولوژي و توليد و اقتصاد بسيار اهميت دارد. و بايد به آن توجه کرد.

از طرفي حرکتهايي در کشور همچون انتخابات در کشور بايد براين اساس باشد آن کسي که انتخاب مي­شود و مردمي که انتخاب مي­کنند اين پشتوانه­ها را بايد در نظر بگيرند جامعه بايد با يک وحدت و اجتماع عظيم و لبيک به نداي رهبر معظم انقلاب دام ظله که نداي اسلام است حرکت کند. اميدواريم آنچه ادعا مي­کنيم و شعار مي­دهيم ان شاء الله عمل کنيم و به کار بنديم.

نکته ديگر درباره آمار و سازمان ثبت احوال کشور است. مديريت اين سازمان صحبت کافي داشتندٰ بنده هم بسنده­اي عرض مي­کنم وآن اينست که اين فناوري جديد و زحماتي که کشيده شده است بسيار ارزشمند است ما هم براي موفقيتشان دعا مي­کنيم مردم ما هم بايد حمايت کنند.

نکته ديگر مسئله نامگذاري است نام انسانها بايد نام خوبان عالم باشد نام انسانهايي باشد که براي دنيا ارزشمند است وقتي يک مسيحي براي عيسي بن مريم کتاب مي­نويسد در برابر جرج جرداق و سليمان کتاني قرار مي­گيرد و 150 صفحه کتاب درباره موسي بن جعفر را مي­خواند و مي­گويد موسي بن کاظم کجا عيسي مسيح کجا پس می­فهميم که ائمه اطهار بوي سبقت را از انبياء ربوده­اند ما بايد نام اين بزرگان و راه آنها را به دخترانمان، به پسرانمان ياد بدهيم و اسامي ائمه را به عنوان نام دختران و پسرانمان در نظر بگيريم.

خدايا به محمد و آل محمد قلم عفو بر اعمال ما بکش.

           

    

 



[1]
. آل عمران/ 134.

[2]. الكافي، ج2، ص226، باب المؤمن و علاماته و صفاته .....

خلاصه سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در 11 مردادماه 91

آیت الله امامي كاشاني: جنبش عدم تعهد براي دستيابي به قدرت بيشتر تبديل به سازمان شود

 امام جمعه موقت تهران پيشنهاد كردند كه جنبش عدم تعهد براي دستيابي به قدرت بيشتر به سازمان تبديل شود.

