اخبار اخبار

متن کامل سخنان حضرت آيت الله امامي كاشاني در خطبه هاي نماز جمعه تهران در 16 تیرماه 91

 

خطبه اول

 

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله العظيم في کتابه الکريم: «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ»[1]

سالروز ميلاد پربرکت امام عصر ارواحنا له الفداء را به همه انسانهاي عدالت‌جو و مظلوم و امت اسلام و ملت بزرگ ايران و شما نمازگزاران عزيز و رهبر معظم انقلاب دام ظله تبريک عرض مي­ کنم.

در خطبه اول بحثم پيرامون اين نکته است که حکومت عدل جهاني تنها يک آرزو و اميد و رجاء متعارفي نيست بلکه موضوعي قطعي است و براساس استدلالهاي علمي و سنت الهي است ولي نکته اي که نه تنها بيگانگان از اسلام مناقشه مي­کنند در ميان مسلمانان هم اين مناقشه ديده مي ­شود حتي در بحثهايي که با بعضي از علماي اهل سنت داشته­ام اين مطالب را شنيده ­ام و يک مقداري هم در نوشته ­هاي خودم در کتاب خط امان آورده ­ام و آن مطلب اينست که اين حکومت عدل جهاني قابل اجرا هست يا خير و چگونه مي ‌تواند دنياي بسيار عظيمي که شامل اديان و نژادهاي مختلف است در زير سايه يک خيمه جمع شوند؟ اين را بعضي از فلاسفه غرب که عقيده به نزول عيسي داشتند و مي­ گفتند عيسي براي حکومت عدل خواهد آمد اين ايراد را داشتند. من به آنها پاسخ مي­ دادم اين اشکالي که شما وارد مي ­کنيد براساس نژاد و آداب و رسومها آن حضرت نه به نژادها و نه به آدابها و نه به تمدنها کار ندارد اينکه مي­ گوييم تمدنها با هم فرق دارند اين به اصل قضيه آسيب وارد نمي­ کند و با آن حضرت سازگار است و اينها همه براساس عدل اسلامي است بعضي از متفکرين اهل سنت در ذيل آيه شريفه ان «هذه امتکم امه واحده» که در دو جاي قرآن کريم آمده يک جا با «إِيَّايَ فَاتَّقُون‏»[2] است و جاي ديگر با «فَإِيَّايَ فَاعْبُدُون‏»[3] آمده است از اينکه همه انبياء يک امت داشته باشند اين بحث را مطرح کرده ­اند که در حکومت مهدي آخر الزمان خواهد بود. ولي اين مناقشه را وارد کردند که چطور مي ­شود که همه ملتها يکي شوند؟ براي فرار از اين مشکل گفته ­اند حضرت مهدي با اديان و هويت اديان کار نخواهد داشت و اديان را الهي خواهد کرد و اديان بشري را حذف خواهد کرد و همه در کلمه توحيد به سر خواهند برد و کلمه «فاياي فاعبدون» را در يک جاي قرآن و «فاياي فاتقون» را در جاي ديگر قرآن استنباط کرده ­اند ولي همان علماي بزرگ اهل سنت در کتابهاي ديگرشان گفته ­اند که همه زير لواي اسلام مي ­آيند و اينکه همه زير لواي اسلام بيايند با اين تئوري که اديان به جاي خود خواهند ماند سازگار نيست. از روايات اسلامي چگونه مي ­شود فهميد که حکومت آن حضرت مي ­تواند جهاني باشد و جهاني شدنش هم تعقل دارد و اجرايي مي ­تواند باشد؟ مسائلش که هست مختلف است، بنده به سه اصل مسلم اشاره مي ­کنم که اين سه اصل در حاکميت حضرت مؤثر است.

اصل اول: مشکلات اجتماعي:

جامعه بشري به مسائلي گرفتار خواهد شد که به دنبال منجي خواهد گشت حتي در روايات ماست که به قبرستانها که بروند بر سر قبر پدرها و مادرها که مي ­روند مي­ گويند خوشا به حال شما که زندگي شما زندگي پاکيزه ­اي است شما راحت زندگي کرديد و ما چنين گرفتاريم خوشا به حال شما کاش ما جاي شما بوديم يعني اينقدر خون و خونريزي زياد شده در خونريزي هم روايت زيادي است که مردم با هم مي ‌جنگند و در ورود در جنگ با اراده وارد مي ­شوند ولي در وسط کار مي ­فهمند مشکل است و مي ­خواهند نجات پيدا کنند و به دنبال راه نجات هستند تا از حادثه جنگ بيرون بيايند اين هم باز در مشکلات جامعه آخرالزمان است.

