عظمت روزه عظمت روزه

 

عظمت روزه1

 

 

«يا اَيُّها الذّينَ آمنوا كُتِبَ عَلَيْكُم صيام كما كُتِبَ علي الذين مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُم تَتَّقون»[2]

«اي كسانيكه ايمان آورده­ايد بر شما هم روزه داشتن فرض گرديد چنانكه بر امم گذشته فرض شد و اين دستور براي آن است كه پاك از شهوات حيواني شده و پرهيزگار شويد.»

آداب روزه­داري و ارزش و آثار روزه گرفتن چيستند و چگونه مي­توان آنها را بدست آورد؟

روايات دربارة روزه و ارزش روزه آنچJنان عالي است كه در مورد هيچ عبادتي چنين تعابيري به ما نرسيده­است.

فضيل بن يسار از حضرت ابي جعفر امام محمد باقر(ع) نقل مي­نمايد كه فرمودند:

 قال رسول الله (ص): قال الله عزو جل الصَّوْمُ لي و اَنا اَجْزي به ‌‌[اَنا اُجْزي به][3]

« خداوند تبارك و تعالي فرمود: روزه براي من است و من جزا مي­دهم [يا جزا داده مي­شوم به آن، يعني جزاي روزه منم.»

در كتاب كافي با يك كلمه تفاوت نقل شده است و به جاي «اجزي به» «عليه» آمده است: «قال رسول الله(ص): قال الله عزوجل الصَّوْمُ لي و انا اَجْزي عليه [اُجْزي عليه][4]

در «معاني الاخبار» اين كلمات اضافه شده كه پيغمبر اكرم (ص) فرمودند كه خداوند فرموده هر عمل بني آدم هر يكي 10 برابر ثوابش است تا 700 برابر.

«قال رسول الله (ص) قال الله عَزَّ و جَلَّ كُلُ اَعْمال بَني آدم بِعَشْرَة اَضْعافِها الي سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ اِلّا الصَبر فَاِنَّهُ لي و اَنا اَجْزي [اُجْزي] به فَثَوابُ الصَبْر مَخزونٌ في علم الله عزوجل و الصَبْرُ الصَّوْم»[5]

پس هر عملي از انسان، نمازش، انفاقش، جهادش، فداكاريش، هر يك ده برابر ثوابش است تا هفتصد برابر. همانطوركه قرآن كريم مي­فرمايد:

«مَثَلُ الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله كَمَثَل حَبَّةٍ اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في كُلِّ سُنْبُلَةٍ مائَةُ حَبَّةٍ والله يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاء والله واسعٌ عليم»[6]

هر عملي كه انسان انجام مي­دهد خداوند اجر و پاداش چند برابر عطا مي­كند كه ميزان تضاعف و زياد شدنش مرتبط با اخلاص و نيت شخص در عمل مي­باشد كه در كتب حديثي نيز به آن اشاره شده است. در تفسير عياشي در حديثي امام باقر (ع) مي­فرمايد كه خداوند به قدر صحت ايمانش بر حسنات مؤمن مي­افزايد: «و يزيد الله المؤمن في حسناته علي قدر صحّته ايمانه أضعافاً مضاعفة كثيرة...»7

 اما در اين ميان يك عبادت است كه وراي اين محاسبات است بلكه جزايش را خدا مي­دهد يا خدا جزاي اين عمل است. روايات فراواني به اين مضمون نقل شده كه در مجموع تعدادشان  8 روايت است.8

راجع به معناي اين حديث همانطور كه بزرگان فهم معارف اسلام گفته­اند، هر عملي را خدا جزا مي­دهد و هر عملي از انسان براي خودش است. چطور در اين روايات آمده كه عمل ابن آدم براي خودش است و خدا به او جزا مي­دهد جز روزه كه براي من است و من جزاي او هستم.