آيت‌الله امامي كاشاني در خطبه‌هاي دوم نماز‌جمعه اين هفته تهران با اشاره به اهميت برگزاري اجلاس كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در ايران آن را قدرت‌نمايي نظام جمهوري اسلامي عنوان كردند و افزودند: اين كه مقام معظم رهبري در سخنان خود اشاره كردند كه اين جنبش شامل كشورهايي از هر نژاد و مذهبي است، معنايش اين است كه همه در يك جهت با هم مشترك هستند و مي‌توانند اهداف مشترك سياسي، اقتصادي و فرهنگي داشته باشند. ایشان افزودند: حركت در يك جهت با وجود افكار مختلف و نژاد و اديان گوناگون موضوعي است كه قرآن نيز به آن اشاره كرده و آينده جهان بشريت را همين قرار داده است.
آیت الله امامي كاشاني با تاكيد بر لزوم گسترده‌تر شدن فعاليت‌هاي جنبش عدم تعهد اظهار كردند: اميدواريم اين جنبش از نظر كمي و كيفي عمق پيدا كند و به نقطه‌اي برسد كه در قرآن از آن به عنوان امت واحده ياد شده و مخاطبش تمام انسان‌هاي مكلف روي زمين در هر عصر و زمان هستند كه مقصدشان خداست.قرآن همچنين بشارت داده كه انسان‌هاي صالح وارث زمين هستند و منظور امام زمان (عج) است، اين حركت بايد از جايي شروع شود كه به نظر مي‌رسد، همين‌جاست.
خطيب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به ايده تشكيل جنبش عدم تعهد يادآور شدند: در سال 1955 در اندونزي، سوكارنو، جواهر لعل‌نهرو و عبدالناصر اين فكر را مطرح كردند و چندسال بعد جنبش به صورت رسمي تشكيل شد و رشد و گسترش پيدا كرد. ایشان با تاكيد بر لزوم تاثيرگذارتر شدن جنبش عدم تعهد خاطرنشان كردند: اين جنبش بايد عمق پيدا كند و به سمت ايجاد امنيت در دنيا برود. اصلاح ساختار سازمان ملل نيز از ديگر مواردي است كه بر اساس فرمايشات رهبري بايد توسط اين جنبش دنبال شود. به نظر مي‌رسد اگر جنبش عدم تعهد به سازمان تبديل شود، قدرت بيشتري خواهد يافت و در هر مورد كه ضروري است مي‌تواند تشكيل جلسه دهد. آیت الله امامي كاشاني با اشاره به واگذاري رياست جنبش عدم تعهد به ايران براي سه سال گفتند: همانطور كه برگزاري اجلاس و سپردن رياست آن به ايران براي ما سعادتي بود، براي اين جنبش هم سعادتي است كه رياستش براي سه سال آينده به ايران واگذار مي‌شود. ایشان در ادامه با بيان اين‌كه عليرغم خواست صهيونيست‌ها و واشنگتن تاريخ به عقب برنمي‌گردد، يادآور شدند: روزي خواهد آمد كه صهيونيست‌ها مستاصل مي‌شوند كه كجا بايد زندگي كنند اين استيصال در روايات هم آمده كه يهوديان پنهان مي‌شوند و يك چنين روزگاري به انتظار صهيونيست‌هاست. فلسطين هم ان‌شاءالله به اين شكل نخواهد ماند. امام جمعه موقت تهران همچنين ظرفيت‌هاي جنبش عدم تعهد را مورد اشاره قرار دادند و افزودند: كشورهاي عضو جنبش دو سوم كرسي‌هاي سازمان ملل، دو سوم جمعيت زمين و دو سوم انرژي روي زمين را در اختيار دارند كه اين قدرت زيادي است و ما اميدواريم خداوند جمهوري اسلامي را مدد كند كه بتواند حركت و شتاب كمي و كيفي را در جنبش ايجاد كنند. آیت الله امامي كاشاني در پايان خطبه‌هاي نمازجمعه اين هفته تهران هشتم شهريور سالروز شهادت رئيس‌جمهور و نخست‌وزير شهيد كشورمان رجايي و باهنر را گرامي داشتند. ایشان همچنين از مديران، دست‌اندركاران، مهندسان و كاركنان قرارگاه خاتم‌الانبياء نيز تقدير و تشكر كردند.
 آيت‌الله امامي كاشاني در خطبه‌هاي اول نماز‌جمعه اين هفته تهران نيز برگزاري اجلاس كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در تهران را امداد الهي دانستند.
امام جمعه موقت تهران در اين‌باره اظهار كردند: برگزاري اجلاس جنبش عدم تعهد در ايران يك قدرت‌نمايي و مانور سياسي براي ايران در شرايطي بود كه كشور با حمله و هجوم‌هاي گوناگون مواجه است، اما چنين حركت‌هايي همه اين نقشه‌ها را به هم مي‌ريزد و آنها را ويران مي‌كند.
ایشان با اشاره به غزوه تبوك در زمان پيامبر(ص) يادآور شدند: در سال نهم هجرت كه قدرت پيامبر(ص) به نقطه نهايي خود رسيده بود به ايشان خبر رسيد كه امپراطور روم تصميم دارد به حجاز حمله كند. در آن زمان منافقين فعال شده بودند و فشار زيادي روي پيامبر(ص) وجود داشت، اما وقتي ايشان اين خبر را شنيد تصميم گرفت با روم مقابله كند و اين حركت نوعي قدرت‌نمايي و مانور به حساب مي‌آمد.  آیت الله امامي كاشاني ادامه دادند: پيامبر(ص) براي مقابله با امپراطوري روم 30 هزار نفر سپاه را در فضاي رواني كه منافقين آن را آلوده كرده بودند، بسيج كرد و سعي كرد فضا را آرام كند. وقتي امپراطور روم لشگر باعظمت اسلام را ديد گفت كه گزارش دروغ داده‌اند و من قصد حمله نداشتم. پيامبر(ص) اين سخن را قبول كرد و با حاكمي كه در مرز روم بود قرارداد صلح بست. ايشان همچنين رداي يمني خود را به امپراطور روم هديه دادند. امام جمعه موقت تهران اضافه كردند: در آن زمان هم امپراطور روم تسليم شد و قدرت اسلام را فهميد و هم در داخل منافقان قدرت اسلام را درك كردند. ايشان در عين حال رداي خود را هديه داد، اقدامي كه در راستاي صدور انقلاب بود و همين نوع اقدامات باعث مي‌شد، مردم بدون خونريزي به اسلام گرايش پيدا كنند، اين همان راهي است كه امام راحل داشتند و رهبري نيز اكنون آن را در پيش گرفتند. ایشان به بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در اجلاس سران كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد اشاره كردند و افزودند: ايشان در صحبت‌هايشان گفتند كه اسلام سلاح اتمي را حرام مي‌داند. اين صحبت‌ها وقتي در جلسات خصوصي يا همين اجلاس مطرح مي‌شود مثل رعد در تمام گيتي انعكاس مي‌يابد.
آیت الله امامي كاشاني با اشاره به حضور مقامات كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در تهران خاطرنشان كردند: آنها از نزديك مي‌بينند كه در كشور ما مكر، خدعه و سياست‌هاي ماكياولي وجود ندارد و رهبر معظم انقلاب نيز كه در فقه و معارف اسلام پخته شده و در مهد تقوا و ورع زندگي مي‌كند، جامعه را به تقوا و معارف اسلامي سوق مي‌دهد. امام جمعه موقت تهران در ادامه سخنان خود در خطبه‌هاي نماز‌جمعه با تاكيد بر اينكه اجلاس جنبش عدم تعهد در ايران امداد الهي بوده است، گفتند: همان كاري كه آن زمان پيامبراكرم(ص) انجام داد و با آن همه خون دل و زحمت نتيجه‌اش را گرفت خداوند همين‌طور در دامن جمهوري اسلامي گذاشت كه اينها امداد الهي است و قدرت‌نمايي‌هاي عادي نيست، اينها با پول و مذاكرات سياسي به دست نمي‌آيد، البته مذاكرات هم نقش دارد اما خداي متعال اين صحنه‌ها را پيش مي‌آورد.
ایشان همچنين تصريح كردند: اين قدرت‌نمايي‌ها باعث مي‌شود كه دشمن بفهمد كه در نظام جمهوري اسلامي چه خبر است و مردم در داخل بدانند كه در دنيا چه منزلتي دارند، عليرغم اينكه آنطور عليه ما تبليغ مي‌شود و مي‌گويند ايران در انزواست، در واقع نه تنها كشورهاي غيرمتعهد، بلكه ملت‌ها هم متوجه ايران هستند و ايران عظمت و عزت خاصي پيدا كرده كه باعث شده نقشه‌ها نقش برآب شود.
آیت الله امامي كاشاني با تاكيد بر لزوم شكرگزاري براي عنايات خداوند و امام زمان (عج) به كشورمان گفتند: پسران و دختران ما بايد بدانند كه راه خدا، راه عزت، بزرگي و سربلندي است و راه غيرخدا راه ذلت است. احترام گذاشتن به قانون خدا عزت و زير پا گذاشتن حكم خدا ذلت است. من باز هم تاكيد بر تقوا، ورع و اجتناب از گناه دروغ و خلاف دارم كه انسان را به جايي نمي‌رساند و پايان آن ويراني، سقوط و پرتگاه است اما پايان مسير خدا عزت است.....