بنده در اينجا حديثي از امام حسين عرض مي ­کنم در اين خطبه اولم بنده 5 حديث دارم که سه حديث در خطبه اول و دو حديث در خطبه دوم عرض مي­ کنم.

اما آن سه حديث در خطبه اول:

حديث اول از حضرت اباعبدالله (ع) است که به بشر بن غالب کوفي مي ­فرمايد مي ­فرمايد: «مَنْ أَحَبَّنَا لَا يُحِبُّنَا إِلَّا لِلَّهِ جِئْنَا نَحْنُ وَ هُوَ كَهَاتَيْنِ وَ قَدَّرَ بَيْنَ سَبَّابَتَيْهِ وَ مَنْ أَحَبَّنَا لَا يُحِبُّنَا إِلَّا لِلدُّنْيَا فَإِنَّهُ إِذَا قَامَ قَائِمُ الْعَدْلِ وَسِعَ عَدْلُهُ الْبَرَّ وَ الْفَاجِر»[4] هر کس ما را دوست داشته باشد دوست ندارد ما را مگر براي خدا، ما با دوستانمان روز قيامت محشور شويم در حاليکه دو تا انگشت سبابه را کنار هم بگذارد و دوشادوش يکديگر وارد مي ­شويم براي اينکه آنها ما را دوست ندارند مگر براي خدا. اما در دوستي امام عصر چنين نيست. روزگاري برسد که ما را براي دنيا دوست داشته باشند و نه براي خدا. وقتي امام عصر ظهور فرمايد عدل حضرت برّ و فاجر را فرا مي ­گيرد يعني برّش خوبان و بدان و بدکاران و مطيعان را مي­ گيرد و لذا آنچنان همه گرفتارند که مي ­گويند بيا تا ما را نجات دهي. اين نکته مهمي است کسي که حسين را دوست دارد براي دنيايش او را دوست ندارد دوستي با حسين بن علي و دوستي با امام صادق جز زحمت چيزي ديگري ندارد دوستي با ائمه جز غُصه بيشتر نيست ولي دوستي با امام عصر چه؟ اما در رابطه با دوستي امام عصر مردم براي دنيايشان او را دوست دارند تا بيايد و عدل و داد را برقرار کند و لذا از پيامبر اکرم(ص) است که مي ­فرمايد «بنا استنقذ الله الناس في أول الزمان ، وبنا يكون العدل في آخر الزمان»[5] يعني به وسيله ما انسانها در اول زمان اسلام نجات پيدا کردند ولي عدالت در آخرالزمان خواهد بود. بنابراين مسئله عدل در آخر الزمان آنچنان مشکل خواهد بود و آنچنان ظلم فراگير خواهد شد که همه چه خوب و چه بد به انتظار خواهند بود. البته آنهايي که منتظر امام زمان هستند و عشق به آن حضرت دارند ثواب اين انتظار را دارند. منظور حضرت از اين حديث اينست که حرکت جامعه بشري در آخر الزمان براي نجات از گرفتاريهاست.

اين يک نکته است. حديث ديگر از اميرالمؤمنين(ع) است که حتي از روات اهل سنت هم نقل کرده ­اند که وقتي امام عصر ظهور مي ­کند دنيا حرفش را مي ­شنود و از او اطاعت مي­ کند و زمان براي او صاف شده جهان برايش آماده شده و اصلاً با مشکلي هم روبرو نمي ­شود. البته حضرت مشکلی با ملتها ندارد اما مشکل با قدرتها و حکومتها دارد، شمشير و جنگش هم با قدرتهاست نه ملتها. ملتها در برابر او خضوع مي ­کنند چون آماده ­اند. يک جمله ­اي مناوي از علماي اهل سنت هست به نظرم مناوي است. ايشان از شخصيتهاي بزرگ اهل سنت است از شاگردانش به او مي ­گويند چطور مهدي دنيا را خواهد گرفت؟ دنياي امروز دنيايي است که آماده مي ­شود و چنان از امام استقبال مي­ کنند مثل اينکه از عروس استقبال مي ­کنند. يعني جهان با شوق و عشق به طرف ايشان مي ­رود.