بعضي چنين معنا كرده­اند كه چون روزه از نظر ظهور هيچ ظهوري ندارد، يعني آشكار نيست، در حاليكه در نماز و جهاد اعمالي انجام مي­شود كه ظهور و عينيت خارجي دارد و اطرافيان متوجه آن مي­شوند ولي روزه يك سلسله تروك نظير نخوردن و نياشاميدن است، بنابراين عبادتي است كه همه­اش باطن و مخفي است. اما چيزي كه چنين توضيحي را زير سؤال مي­برد اين است كه در ساير عبادات نيز گاه مي­شود كه هيچكس متوجه نمي­شود و ظهوري ندارد، آيا در اين مواقع پاداش آنها نيز چنين خواهد بود.

همچنين اين بيان بر تقدير اين است كه عبارت را «اَنا اَجْزي به يا اَجْزي عليه» بخوانيم. اما اگر مجهول خوانديم يعني «اُجْزي عليه» خوانديم يعني روزه مال من است و من جزاي روزه هستم. حال بايد تحقيق نمود كه روزه مال من است و من جزاي روزه هستم يعني چه؟ روزه مال من است شايد به اين معنا باشد كه كسي از اول طلوع صبح تا مغرب از همة خواسته­هاي بدني­اش براي اطاعت از خدا صرف­نظر مي­كند و متوجه خـدا مي­شود. اين توجه به خدا و اين سوق انسان به خدا و اين حالت انسان در روزه چنان ارزشمند است كه تنها خـداوند پاداشش است اين پاداش رضوان خدا و لقاء خدا است، و چنين انساني به مقام لقاء خـداوند نايل مي­شود. محيي الدّين در كتاب فتوحات مكّيه به اين حديث اشاره مي­كند و پاداش بودن خدا براي روزة مؤمن را نظير كلام وارده در سورة يوسف مي­­داند كه ندا داده شد:

«قالوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ في رَحْلِه فَهُوَ جَزاؤُه»9

«گفتند جزاء آنكس كه اين جام در رحل او يافت شود خود اوست»

خداوند نيز مي­فرمايد: روزه براي من است كه انسان به من بنگرد ، چون به من مي­نگرد پس به من متصل مي­شود، پس من جزاي او هستم.

 برداشت قطعاً بسيار زيباتر اين است كه فعل را معلوم بخوانيم.

راز عظمت روزه­داري ولي هزار نكـته باريكـتر ز مو اينجاست. چرا روزه­داري پاداشش خـداست، آن روزه­داري كه روزه­دار به وظيفه­اش عمل كند.

از پيغمبر اكرم (ص) از طرق عامه روايت شده:

«مَنْ تَاَمَّلَ خَلْقَ امْرَأَةٍ حَتّي يَتَبَيَّنَ لَهُ حَجْمُ عِظامِها مِنْ وَراءِ و هُوَ صائِمُ فَقَدْ اَفْطَرَ»10

«كسي كه در زني دقت كند كه از پشت چادر حجم بدنش را ببيند، اگر اين آدم روزه­دار باشد روزه­اش را افطار كرده است.»

مقصود اين نيست كه روزه­اش باطل است بلكه چنين شخصي جمال حق را مشاهده نمي­كند. همچنين فيض كاشاني در كتاب «محجّة البيضاء» از شيخ صدوق قدس سره نقل مي­نمايد كه:

«و مَنِ اغْتابَ مسلماً بَطَلَ صَّوْمَهُ و نقص وضوءة.»11

« كسي كه از مسلماني غيبت كند روزه­اش باطل است.»

مجموعه روايات اسلامي بيانگر اين حقيقت است كه روزه انسان را الهي مي­كند.

و البته براي رسيدن به اين نتيجه شخص روزه­دار بايد حق هر عضوي از اعضاي بدنش نظير حق گوش، حق چشم، حق مغز را ادا كند تا روزه­اش روزه واقعي محسوب شود.

قال علي بن الموسي الرضا (ع) «قَدْ جَعَلَ الله عَلي كُلِ جارِحَةٍ حَقَّاً للصيام فَمَنْ ادي حقََّها كان صائماً و مَنْ تَرَكَ شيأً مِنها نَقَصَ مِنْ فَضْل صَوْمَهُ بِحَسْبِ ما تَرَكَ مِنْها»12

«خداوند براي هر عضوي از اعضاي بدن روزه­دار حـقي را قرار داده پس اگر حـق آنها را ادا نكرد و عمل به وظيفه­اش نكرد اين ارزش روزه را از بين مي برد.»