متن كامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در 19 خرداد 91

 

 

خطبه اول

 

بسم الله الرحمن الرحيم

«وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلين»

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي کنم. ماه شريف رجب است. برادر بزرگوارمان قبل از خطبه ها، درباره رجب و عبادت در اين ماه سخن به ميان آوردند. اين رجب از ابتکارات عبدالمطلب جد پيغمبر اکرم ص  است. ماه هاي رجب، ذي القعده و ذي الحجه و محرم از ماه‌هاي حرامند و احترام به اين ماه‌ها بسيار تأکيد شده و قتال در اين چهار ماه حرام است. در قرآن کريم هم به تعظيم اين ماه‌ها با لفظ «اشهر الحرم» اشاره شده است ولي اين از يادگارهاي عبدالمطلب است. عبدالمطلب جد پيامبر اکرم رئيس قريش 50 سال در مکه و کعبه رياست داشت بسياري از سنن را مطرح کرده است. يعقوبي از مورخين بزرگ اهل سنت درباره شخصيت عبدالمطلب جد پيغمبر اکرم مي نويسد او کسي بود که وجوب وفاي به نذور، ديه 100 شتر، عدم جواز نکاح محرم، قطع يد سارق، نهي از قتل کودکان و زنده به گور کردن دختران، مباهله، تحريم خمر و تحريم زنا و تبعيد زنان بدکاره، تعظيم اشهر حرم از يادگارهاي اوست.

عبدالمطلب شخصيتي بسيار با عظمت است که قرآن کريم سنن او را اينچنين به وسيله پيامبر اکرم تأييد و تحکيم مي کند. اين جد پيامبر و جد اميرالمؤمنين و جد امام عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است در اينجا اين نکته بجاست که در زيارت امام حسين عاست: «أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا»  کلمه «لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا» از کلماتي است که بار بسيار مثبتي دارد. چون در مسئله ژن و ژنتيک تا چند سال پيش عقيده داشتند که همه مسائل مولد و کودک در ژن است زشتي، زيبايي، انواع بيماري‌ها، جهات طغيان شهوت، طغيان غضب، حالات انسان  همه در ژن است. در سال‌هاي اخير اين بحث به سراغ اپي ژنتيک آمد يعني نه تنها در ژن است بلکه در حاشيه ژن هم هست در جوانب ژن هم هست يعني حاشيه هايي ژن دارد که علاوه بر اينکه در ژن کودک همه اين آثار است از طرق حواشي هم اين آثار منتشر مي شود در هواي گرم ما کولر مي زنيم ولي اين کولر که باد خنک دارد و ذاتاً هم بايد خنک کند، گرما بر کولر خنک کننده اثر مي گذارد و ديگر باد آن کولر خنک نيست چه بسا باد گرم هم داشته باشد آن از بيرون و از حاشيه کولر است در محيط جامعه هم اينچنين است يک بحث مربوط به ذات انسان‌هاست از نظر صلب پدر و رحم مادر است يک بحث مربوط به حواشي آن است که ما از آن تعبير به غذاي حرام، محيط گناه و ارتباطات گناه و حرام مي‌کنيم و اين‌ها روي فرزند اثر مي گذارد. بنده در اينجا خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي کنم خودمان را بايد با تقوا و ورع  کنترل کنيم چه بسا پدران و مادران ما ارحام و اصلابشان پاکيزه بوده است ولي اين فرزندان در شرايطي زندگي کردند که چشمشان آلوده شده است اين چشم آلوده نه از ژن ارحام و اصلاب است اين در حاشيه ژن پدر است و اين هم بر فرزند اثر مي گذارد اينکه مي گويند که زن و شوهر در مقامات و مواطن توجهشان به بيگانه نباشدبراي اينست که تمام اين‌ها روي فرزند اثر مي گذارد اينچنين نيست که جبر باشد اگر پدر و مادر چنين بودند فرزند اينچنين شد بگوييم جبر است گاهي فرزند پدر و مادرش خوب است ولي:

پسر نوح با بدان بنشست                   خاندان نبوتش گم شد

گاهي محيط و شرايط و معلم کلاس رفيق همه و همه در انسان اثر مي گذارد. البته ذات هم به جاي خودش هست. ولي محيط هم اثر گذار است. بنابراين بايد به اين نکته توجه کرد و بسيار مهم است.

«وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا» «مدلهمات» يعني ظلمات آشفته. عبدالمطلب در آن شرايط که تمام فضا آلوده به گناه بود گناه را عقب مي زد با فساد مبارزه مي کرد در برابر فساد مبارزه مي کرد سخن مي گفت و مي ايستاد. اين‌ها اجداد اميرالمؤمنين هستند اينست ابوطالب فرزند عبدالمطلب و خود شخصيت عبدالله اينچنين هستند بنابراين مسئله توجه به گناه و فضاي گناه دنيا را آلوده مي کند دنيا که چنين آلوده است همين است بايد در برابرگناه ايستاد بايد طراحي کرد تا جلوي گناه را گرفت. حالا چند دقيقه هم درباره خود ماه رجب عرض کنم. ماه رجب بسيار ارزش دارد و داراي ثواب است به قول عرفا بالاتر از اميد به خداست از اميد به خدا بالاتر حب به خداست از حب به خدا بالتر انس با خداست. انس با خدا يعني زمزمه با خدا. اين آيه کريمه اي که از سوره مبارکه اعراف تلاوت کردم: «وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلين» يعني خدا را در دل بخوان يک خواندن خدا در دل است يک خواندن با زبان است مهم اينست که انسان در صبح و شام به ياد خدا باشد. از امام باقر و امام صادق حديثي است که در روز قيامت وقتي محشر به پا شد منادي ندا مي دهد: «اين الرجبيون» کجا هستند آن‌ها که به ماه رجب احترام کردند انسان‌هايي بلند مي شوند که آنچنان چهره نوراني دارند که محشر را روشن مي کند مي گويند ما به ماه رجب احترام کرديم از جمله اين احترام‌ها روزه بود. من در اينجا در برابر همه عزيزاني که در اين مساجد کشور اعتکاف کردند عرض ادب مي کنم و براي همه آن‌ها در پيشگاه خدا استجابت دعوات آن‌ها و غفران ذنوبمان را مسئلت مي کنم. بنابراين اهميت به ماه رجب بسيار ارزش دارد عرض کردند يا بن رسول الله ما اگر نتوانستيم روزه مستحب بگيريم چه کنيم؟ حضرت فرمود: به مدي از طعام که فرد يک چهارک از غذا را به فقير مي دهد به فقير بدهيد.