و اما مطلب دوم ايسنت که قدرت غير عادي به کمک حضرت مي ­آيد و آن حضرت مسيح(ع) است. اين موضوع را نبايد دست کم گرفت. عيسي مسيح وقتي از آسمان نزول مي­ کند درحاليکه قطرات وضو بر محاسن مبارکش جاري است از آسمان نزول کرده مي­ خواهد به حضرت اقتدا کند. حضرت عقب مي­ رود، مي­ فرمايد بايست جلو، حضرت عيسی دستش را بر شانه حضرت گذاشته و مي ­فرمايد تو بايست. امام عصر مقتدا قرار مي ­گيرد حضرت عيسي که رهبر مسيحيان جهان است به امام عصر اقتدا مي ­کند شما ببينيد اگر عيسي به حضرت اقتدا کند در دنياي مسيحيت چه خواهد شد! من کاري به قدرتهاي نظامي دنياي مسيحيت ندارم که همه پوچند، آن چيزي که از ملتها در برابرش خضوع خواهند کرد عامل دوم پيشرفت حضرت مهدي است.

عامل سوم پيشرفت که در روايات ماست و سندش هم صحيح است حرکت علمي است که امام عصر(عج) دارد تمام دنيا را قبضه خواهد کرد. در اين حرکت علمي يک زمينه ايجاد خواهد شد خداوند دست رحمتش را بر سرها مي­ گذارد و ملتها رشد پيدا مي­ کنند. اين عامل به عنوان عامل ديگري است که در پيشرفت حضرت مهدي مؤثر است. يعني جهان در جهل باقي نخواهد ماند، عقلها بالغ خواهند شد و ديده­ها باز خواهند شد. بنابراين عقلها و بينشها روشن خواهند شد. بنابراين اصل سوم اصلي مهم است و آن اينست که طبق فرمايش حضرت صادق(ع) که دو حرف از علوم بشر در دست بشر است وقتي حضرت مهدي(عج) بيايد اين دو حرف به 27 حرف خواهد رسيد؛ يعني 25 حرف مطرح خواهد شد. با آن دو تا 27 حرف مي ­شود که در تمام دنيا اين 27 حرف از علوم را پخش خواهد کرد. اين 27 حرف نه تنها شامل علوم الهي است بلکه شامل تکنيک است. بسياري از مسائل علمي، خلاقيتها و ابداعها خواهد بود که دنيا را به خودش جلب خواهد کرد. بنابراين اينها عواملي است که حضرت را موفق خواهد کرد که علاوه بر دستهاي غيبي که پشت سر حضرت است و حضرت را امداد غيبي مي ­کند. اين بحث مفصلي است که در اينجا نمي ‌گنجد.

بهر حال در اين خطبه خواستم به اين شبهه که چگونه امکان دارد اين اتفاق در جهان اتفاق بيفتد را پاسخ بدهم. اين مسائل البته با سنت الهي و روايات اسلامي بايد طرح و پاسخ داده شود جوانهاي ما پژوهشگران ما دانشگاهيان ما توجه کنند که دنيا را بايد درست فهميد به قول مولاي رومي:

دو  سر  انگشت  بر  دو  چشم نه          هيچ  بيني  اين جهان  انصاف ده

گر نبيني اين جهان معدوم نيست          عيب جز ز انگشت نفس شوم نيست

آدمي ديد است و باقي پوست است        ديد آن است آن که ديد دوست است[6]

انسان بايد خودش را درست کند، انسان بايد انسان واقعي باشد به پول و شهوتها ننگرد اين فردکه انسان نيست انسان بايد حقيقت را ببيند.

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي ­کنم.