همچنين از امام صادق (ع) روايت است كه:

«و في صحيح سَأَلَ هِشامُ بْنُ الحكم ابا عبدالله | عَنْ علَِّةِ الصيام . فَقال اِنَّما فَرَضَ اللهُ عَزَّو جَلَّ الصيام لِيَسْتَويَ بِهِ الغَنِيُّ و الفقير و ذلك اِنَّ الغنَّيُ لَمْ يَكُنْ لِيَجِدَ مَسَّ الجوعَ فَيَرْحَمَ الفقير لِاَنَّ الغَنيَّ كُلَمّا اَرادَ شيْاً قَدَرَ عَلَيْهِ فَاَرادَ اللهُ عَزَّوجَلَّ اَنْ يُسَوّيَ بَيْنَ خَلْقِهِ و اَنْ يُذيقَ الغنيَّ مَسَّ الجوع و الاّ لَمْ لِيَرِقَّ علي الضعيف فَيَرْحَمَ الجائع.»13

« هشام ابن الحكم از امام صادق (ع) از علت روزه پرسيد. امام صادق (ع) پاسخ دادند: خداوند روزه را واجب كرد تا غني و فقير را در مساوات با هم قرار دهد و اين براي اينست كه غني گرسنگي را احساس كند تا به فقير رحم كند زيرا انسان غني هر چه را بخواهد قادر است تهيه كند  پس خداوند خواست چنين تسويه­اي را بوجود آورد كه غني بر فقير رقت كند و بر گرسنه رحم كند.»

خداوند روزه را واجب كرد تا غني و فقير را در مساوات با هم قرار دهد. چون آدمي كه غني است گرسنگي را تحمل نمي­كند. انسان غني هر چه بخواهد مي­خرد و مي­خورد، چون پول دارد اما خداوند روزه را قرار داد كه انسان در اثر روزه به ياد فقير بيفتد. و لذا اغنيای ما بايد بياد فقراء بيفتند. انسان تا خود مزّة فقر را نچشد و احساس جوع نكند احساس گرسنگان را نمي­فهمد و درك نمي­كند. پس براي روزه­داري، بايد حق همة اعضا و جوارح را ادا كرد و چنين نيست كه انسان مال را براي خودش جمع كند و به فكر ضعفاء و گرسنگان نباشد بعد هم خود را روزه­دار واقعي بداند. بلكه بنا به فرمودة امام صادق (ع) يك بعد مهم و اصلي روزه رسيدگي به وضع مردم است. به قول سعدي:

     مسلم كسي را بود روزه داشت                              كه بيچارگان را بود نان و چاشت

    وگرنه چو حاجت كه از خود بري                            زخود باز گيري هم خود خوري

پس نمي­شود كه انسان زندگي را براي خود بخواهد و خود را روزه­دار نيز بداند.

اگر حديث را به صورت مجهول بخوانيم: «و انا اُجْزي عليه»، «وانا اُجْزي به»14 در اين صورت معنا اين خواهد بود كه جمال حق در برابر روزه­دار است. آن روزه­داري است كه در تمام ابعاد شيطان را از خودش دور مي­كند و همه اعضاء بدنش روزه­دار است به لقاء و ديدار جمال الهي فائز مي­شود. نشانة چنين فوزي تقواي الهي است و روزه بايد در قلب و دل تقوا بيافريند. «يا اَيُّها الذّين آمَنوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصيام كَما كُتِبَ علي الذّين مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقون»15

روزه بايد انسان­ساز باشد. مناجاتهاي شبانه، دعاي ابوحمزه ثمالي، دعاي افتتاح، همه بايد  در ساختن روح و تقواي الهي مؤثر باشد. همة دعاها براي اينست كه انسان را متوجه كند كه انسان در اين ماه مبارك خودش را بسازد. هر كدام از اين سه دعا يك پيامي دارد. دعاي سحر پيامش توجه انسان به همة هستي است و ديدن هستي به چشم زيبايي است. دعاي ابوحمزه ثمالي پيامش دردها و بدبختي­ها و خسارتهاي آدمي در برزخ و قيامت است. دعاي افتتاح توجه به اجتماع است. در دعاي سحر مي خوانيم:

«اللهم انّي اَسئلُكَ مِنْ بَهائكَ بِاَبْهاه»16

«خدايا از تو درخواست مي كنم به حق نوراني­ترين مراتب انوارت»

چقدر زيبا و بلند است اين مضمون: خدايا همة هستي زيباست و همة هستي بهاي توست. ولي امروز بهاي عالم يعني آن چيزي كه از همه زيباتر است وچهرة خداست، وجود مقدس وليعصر (عج) است.

«اَللهمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِه و كُلُّ جَمالِكَ جَميل.»17

«خدايا از تو درخواست مي­كنم به حق نيكوترين مراتب جمالت»

يعني همة هستي زيباست يعني من روزه­دار به همة عالم به زيبايي مي­نگرم، به اعتدال مي­نگرم، نقص را از خودم مي­دانم و به اجمال جمالت كه چهرة مقدس ولي عصر (عج) است در روي زمين، به اين حقيقت توجه مي­كنم.

و در دعاي ابوحمزه ثمالي آمده:

«اِلهي لا تُؤَدِبْني بِعُقوبَتِك و لا تَمْكُرْ بي في حيلَتِك»18

«خداوندا مرا به عقاب خود ادب مكن و براي مجازات عملم به مكر وحيله­ات به عقوبت ناگهانيت غافلگيرم مكن.»

از آن راز و نياز، از آن عرفان بالا، از آن نظر پاك و از آن نظر واقع بين به سر تا پاي خود  برمي گردد و به بدبختي خود نگاه مي كند و مي­گويد: خدايا مرا به عقوبت خود ادب نكن.

«اَنْظُرُ مَرَةً عًنْ يَميني و اُخْري عَنْ شمالي اَذا لخلائق في شأن غير شأن لِكُل امري يَومَئِذ منهم شَأن يُغنيه»19

«گاهي به جانب راست خود مي­نگرم و گاهي به جانب چپ خود، در آن حال كه خلايق  هر كسي به كاري غير كار من مشغولند هر شخصي در آن روز محتاج است به كار خود و از توجه غير بي نياز است.»

خدايا چه خواهم كرد وقتي سرم را از خاك بردارم آن وقت است كه بار سنگين اعمالم را بر دوشم احساس مي­كنم و به جوانبم مي­نگرم، در آن روز همة بندگان گرفتار اعمالشان هستند، من هم گرفتارم.

  

 

منابع و مراجع:

1. خطبة نماز جمعة تهران به امامت حضرت آيت الله امامي كاشاني امام جمعة موقت تهران در تاريخ 23/12/70 .

2. سورة بقره، آية 183.

3. بحارالانوار، ج 93، ص 256، باب 30، فصل الصوم.

4. الكافي، ج 4، ص 63، و نيز بنگريد: من لايحضره الفقيه، ج2، ص75 و مستدرك بحارالانوار، ج7، صص 498،  500 و 501 و مكارم الاخلاق، ص138.

5. بحارالانوار، ج 93، ص 252، باب 30 ـ فضل الصيام؛ معاني الاخبار، ج 409 ، باب نوادر المعاني.

6. سورة بقره، آية 261.

7. بحارالانوار، ج65، ص 284.

8. بنگريد: جامع الاحاديث شيعه، آيت الله آقاي بروجردي.

9. فتوحات، ج1، ص 602.

10. ميزان الاعتدال، الذهبي، ج1، ص 509؛ الكامل، عبدالله بن عدي، ج3،  ص 76؛ وسائل الشيعه، ج 10، ص 129.

 

11. المحجة البيضاء، ج5، ص 354.

12. فقه الرضا، صفحة 201، باب 29 ـ باب الصوم.

13. من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 73.

14. بحارالانوار، ج 93، ص 256.

15. سورة بقره، آية 183.

16 و 17. دعاي سحر، مفاتيح الجنان.

18. دعاي ابوحمزه ثمالي، مفاتيح الجنان؛ بلدالامين، ص 205، باب شهر رمضان.

19. مصباح الكفعمي (دعاي سحر، ص 595)؛ ابوحمزة ثمالي، مفاتيح الجنان.