 در حديث ديگر دارد يک درهم به فقير بدهد بعد جمع مي کنند و مي گويند اين مربوط به کسي است که دارد بدهد. در روايات ديگر است که آخر ماه رجب در برابر 30 روز ماه رجب اگر روزه نگرفته اي 30 مد طعام به فقير بده صدقه بده تا ثواب روزه را داشته باشي. از اينجا هم بحث صدقه مطرح مي شود که چقدر صدقه اهميت دارد آن‌هايي که پول و قدرت دارند صدقه بدهند جامعه بستگان و آشنايان را کمک کنند مشکلات را حل کنند اين پول‌ها را خرج کنيم که براي آخرتمان ارزش دارد. اين يک نکته بود.

نکته ديگر در رابطه با دعاهاي ماه رجب است. من نگاه مي کردم ديدم بعضي از اين دعاها از حضرت ولي‌عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ است از توقيع مبارک حضرت است از امام زمان ارواحنا له الفداء به محمد عثمان و عثمان بن سعيد و ابوالقاسم حسين بن روح است از جمله اين دعاها به محمد بن عثمان بن سعيد است که عرض مي کنيم:«وَ بَارِكْ لَنَا فِيمَا كَتَبْتَهُ لَنَا مِنْ أَعْمَارِنَا وَ أَصْلِحْ لَنَا خَبِيئَةَ أَسْرَارِنَا»  خدايا عمر ما را پربرکت کن و خبيئه اسرار يعني آن ضميرهاي پيچيده آدمي، آن ضمائر تو در توي انساني که خيلي هم پيچيده است را اصلاح کن. بنده احساس مي کنم رجب ماه ولايت است لذا در دعا به ياد ولي مطلق خدا و صاحب ولايت کليه الهيه وجود اقدس حجت بن الحسن ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ مي افتد و اين معناي واقعي راز و نياز است «خاب الوافدون علي غيرک»

هر که شد محرم دل از حرم يار بماند    آنکه اين کار ندانست در انکار بماند.

از صداي سخن عشق ندارم خوشتر      يادگاريست که در گنبد دوار بماند.

واقعاً اين عشق و انس و بالاتر از همه حب و رجاء و عشق به خداست که آدم با خدا زمزمه کند و در آيه شريفه هم همين است که انسان استغفار کند.

 

 

خطبه دوم

 

خودم و عزيزان را به ورع وتقوا توصيه مي کنم و بحثم در خطبه دوم در چند نکته است:

نکته اول که از اول سال شروع کردم در رابطه با نامگذاري امسال به نام سال توليد ملي و مسئله اقتصاد و سرمايه گذاري است به دنبال آيه شريفه اي که در آن خطبه قبل عرض کردم اين حديث شريف از اميرالمؤمنين در نهج البلاغه است که مي فرمايد: «فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِمِ»  ‏

بحث درباره عمران کشوراست «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها»  که عرض کردم در آن خطبه قبلي که زمين را به نفع خودمان بهره برداري کنيم بنابراين موضوع توليد و بهره برداري از وظايف ماست اين جمله اي که در اين خطبه عرض مي کنم بيان اميرالمؤمنين است مي فرمايد شما درباره بقاع مسئوليد يعني شما درباره زمين، ساختمان مسئوليد. شارحان نهج البلاغه وقتي «فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ» را شرح مي دهند مي گويند که شما در تمام امورتان در هر مکان و زمان مسئوليد، در رابطه خانه مسئوليد، دررابطه زمين داده مسئوليد، پول داريد مسئول پول هستيد يعني از تمام اين‌ها از انسان سؤال مي شود که اين را چگونه مصرف کرده-ايد از همين خانه و کارخانه سؤال مي شود که چرا اين کارخانه را رها کردي آن کسانيکه وسيله شدند اين کارخانه رها شود از آن‌ها هم سؤال خواهد شد که چرا اين کار را کرديد کارگراني که خوب در کارخانه کار نمي کنند از آن‌ها نيز سؤال مي شود يکدفعه مي بينيد يک دستگاه اقتصادي که خاموش و تعطيل شده گريبان گروه‌هاي زيادي را مي گيرد که شما چرا چنين کرديد اين بيان اميرالمؤمنين است از بهائم هم مي پرسند که با اين شتر چه کرديد، چه کاري با اين شتر کرديد، زمان اميرالمؤمنين که ماشين نبود وسائل کشاورزي نبود توليد به آن صورت بود نه به اين صورت حالا از اين ماشين‌ها و ثروت‌هايي که در اختيار ماست سؤال مي شود که چه کرديد کارخانه را در کشور ديگر ايجاد کرديد پول را به جيب ديگران رسانديد به جاي اينکه شکم خود را سير کنيد همه به هم رزق بدهد همه به هم نان و آب و زندگي بدهند چرا نکنيم چرا خراب کار بکنيم. من اين جملات را در بيان فرمايشات رهبر عزيز و معظم انقلاب عرض کردم.

در همين بيان اميرالمؤمنين، شعاع آنرا وسيع‌تر بدانيد رياست محترم محيط زيست بحثي داشتند که مشمول بيان اميرالمؤمنين است که از اين درخت سؤال مي شود که چرا چنين شدي از اين هوا و جنگل سؤال مي‌شود در روايت دارد که کمترين ايمان اينست که در راه اگر ديدي چيزي جلوي کسي افتاده شما اين را برداريد. «اماطة الاذي» يعني از بين بردن چيزي که مزاحم راه کسي است. مفهوم اين حديث اينست که آب دهان در کوچه و خيابان نينداز، آن ميوه اي که مي خوري در خيابان نينداز. الآن دنيای ما دنيای ماشيني است که ما با آن روبه‌رو شده ايم که از معنويات خالي است وظيفه همه ما حفظ محيط زيست است.