 

خطبه دوم

 

در خطبه دوم به بيان چند نکته مي ­پردازم. نکته اول اينست که دنياي استکبار بايد بر اين حرکت و اين هيجان و شور و خروش کشور ايران حساب کند يعني ببيند مردم ايران چه مردمي هستند چگونه به عنوان موعود جهاني به اميد ايشان هستند يعني براي بهبود وضعيت جهان بشريت به انتظار اويند و دوست دارند وضعيت جهان بهبود پيدا کند. اين حرکت و اين هيجاني که در کشور ايران است و کم کم دارد در کشورهاي ديگر اسلامي هم ايجاد مي ­شود بايد ملت ايران را باور کنند که ايران ملتي است که براي بهبود وضعيت خود و دنياي بشريت فکر مي ­کند بنابراين اين جمعيت و ملت ملتي نيستند که تن به ذلت و خواري دهند. من خطاب به دنيا عرض مي ­کنم که آن روزگار وابستگي که در زمان شاه بود سپري شده و شما بايد در مذاکراتتان با ايران راه اعتدال را پيش گرفته راه عقل را پيش گرفته نه خودتان را زحمت بدهيد و نه ما را اذيت کنيد و نه دنيا را با اين همه تحريمها دچار ضرر و خسارت کنيد اميدوارم خداوند به دنياي قدرت عقل بدهد و بفهمد که خير ملتهاي جهان و ملت خودشان در چيست اميدواريم به لطف حضرت ولي عصر(عج) و دست مبارک ايشان که بر سر اين کشور است و رهبري رهبر معظم انقلاب دام ظله که همواره در زير سايه آن حضرت آنچنان جامعه اسلامي را رهبري و امامت مي ­کنند و همه اينها نشانه امدادها و کمک حضرت ولي عصر(عج) است اميدوارم خداوند اين دست را بر سر ما مستدام بدارد. خداوند ما را مشمول دعاي خير آن بزرگوار قرار دهد.

يک نکته هم در رابطه با مسئله اطلاعات و وزارت اطلاعات و عزيزاني که در اين زمينه در کشور در حال فعاليت هستند عرض کنم. اميدوارم خداوند آنها را مدد و کمک کند. مسئله مسئله حساسي است. دنيا هرچه بيشتر پيش مي ­رود مسئله اطلاعات حساستر مي­شود، مسائل ضد جاسوسي داراي اهميت بيشتر مي ­شود، بسيار بسيار مهم است، اميدواريم دست خداي متعال بر سر شما باشد. و آن طوري که عزت کشور است بتوانيد فتنه­ها را از بين ببريد و حرکتهاي جاسوسي را بشناسيد و ان شاء الله موفق باشيد.

نکته ديگري که در ادامه خطبه­هاي قبلي راجع به نامگذاري رهبر معظم انقلاب براي امسال به عنوان سال توليد و سرمايه ملي عرض مي­ کنم. من از همين بحث خودم استفاده مي­ کنم و آن بيان حديثي است سيد بن طاووس مي ­گويد در سال 638 براي زيارت سرداب حضرت ولي عصر(عج) و محل ولادت حضرت به سامراء مشرف شدم. وقتي وارد شدم ديدم وجود اقدس امام عصر مشغول نماز است و در قنوت نماز اين دعا را مي­خواندند : «اللهم تفضل علي فقراء المؤمنين و المؤمنات بالغناء و الثروه و علي مرض المؤمنين و المؤمنات بشفاء و الصحه» سيد بن طاووس مي­گويد من اين دعا را مي ­شنيدم بنده وقتي تشرف سيد بن طاووس را نگاه مي ­کردم اين به ذهنم آمد که حضرت از خدا مي­ خواهد که فقراي امت به غنا و ثروت برسند من اين سؤال را مي ­پرسم که چطور مي ­شود که فقراء به غناء و ثروت مي ­رسند؟ چطور مي ­شود بيکارها کار پيدا مي ‌کنند؟ چطور مي ­شود که افرادي که دچار مشکل هستند مشکلاتشان حل مي­شود؟ با صدقه که نمي­شود. اين برنامه­ريزي مي­خواهد برنامه­ريزي آن هم سرمايه­گذاري و توليد در کشور و همه را به کار گرفتن است اين وظيفه ماست که اگر کسي پول داشت و با سرمايه­گذاري در کشور به خدمت به کشور و توليد نجات کشور از فقر کمک نکرد اين منتظر امام زمان نباشد اگر بنا شد که اشکال‌تراشي کند منتظر امام زمان نباشد اگر به ايجاد و وضع قوانيني که کشور را از فقر نجات مي ­دهد نپرداخت منتظر امام زمان نيست کارگر و مردمي که بايد خوب کار بکنند و کالا را خوب توليد کنند با کالاي خارجي مقابله کند اگر تقلب کنند و تنبلي کنند اينها منتظر امام زمان نيستند پس عزيزم انتظار اينست که انسان در سرمايه و توليد قرار بگيرد در خدمت ملت قرار بگيرد در اجرا، قوانين را طوري اجرا کند که مشکل توليد را رفع کند انسان مسئولانه کار کند نه براي خودش وقتي کارگر کار کند براي کشور کار کند سرمايه­دار براي کشور سرمايه­گذاري کند دستگاههاي اجرايي به ملت و کشور فکر کنند.