نکته ديگر اجلاس 5 + 1 است رسانه  ها مکرر گفته اند و همه هم مي دانيم که غربي‌ها حاضر نبودند 20 درصد اورانيوم غني شده را هم ما داشته باشيم که کار براي پزشکي انجام بدهيم. اما جوانان ما فعاليت کردند و اورانيوم را به 20 درصد رساندند و در دنيا اين انعکاس پيدا کرد. بعد آمدند ديدند يک حقيقتي را رهبر معظم انقلاب در سالروز امام بزرگوارمان در مرقد امام راحلمان عرض کردند اينست که واقعاً استکبار غرب و صهيونيسم از ايران هسته اي نمي ترسد از اسلام مي ترسد و اگر فرض کنيم که ايران هيچ سلاحي نداشته باشد باز هم دنيا از جمهوري اسلامي مي ترسد براي اينکه آن چيزي که مصر، يمن و کشورهاي ديگر را بيدار کرد کشورهاي غير اسلامي را بيدار کرد سلاح بود، قدرت اسلحه بود، ابداً آن چيزي که اثر داشت دو نکته بود: يک نکته مثبت از ايران و يک نکته منفي از دنياي استکبار. آن نکته مثبت از جمهوري اسلامي ايران اين بودکه ايران اسلام را مطرح کرد و به دنبال اسلام رفت و قانون اساسي را بر همان اساس مطرح کرد و جوان‌ها و دانشگاه ‌ها به همان روال رفتند لذا مملکت از نظر استقلال مستقل شد خودشان را يافتند عزت ملي، اقتدارملي، شخصيت ايراني اينکه در منطقه حرف اول را بزند منطقه ايراني که در زمان شاه هيچ حرفي نمي توانست بزند و مي گفتند که شما برادر اسرائيل هستيد ولي الآن ايران به اين نقطه رسيده است مي بينند اسلام اينست آيات و روايات ما اينست انجيل و تورات که حرفي ندارد تا به عظمت و عزت برسانند اسلام است که دنيا را عزت مي رساند لذا دنبال اسلام رفتند، بحث اسلام است، بحث سلاح نيست، اين بيداري به سرعت جلو مي رود. نکته منفي که از جانب دنيای استکبار است اينست که خونريزي‌ها و شکنجه ‌ها و غارتگري‌هاي شما در کل دنيا مخصوصاً کشورهاي اسلامي روز به روز دنيا را از شما متنفر مي‌سازد. دنيا از شما دارد نااميد مي شود. الآن همين تحريم‌هايي که نسبت به ايران شده است اين تحريم‌ها فرصتي شد براي ايران که ايران به اينجا برسد و شما فکر مي کنيد که اين تحريم‌ها بر ملت ايران اثر منفي گذاشت و ملت ايران را ترساند؟ ملت ايران محکم ايستادند و عقب نشيني هم نمي کنند. ولي ما باز نااميد نيستيم و از خداي متعال مي خواهيم به اين دنياي استکبار عقل بدهد از اين ظلم و استکبار دست بردارند که در کتاب‌هايمان از قديم نوشته اند خدايا آنکه را که عقل دادي چه ندادي و آنکه را که عقل ندادي چه دادي؟

نکته ديگر سالگرد مرحوم آقاي مشکيني است شخصيتي است که درحوزه ها بسيار مشخص است و حوزه ها ايشان را به عنوان استاد فقه و اصول و اخلاق و عاشق به امام و علاقمند به امام و انقلاب و خدمتگزار نظام مي شناسد. بسياري از فضلاي قم و شهرستان‌ها از شاگردان مکتب درس و اخلاق ايشان بودند خودم و همه عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي کنم.          

 

دریافت فایل متن...

متن کامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در 16 تیرماه 91

 

خطبه اول

 

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ»[1]

سالروز ميلاد پربرکت امام عصر ارواحنا له الفداء را به همه انسانهاي عدالت‌جو و مظلوم و امت اسلام و ملت بزرگ ايران و شما نمازگزاران عزيز و رهبر معظم انقلاب دام ظله تبريک عرض مي­ کنم.

در خطبه اول بحثم پيرامون اين نکته است که حکومت عدل جهاني تنها يک آرزو و اميد و رجاء متعارفي نيست بلکه موضوعي قطعي است و براساس استدلالهاي علمي و سنت الهي است ولي نکته اي که نه تنها بيگانگان از اسلام مناقشه مي­کنند در ميان مسلمانان هم اين مناقشه ديده مي ­شود حتي در بحثهايي که با بعضي از علماي اهل سنت داشته­ام اين مطالب را شنيده ­ام و يک مقداري هم در نوشته ­هاي خودم در کتاب خط امان آورده ­ام و آن مطلب اينست که اين حکومت عدل جهاني قابل اجرا هست يا خير و چگونه مي ‌تواند دنياي بسيار عظيمي که شامل اديان و نژادهاي مختلف است در زير سايه يک خيمه جمع شوند؟ اين را بعضي از فلاسفه غرب که عقيده به نزول عيسي داشتند و مي­ گفتند عيسي براي حکومت عدل خواهد آمد اين ايراد را داشتند. من به آنها پاسخ مي­ دادم اين اشکالي که شما وارد مي ­کنيد براساس نژاد و آداب و رسومها آن حضرت نه به نژادها و نه به آدابها و نه به تمدنها کار ندارد اينکه مي­ گوييم تمدنها با هم فرق دارند اين به اصل قضيه آسيب وارد نمي­ کند و با آن حضرت سازگار است و اينها همه براساس عدل اسلامي است بعضي از متفکرين اهل سنت در ذيل آيه شريفه ان «هذه امتکم امه واحده» که در دو جاي قرآن کريم آمده يک جا با «إِيَّايَ فَاتَّقُون‏»[2] است و جاي ديگر با «فَإِيَّايَ فَاعْبُدُون‏»[3] آمده است از اينکه همه انبياء يک امت داشته باشند اين بحث را مطرح کرده ­اند که در حکومت مهدي آخر الزمان خواهد بود. ولي اين مناقشه را وارد کردند که چطور مي ­شود که همه ملتها يکي شوند؟ براي فرار از اين مشکل گفته ­اند حضرت مهدي با اديان و هويت اديان کار نخواهد داشت و اديان را الهي خواهد کرد و اديان بشري را حذف خواهد کرد و همه در کلمه توحيد به سر خواهند برد و کلمه «فاياي فاعبدون» را در يک جاي قرآن و «فاياي فاتقون» را در جاي ديگر قرآن استنباط کرده ­اند ولي همان علماي بزرگ اهل سنت در کتابهاي ديگرشان گفته ­اند که همه زير لواي اسلام مي ­آيند و اينکه همه زير لواي اسلام بيايند با اين تئوري که اديان به جاي خود خواهند ماند سازگار نيست. از روايات اسلامي چگونه مي ­شود فهميد که حکومت آن حضرت مي ­تواند جهاني باشد و جهاني شدنش هم تعقل دارد و اجرايي مي ­تواند باشد؟ مسائلش که هست مختلف است، بنده به سه اصل مسلم اشاره مي ­کنم که اين سه اصل در حاکميت حضرت مؤثر است.

اصل اول: مشکلات اجتماعي:

جامعه بشري به مسائلي گرفتار خواهد شد که به دنبال منجي خواهد گشت حتي در روايات ماست که به قبرستانها که بروند بر سر قبر پدرها و مادرها که مي ­روند مي­ گويند خوشا به حال شما که زندگي شما زندگي پاکيزه ­اي است شما راحت زندگي کرديد و ما چنين گرفتاريم خوشا به حال شما کاش ما جاي شما بوديم يعني اينقدر خون و خونريزي زياد شده در خونريزي هم روايت زيادي است که مردم با هم مي ‌جنگند و در ورود در جنگ با اراده وارد مي ­شوند ولي در وسط کار مي ­فهمند مشکل است و مي ­خواهند نجات پيدا کنند و به دنبال راه نجات هستند تا از حادثه جنگ بيرون بيايند اين هم باز در مشکلات جامعه آخرالزمان است.

بنده در اينجا حديثي از امام حسين عرض مي ­کنم در اين خطبه اولم بنده 5 حديث دارم که سه حديث در خطبه اول و دو حديث در خطبه دوم عرض مي­ کنم.

اما آن سه حديث در خطبه اول:

حديث اول از حضرت اباعبدالله (ع) است که به بشر بن غالب کوفي مي ­فرمايد مي ­فرمايد: «مَنْ أَحَبَّنَا لَا يُحِبُّنَا إِلَّا لِلَّهِ جِئْنَا نَحْنُ وَ هُوَ كَهَاتَيْنِ وَ قَدَّرَ بَيْنَ سَبَّابَتَيْهِ وَ مَنْ أَحَبَّنَا لَا يُحِبُّنَا إِلَّا لِلدُّنْيَا فَإِنَّهُ إِذَا قَامَ قَائِمُ الْعَدْلِ وَسِعَ عَدْلُهُ الْبَرَّ وَ الْفَاجِر»[4] هر کس ما را دوست داشته باشد دوست ندارد ما را مگر براي خدا، ما با دوستانمان روز قيامت محشور شويم در حاليکه دو تا انگشت سبابه را کنار هم بگذارد و دوشادوش يکديگر وارد مي ­شويم براي اينکه آنها ما را دوست ندارند مگر براي خدا. اما در دوستي امام عصر چنين نيست. روزگاري برسد که ما را براي دنيا دوست داشته باشند و نه براي خدا. وقتي امام عصر ظهور فرمايد عدل حضرت برّ و فاجر را فرا مي ­گيرد يعني برّش خوبان و بدان و بدکاران و مطيعان را مي­ گيرد و لذا آنچنان همه گرفتارند که مي ­گويند بيا تا ما را نجات دهي. اين نکته مهمي است کسي که حسين را دوست دارد براي دنيايش او را دوست ندارد دوستي با حسين بن علي و دوستي با امام صادق جز زحمت چيزي ديگري ندارد دوستي با ائمه جز غُصه بيشتر نيست ولي دوستي با امام عصر چه؟ اما در رابطه با دوستي امام عصر مردم براي دنيايشان او را دوست دارند تا بيايد و عدل و داد را برقرار کند و لذا از پيامبر اکرم(ص) است که مي ­فرمايد «بنا استنقذ الله الناس في أول الزمان ، وبنا يكون العدل في آخر الزمان»[5] يعني به وسيله ما انسانها در اول زمان اسلام نجات پيدا کردند ولي عدالت در آخرالزمان خواهد بود. بنابراين مسئله عدل در آخر الزمان آنچنان مشکل خواهد بود و آنچنان ظلم فراگير خواهد شد که همه چه خوب و چه بد به انتظار خواهند بود. البته آنهايي که منتظر امام زمان هستند و عشق به آن حضرت دارند ثواب اين انتظار را دارند. منظور حضرت از اين حديث اينست که حرکت جامعه بشري در آخر الزمان براي نجات از گرفتاريهاست.

اين يک نکته است. حديث ديگر از اميرالمؤمنين(ع) است که حتي از روات اهل سنت هم نقل کرده ­اند که وقتي امام عصر ظهور مي ­کند دنيا حرفش را مي ­شنود و از او اطاعت مي­ کند و زمان براي او صاف شده جهان برايش آماده شده و اصلاً با مشکلي هم روبرو نمي ­شود. البته حضرت مشکلی با ملتها ندارد اما مشکل با قدرتها و حکومتها دارد، شمشير و جنگش هم با قدرتهاست نه ملتها. ملتها در برابر او خضوع مي ­کنند چون آماده ­اند. يک جمله ­اي مناوي از علماي اهل سنت هست به نظرم مناوي است. ايشان از شخصيتهاي بزرگ اهل سنت است از شاگردانش به او مي ­گويند چطور مهدي دنيا را خواهد گرفت؟ دنياي امروز دنيايي است که آماده مي ­شود و چنان از امام استقبال مي­ کنند مثل اينکه از عروس استقبال مي ­کنند. يعني جهان با شوق و عشق به طرف ايشان مي ­رود.