نکته دوم اينست که گاهي انسان به سايتها رفته خبرهايي را مي ­بيند که اين خبرها را نقل کرده بعد آن را به هم مي­ گويند و انسان ببيند درست در مي ­آيد يا نه؟ ممکن است اين خبرها اصل مهدويت را لطمه بزند. اين خبرهايي که در اين روزهاست حديثي است درباره مرگ عبدالله ولي نبايد اين عبدالله را در آخر الزمان به يکجا تطبيق کرد. اين حديث هست ولی اين درست نيست که عبدالله را به يکجا تطبيق کنند بعد بگويند مربوط به اين است. البته حديث هست و حديثي درست هم هست و متن آن را هم مي ­خوانم. روايت هم بايد داراي سند درست و هم دلالت درست باشد البته سند حديث درست است ولي تطبيق نبايد کرد حديث از فضل از عثمان بن عيسي است که از شخصيتهاي برجسته است از عماره بن مروان و از ابي بصير است که از موثقين هستند حديث سر تا پا تميز است مي ­گويد:

«عنه عن عثمان بن عيسى عن درست بن أبي منصور عن عمار بن مروان عن أبي بصير قال سمعت أبا عبد الله ع يقول من يضمن لي موت عبد الله أضمن له القائم ثم قال إذا مات عبد الله لم يجتمع الناس بعده على أحد و لم يتناه هذا الأمر دون صاحبكم إن شاء الله و يذهب ملك السنين و يصير ملك الشهور و الأيام فقلت يطول ذلك قال كلا»[7]

من شنيدم که حضرت صادق(ع) فرمود هر کس ضامن شود براي من مرگ عبدالله را من ضامن مي ­شوم براي او ظهور حضرت را. بعد مي ­فرمايد: ان شاءالله. «يضمن» در اينجا يعني هر کسي بشارت دهد مرگ عبدالله را، من بشارت ظهور حضرت را مي­دهم. اينکه اين عبدالله کيست معلوم نيست که اين عبدالله کيست وقتي عبدالله مُرد بعد از مرگ عبدالله ديگر وحدت کلمه نخواهد بود وحدت کلمه از بين خواهد رفت و حضرت کلمه ان شاءالله را مي­ فرمايند. نکته اينجاست که حکومت طولاني و سلطنت طولاني از بين خواهد رفت روزها و ماههاي سلطنت کوتاه خواهد بود. بعد ابوبصير مي ­پرسد بعد از او سلطانها مي ­آيند آيا سلطنتشان طول خواهد کشيد؟ حضرت مي­ فرمايد: خير، طول نخواهد کشيد

حضرت کلمه «ان شاء الله» را به کار مي ­برند چون ممکن است بداء حاصل شود اين يک نکته است. بعد هم اين زمانگويي نيست. من نکته­اي را که مي­ خواستم از خواندن اين حديث نقل کنم  اينست که اين تطبيق کردن که در سايتها آمده درست نيست حديث بايد سند صحيح داشته باشد معنايش هم درست است اما اين عبدالله کيست و کجاست نمي­ دانيم. نمي­ دانيم  ظهور حضرت امسال است، صد سال ديگر است، پانصد سال ديگر است. اين نکته، نکته مهمي است نبايد چيزي را با مطلبي تطبيق کرد.

خودم و عزيزان را به ورع و تقوا توصيه مي ­کنم.   

 

 

دانلود متن کامل خطبه...

 

 



[1]
. قصص/5.

[2].بقره/26

[3].عنكبوت/56  

[4].بحارالأنوار، ج27، ص90، باب 4- ثواب حبهم و نصرهم و ولايتهم

[5]. الملاحم والفتن، السيد ابن طاووس، ص322

[6].مثنوي معنوي، دفتراول

[7]. الغيبه للطوسي، ص447، ذكر طرف من العلامات الكائنه قبل خروج

.

نظر
لینک مطلب :