و اما مطلب دوم ايسنت که قدرت غير عادي به کمک حضرت مي ­آيد و آن حضرت مسيح(ع) است. اين موضوع را نبايد دست کم گرفت. عيسي مسيح وقتي از آسمان نزول مي­ کند درحاليکه قطرات وضو بر محاسن مبارکش جاري است از آسمان نزول کرده مي­ خواهد به حضرت اقتدا کند. حضرت عقب مي­ رود، مي­ فرمايد بايست جلو، حضرت عيسی دستش را بر شانه حضرت گذاشته و مي ­فرمايد تو بايست. امام عصر مقتدا قرار مي ­گيرد حضرت عيسي که رهبر مسيحيان جهان است به امام عصر اقتدا مي ­کند شما ببينيد اگر عيسي به حضرت اقتدا کند در دنياي مسيحيت چه خواهد شد! من کاري به قدرتهاي نظامي دنياي مسيحيت ندارم که همه پوچند، آن چيزي که از ملتها در برابرش خضوع خواهند کرد عامل دوم پيشرفت حضرت مهدي است.

عامل سوم پيشرفت که در روايات ماست و سندش هم صحيح است حرکت علمي است که امام عصر(عج) دارد تمام دنيا را قبضه خواهد کرد. در اين حرکت علمي يک زمينه ايجاد خواهد شد خداوند دست رحمتش را بر سرها مي­ گذارد و ملتها رشد پيدا مي­ کنند. اين عامل به عنوان عامل ديگري است که در پيشرفت حضرت مهدي مؤثر است. يعني جهان در جهل باقي نخواهد ماند، عقلها بالغ خواهند شد و ديده­ها باز خواهند شد. بنابراين عقلها و بينشها روشن خواهند شد. بنابراين اصل سوم اصلي مهم است و آن اينست که طبق فرمايش حضرت صادق(ع) که دو حرف از علوم بشر در دست بشر است وقتي حضرت مهدي(عج) بيايد اين دو حرف به 27 حرف خواهد رسيد؛ يعني 25 حرف مطرح خواهد شد. با آن دو تا 27 حرف مي ­شود که در تمام دنيا اين 27 حرف از علوم را پخش خواهد کرد. اين 27 حرف نه تنها شامل علوم الهي است بلکه شامل تکنيک است. بسياري از مسائل علمي، خلاقيتها و ابداعها خواهد بود که دنيا را به خودش جلب خواهد کرد. بنابراين اينها عواملي است که حضرت را موفق خواهد کرد که علاوه بر دستهاي غيبي که پشت سر حضرت است و حضرت را امداد غيبي مي ­کند. اين بحث مفصلي است که در اينجا نمي ‌گنجد.

بهر حال در اين خطبه خواستم به اين شبهه که چگونه امکان دارد اين اتفاق در جهان اتفاق بيفتد را پاسخ بدهم. اين مسائل البته با سنت الهي و روايات اسلامي بايد طرح و پاسخ داده شود جوانهاي ما پژوهشگران ما دانشگاهيان ما توجه کنند که دنيا را بايد درست فهميد به قول مولاي رومي:

دو  سر  انگشت  بر  دو  چشم نه          هيچ  بيني  اين جهان  انصاف ده

گر نبيني اين جهان معدوم نيست          عيب جز ز انگشت نفس شوم نيست

آدمي ديد است و باقي پوست است        ديد آن است آن که ديد دوست است[6]

انسان بايد خودش را درست کند، انسان بايد انسان واقعي باشد به پول و شهوتها ننگرد اين فردکه انسان نيست انسان بايد حقيقت را ببيند.

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي ­کنم.

 

خطبه دوم

 

در خطبه دوم به بيان چند نکته مي ­پردازم. نکته اول اينست که دنياي استکبار بايد بر اين حرکت و اين هيجان و شور و خروش کشور ايران حساب کند يعني ببيند مردم ايران چه مردمي هستند چگونه به عنوان موعود جهاني به اميد ايشان هستند يعني براي بهبود وضعيت جهان بشريت به انتظار اويند و دوست دارند وضعيت جهان بهبود پيدا کند. اين حرکت و اين هيجاني که در کشور ايران است و کم کم دارد در کشورهاي ديگر اسلامي هم ايجاد مي ­شود بايد ملت ايران را باور کنند که ايران ملتي است که براي بهبود وضعيت خود و دنياي بشريت فکر مي ­کند بنابراين اين جمعيت و ملت ملتي نيستند که تن به ذلت و خواري دهند. من خطاب به دنيا عرض مي ­کنم که آن روزگار وابستگي که در زمان شاه بود سپري شده و شما بايد در مذاکراتتان با ايران راه اعتدال را پيش گرفته راه عقل را پيش گرفته نه خودتان را زحمت بدهيد و نه ما را اذيت کنيد و نه دنيا را با اين همه تحريمها دچار ضرر و خسارت کنيد اميدوارم خداوند به دنياي قدرت عقل بدهد و بفهمد که خير ملتهاي جهان و ملت خودشان در چيست اميدواريم به لطف حضرت ولي عصر(عج) و دست مبارک ايشان که بر سر اين کشور است و رهبري رهبر معظم انقلاب دام ظله که همواره در زير سايه آن حضرت آنچنان جامعه اسلامي را رهبري و امامت مي ­کنند و همه اينها نشانه امدادها و کمک حضرت ولي عصر(عج) است اميدوارم خداوند اين دست را بر سر ما مستدام بدارد. خداوند ما را مشمول دعاي خير آن بزرگوار قرار دهد.

يک نکته هم در رابطه با مسئله اطلاعات و وزارت اطلاعات و عزيزاني که در اين زمينه در کشور در حال فعاليت هستند عرض کنم. اميدوارم خداوند آنها را مدد و کمک کند. مسئله مسئله حساسي است. دنيا هرچه بيشتر پيش مي ­رود مسئله اطلاعات حساستر مي­شود، مسائل ضد جاسوسي داراي اهميت بيشتر مي ­شود، بسيار بسيار مهم است، اميدواريم دست خداي متعال بر سر شما باشد. و آن طوري که عزت کشور است بتوانيد فتنه­ها را از بين ببريد و حرکتهاي جاسوسي را بشناسيد و ان شاء الله موفق باشيد.

نکته ديگري که در ادامه خطبه­هاي قبلي راجع به نامگذاري رهبر معظم انقلاب براي امسال به عنوان سال توليد و سرمايه ملي عرض مي­ کنم. من از همين بحث خودم استفاده مي­ کنم و آن بيان حديثي است سيد بن طاووس مي ­گويد در سال 638 براي زيارت سرداب حضرت ولي عصر(عج) و محل ولادت حضرت به سامراء مشرف شدم. وقتي وارد شدم ديدم وجود اقدس امام عصر مشغول نماز است و در قنوت نماز اين دعا را مي­خواندند : «اللهم تفضل علي فقراء المؤمنين و المؤمنات بالغناء و الثروه و علي مرض المؤمنين و المؤمنات بشفاء و الصحه» سيد بن طاووس مي­گويد من اين دعا را مي ­شنيدم بنده وقتي تشرف سيد بن طاووس را نگاه مي ­کردم اين به ذهنم آمد که حضرت از خدا مي­ خواهد که فقراي امت به غنا و ثروت برسند من اين سؤال را مي ­پرسم که چطور مي ­شود که فقراء به غناء و ثروت مي ­رسند؟ چطور مي ­شود بيکارها کار پيدا مي ‌کنند؟ چطور مي ­شود که افرادي که دچار مشکل هستند مشکلاتشان حل مي­شود؟ با صدقه که نمي­شود. اين برنامه­ريزي مي­خواهد برنامه­ريزي آن هم سرمايه­گذاري و توليد در کشور و همه را به کار گرفتن است اين وظيفه ماست که اگر کسي پول داشت و با سرمايه­گذاري در کشور به خدمت به کشور و توليد نجات کشور از فقر کمک نکرد اين منتظر امام زمان نباشد اگر بنا شد که اشکال‌تراشي کند منتظر امام زمان نباشد اگر به ايجاد و وضع قوانيني که کشور را از فقر نجات مي ­دهد نپرداخت منتظر امام زمان نيست کارگر و مردمي که بايد خوب کار بکنند و کالا را خوب توليد کنند با کالاي خارجي مقابله کند اگر تقلب کنند و تنبلي کنند اينها منتظر امام زمان نيستند پس عزيزم انتظار اينست که انسان در سرمايه و توليد قرار بگيرد در خدمت ملت قرار بگيرد در اجرا، قوانين را طوري اجرا کند که مشکل توليد را رفع کند انسان مسئولانه کار کند نه براي خودش وقتي کارگر کار کند براي کشور کار کند سرمايه­دار براي کشور سرمايه­گذاري کند دستگاههاي اجرايي به ملت و کشور فکر کنند.

نکته دوم اينست که گاهي انسان به سايتها رفته خبرهايي را مي ­بيند که اين خبرها را نقل کرده بعد آن را به هم مي­ گويند و انسان ببيند درست در مي ­آيد يا نه؟ ممکن است اين خبرها اصل مهدويت را لطمه بزند. اين خبرهايي که در اين روزهاست حديثي است درباره مرگ عبدالله ولي نبايد اين عبدالله را در آخر الزمان به يکجا تطبيق کرد. اين حديث هست ولی اين درست نيست که عبدالله را به يکجا تطبيق کنند بعد بگويند مربوط به اين است. البته حديث هست و حديثي درست هم هست و متن آن را هم مي ­خوانم. روايت هم بايد داراي سند درست و هم دلالت درست باشد البته سند حديث درست است ولي تطبيق نبايد کرد حديث از فضل از عثمان بن عيسي است که از شخصيتهاي برجسته است از عماره بن مروان و از ابي بصير است که از موثقين هستند حديث سر تا پا تميز است مي ­گويد:

«عنه عن عثمان بن عيسى عن درست بن أبي منصور عن عمار بن مروان عن أبي بصير قال سمعت أبا عبد الله ع يقول من يضمن لي موت عبد الله أضمن له القائم ثم قال إذا مات عبد الله لم يجتمع الناس بعده على أحد و لم يتناه هذا الأمر دون صاحبكم إن شاء الله و يذهب ملك السنين و يصير ملك الشهور و الأيام فقلت يطول ذلك قال كلا»[7]

من شنيدم که حضرت صادق(ع) فرمود هر کس ضامن شود براي من مرگ عبدالله را من ضامن مي ­شوم براي او ظهور حضرت را. بعد مي ­فرمايد: ان شاءالله. «يضمن» در اينجا يعني هر کسي بشارت دهد مرگ عبدالله را، من بشارت ظهور حضرت را مي­دهم. اينکه اين عبدالله کيست معلوم نيست که اين عبدالله کيست وقتي عبدالله مُرد بعد از مرگ عبدالله ديگر وحدت کلمه نخواهد بود وحدت کلمه از بين خواهد رفت و حضرت کلمه ان شاءالله را مي­ فرمايند. نکته اينجاست که حکومت طولاني و سلطنت طولاني از بين خواهد رفت روزها و ماههاي سلطنت کوتاه خواهد بود. بعد ابوبصير مي ­پرسد بعد از او سلطانها مي ­آيند آيا سلطنتشان طول خواهد کشيد؟ حضرت مي­ فرمايد: خير، طول نخواهد کشيد

حضرت کلمه «ان شاء الله» را به کار مي ­برند چون ممکن است بداء حاصل شود اين يک نکته است. بعد هم اين زمانگويي نيست. من نکته­اي را که مي­ خواستم از خواندن اين حديث نقل کنم  اينست که اين تطبيق کردن که در سايتها آمده درست نيست حديث بايد سند صحيح داشته باشد معنايش هم درست است اما اين عبدالله کيست و کجاست نمي­ دانيم. نمي­ دانيم  ظهور حضرت امسال است، صد سال ديگر است، پانصد سال ديگر است. اين نکته، نکته مهمي است نبايد چيزي را با مطلبي تطبيق کرد.

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي ­کنم.   

 

 

دانلود متن کامل خطبه...

 

 



[1]
. قصص/5.

[2].بقره/26

[3].عنكبوت/56  

[4].بحارالأنوار، ج27، ص90، باب 4- ثواب حبهم و نصرهم و ولايتهم

[5]. الملاحم والفتن، السيد ابن طاووس، ص322

[6].مثنوي معنوي، دفتراول

[7]. الغيبه للطوسي، ص447، ذكر طرف من العلامات الكائنه قبل خروج

.

نمایش 170 - 166 از 179 نتیجه
تعداد در هر صفحه 5
از 36